کتابداران فردا

ارزش گلايه ما بيش ازاينهاست

قبل ازهرچيز لازم مي دانيم كه يك خبر تازه را بدهيم و آن اينكه سرعت رايانه هاي مخصوص جستجوي كتاب و نشريه كه يك برنامه مشهور رويشان نصب است، بالا رفته؛البته هنوز موفق به دريافت علت آن نشده ايم. اين جاي خوشحالي را دارد.
خب برويم سر كارخودمان. اينبار مي خواهيم از ميزان روزآمدي دانشجويان و استفاده ازمنابع كمي ناله سربدهيم. مسلما مي دانيد كه نشريات ادواري روح هررشته اي مي باشند و به دليل اينكه مطالب تازه و متنوع درآنها به چاپ مي رسد، نسبت به كتاب-البته دراين سطح-ارجحيت دارند. كتابخانه هم درقبال تهيه اين منابع مسئوليت حساسي دارد. اززمان انتخاب نشريه تا تماس با كارگزاران و درنهايت افزودن نشريات به مجموعه، اتفاقهاي مهمي مي افتد كه مراجعين ازآنها ناآگاهند.
روزي با يكي ازدوستان دربخش نشريات كتابخانه دانشگاه، صحبت مي كرديم كه بحث همين نشريات پيش آمد. اگردانشجوي دانشگاه شيراز نيستيد، بدانيد كه كتابخانه ميرزا يكي ازكاملترين مجموعه ها را درزمينه هاي علوم انساني دراختيار دارد و روي قفسه ها عناوين مختلفي ازنشريات به چشم مي خورد. چه فارسي و چه لاتين. ولي خب مساله اي دراينجاست. آن اينكه متاسفانه دانشجويان ما، معمولا دربخش نشريات صرفا به مطالعه روزنامه ها مي پردازند و بعضا بخش نشريات شده محلي براي استراحت! خيلي كم پيش آمده كه ما ببينيم اين بخش شلوغ باشد و تمام نشريات تورق شوند. گاهي دلمان خواسته كه ببينيم افراد سرخواندن نشريات با هم دعوايشان شود تا دريابيم كه يك نشريه چقدر خواهان دارد! و بازهم متاسفانه بسياري ازدانشجويان خبرندارند كه درزمينه رشته علمي شان چه نشرياتي است و با چه محتواهاي عالي. مثلا درمورد رشته خودمان. خيلي ازدانشجويان نمي دانند كه نشريه به نام ((كاما)) درزمينه رشته اي ما به فارسي منتشر مي شود. يا اينكه ازوجود مطالب تازه و آموزنده درONLINE MAGAZINE بي خبرند. به هرحال كتابخانه دارد هزينه اي هنگفت را براي خريد اين نشريات صرف مي كند و سودمندي خريد زماني مطرح مي شود كه استفاده كنندگان ازنشريات فراوان باشند. درغيراين صورت هم البته اين كتابخانه نيست كه ضرر مي كند؛چراكه مجموعه آن كامل و كاملتر مي شود. اين وسط، دانشجويان و استاداني متضرر مي شوند كه ازاين منابع اطلاعاتي غني سود نمي برند. درهرصورت، بايد گفت كه كتابداران همواره آماده خدمت رساني و منابع آماده اطلاع رساني هستند. اگر دانشجويان و اساتيد تحقيق و جستجو و تحرك علمي را نمي پسندند، وظيفه كتابداران فرداست كه با ترفندهاي تبليغاتي هم كه شده، آنها را با مطالعه صحيح آشتي دهند. پس اي كتابداران فردا، بياييد كه براي نهادينه شدن مطالعه و پويايي علمي و فرهنگي جامعه، فكري اساسي كنيم و وارد ميدان عمل شويم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

كتاب درنگاه ديگران


يكي ازكتابفروشان شهرناپل ايتاليا، هنگامي كه صبح به مغازه آمد ، ديد درسمت چپ و راست مغازه اش دو آگهي بزرگ چسبانده اند با اين مضمون: بزرگترين كتابفروشي ناپل و بزرگترين كتابفروشي ايتاليا. صاحب مغازه كوچك و محقر،مغزخودرا به سرعت به كارانداخت و پارچه اي را بالاي مغازه اش زد: (( درب اصلي و ورودي))
جالب بود؟!
منبع: گزارش كتاب، دي 1381
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

شتاب کتابدار

شتاب کتابدارچیست؟

شتاب کتابدار نرم افزاری است برای تمام کسانی که به نشر الکترونیکی می اندیشند. به ویژه ناشران کتاب و سازندگان نرم افزارهای آموزشی. اگر تا کنون در زمینه نشر کتابهای الکترونیکی اقدامی نکرده اید، هم اکنون شما هم می توانید به آسانی به جمع ناشران کتابهای الکترونیکی بپیوندید.



شتاب کتابدار یک نرم افزار بسیار قدرتمند است که مانند سایر محصولات شرکت شتاب استفاده از آن بسیار ساده و راحت می باشد. در شتاب کتابدار شما می توانید فقط به وسیله چند مرحله ساده کتابهای الکترونیکی بسازید و آنها را در قالب یک برنامه محصول شرکت خود برای توزیع و پخش آماده کنید. کاربران می توانند از این محصول شما به عنوان یک برنامه کاربردی استفاده کنند. در واقع خروجی برنامه شتاب کتابدار یک برنامه کاربردی مستقل است.

شتاب کتابدار نرم افزاری چند زبانه است و شما می توانید به وسیله شتاب کتابدار برنامه هایی با زبانهای مختلف بسازید. در نتیجه

برنامه های شما محدود به زبان کاربران شما نخواهند بود و شما می توانید تعداد بسیار زیادی از کاربران را برای برنامه خود تحت پوشش قرار دهید.

شتاب کتابدار نرم افزاری است با کاربردهای متنوع از جمله:

ساختن انواع کتابهای الکترونیکی

ساختن انواع CD و DVD های چند رسانه ای (Multimedia)

ساختن انواع CD و DVD های آموزشی

ساختن راهنمای برنامه های کاربردی (Application Help System)

آرشیو اطلاعات بسیار حجیم
فرمتهای پشتیبانی شده در شتاب کتابدار:

شتاب کتابدار دامنه گسترده ای از فرمت فایلها را مانند swf, pdf, ra, mp3, jpg, html پشتیبانی می کند. این تنوع فرمتها باعث می شود که برنامه های ساخته به وسیله شتاب کتابدار کاملاً چند رسانه ای (Multimedia) باشند. این فرمتها عبارتند از:

انواع فایلهای متنی (txt, rtf, pdf, mht, html و ... )

انواع فایلهای عکس ( png, tiff, ico, wmf, emf, bmp, gif, jpg و ... )

انواع فایلهای صوتی ( mp3, wav, ra و... )

انواع فایلهای تصویری ( avi, dat, mpeg, mpg, asf, ra, rm. و ... )

کلیه فایلهای Internet Explorer (xml, mht , htm , html و ... )

کلیه فایلهای Real Player ( ra, rm, ram )

کلیه فایلهای Macromedia Flash ( swf )

کلیه فایلهای Adobe Acrobat (pdf )

پست الکترونیکی: support@shetab.com
سایت اینترنت: www.shetab.com
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٢٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

ما بدينجا نه پي حشمت و جاه آمده ايم

اين مطلب ربطي به كتابداري و اطلاع رساني ندارد.البته بي ربط هم نيست. فقط يك اطلاع رساني دقيق مي باشد! طي يك مراسمي ازاعضاي فعال انجمنهاي علمي دانشجويي دردانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شيراز تقدير شد. اين مراسم تقريبا ازساعت 15 روزيكشنبه 28ارديبهشت آغازشد و درساعت 17 همانروز هم تمام شد! به دليل نفوذ بچه كتابدارها و كتابداران فردا درهمه جا، مجري برنامه هم ازبخش پرافتخار علوم كتابداري واطلاع رساني خودمان بود. يعني آقاي رضا بصيريان. دراين برنامه آقايان افسر،دكتر ثواقب و دكتر نمازي كه به ترتيب مربوط به امورانجمنهاي علمي-اگراشتباه نكرده باشيم- و دومي رئيس دانشكده هستند،محض اطلاع، به سخنراني پرداختند كه ازسوي برخي دانشجويان بسيار مورد استقبال قرار گرفتند. اين را ازمي توانستيد ازروي ترك تالار و فكر كردن باصداي بسيار بلند آنها درك كنيد! به هرحال مخلص كلام مي خواهيم بگوييم دريك جلسه كه دبير انجمن ما كلاس داشته و هريك ازما ناپديد شده بوديم، تصميماتي پشت ميزهاي چوبي گرفته شد كه ما بي خبر مانديم و سرمان كلاه رفت.يعني برخي بخشها تا 10 نفر را معرفي كرده بودند ولي بخش مافقط 6نفر! خوب بماند! آقاي حميدي به عنوان دبير انجمن ما،خانمها جوكار،حراف،صابري و مياندهي هم به عنوان اعضاي فعال انجمن كه هريك در فعاليتهاي مختلف شايستگي خودرا نشان داده بودند، ازبخش ما معرفي شدند. اگر مي خواهيد بدانيد چي گرفتند يك كلاسور شفاف، يك خودكار و خودنويس نفيس، يك لوح تقدير كه البته مال دبراي(دبيران) انجمنها ازجنس خاتم بود. آخربرنامه هم مراسم فالوده خوران بود! درضمن ازكساني كه به عنوان گروه موسيقي مي خواهند دراين برنامه ها شركت كنند، تقاضا مي كنيم كه خواننده را كسي بياورند كه جماعت صداي قهقه كوچكشان به گوش نرسد! بازهم درضمن سرمان كلاه رفت! بنهاي كتاب كه قرار بود بدهند تا باآن كتاب حقوق بخريم وسط راه به خودكار و خودنويس تبديل شد!
جادارد ازآقاي شاپورمحمدي كه نقش عمده اي را درصرف فالوده داشتند تشكر كنيم. به هرحال چون كار ما اطلاع رساني است،هرچيزي مربوط به رشته مان باشد را گزارش مي دهيم خدمتتان تاگوشي دستتان بيايد. فكر مي كنيم به قدري شفاف جريان را بيان كرديم كه فقط رنگ پرده هاي تالار علامه جعفري را كه قرمز بود و با كنترل ازراه دور هدايت مي شد،ازقلم انداختيم. اين هم يك تنوع است كه به ما نگويند چرا همواره به انتقاد مشغوليد و چرا دمب گربه خانگي شما كمي طولاني ترازحد استاندارد است و چراهايي ازقبيل!!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:۱٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

همراه با اساتيد(3)

فرزانه فرزين، فرشته بخش علوم كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه شيراز. فوق ليسانس همين رشته ازهمين دانشگاه. داراي تاليفات متعددي هستند. ازجمله نمايه سازي روزنامه اطلاعات به همراه آقاي احمدي و دكتر مهراد، تازه ترين كتابشان كه با همكاري خانم نيك كار ازدانشگاه پيام نورشيراز، نوشته اند، خدمات نوسودان مي باشد. اخيرا يك مقاله ازايشان خوانديم كه دركتاب بهره وري دركتابداري و اطلاع رساني چاپ شده بود. ايشان مدتي هم رياست كتابخانه دانشكده حقوق را برعهده داشتند.دروس كتابخانه و كتابداري، مرجع شناسي عمومي،لاتين،تخصصي،اداره كتابخانه،گزارش نويسي، خدمات نوسودان،زبان تخصصي را با ايشان گذرانديم. اين استاد عزيز، بسيار روزآمد هستند و به دانشجويان ايده هاي زيادي مي دهند. بودن ايشان شادي دلهاي دانشجويان است. چرا كه ايشان درخانه دل تك تك ما، صفا،نيكي،صميميت،مهر را وارد كرده اند. نوع تدريسشان هردانشجويي را به درس علاقه مند مي كند. يادمان نمي آيد كسي جز درموارد اضطراري، سركلاسشان غائب شده باشد يا جمله معروف((خسته نباشيد)) را برزبان آورده باشد.
هميشه دراتاق كارشان، از دانشجويان با رويي گشاده استقبال مي كنند و محبت مادرگونه خودرا نثار مي كنند.البته ناگفته نماند كه جعبه آبنباتشان هم نزد ما بسيار معروف است! ازنظر ما خانم فرزين فقط يك استاد متخصص نيست. خانم فرزين يعني: شور،شوق،محبت،صميمت و هرچيزي كه معناي نيكي ازآن برخيزد. براي ايشان آرزوي توفيق را ازايزد منان خواهانيم. ايشان سركلاس گزارش نويسي شعري ازمولوي روي تابلو نوشتند كه هرگز آنرا ازياد نبرده ايم:
ازمحقق تا مقلد فرقهاست
كين چو داوود است و آن ديگر صداست
منبع گفتار اين سوزي بود
وان مقلد كهنه آموزي بود
درضمن ازدوست عزيز،آقاي عليرضا خسروي ،فارغ التحصيل سال 1381 كه ما را درنوشتن اين متن ياري كردند، بسيار سپاسگزاريم.


نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٤٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

كتابدار مجازي

برندا بيلي هينر، رئيس كتابخانه كلرادو، و نيز بخش اشتراك منابع شبكه اي، و مدير پروژه خدمات مرجع مجازي اعلام داشت: ((به زودي كتابدار درهرلحظه از شب وروز، براي پاسخگويي به سوالات افراد و راهنمايي آنها جهت دستيابي به اطلاعات مورد نيازشان، دردسترس خواهد بود.يعني ازطريق چت كردن در اينترنت،مراجعان مي توانند سؤالات خودرا بپرسند و يك كتابدار حرفه اي هم رهبري پاسخگويي را عهده دار مي شود. اين سيستم ازاول ژانويه به صورت 24ساعته و هفت روز هفته آغاز به كار مي كند. براي ارائه اين خدمت مجازي و كاربرد اين كتابدار مجازي ،120هزار دلار تاكنون سرمايه گذاري شده است.
منبع: سايت Lisnews .
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

اگر كتابدار نمي‌شديد؟ دوندة سرعت مي‌شدم.

علت ورود شما به حوزة كار كتابخانه و كتابداري؟
علاقه.
شغل ديگري به غير از كار در كتابخانه؟
ندارم.
اگر كتابدار نمي‌شديد؟
دوندة سرعت مي‌شدم.
تصور شما از كتابداري قبل از ورود به اين حوزه؟
تصور مي‌كردم اين حرفه كار من نيست.
تصور شما از كتابدار عصر جديد؟
شخصي با اطلاعات بالا، تجارب قديمي‌ها و وارد به سيستم‌هاي كامپيوتري.
اگر طراح، طرح‌هاي اشتراك منابع و همكاري بين كتابخانه‌ها بوديد؟
در وهلة اول فكري به حال حقوق واقعا" ناچيز كتابداران مي‌كردم.
نسبت كتاب و كتابخانه؟
انبار و داروخانه.
نسبت كتابدار و ارباب رجوع؟
مريض و داروخانه.
نسبت كتابدار و كتابخانه؟
دكتر و داروساز.
نسبت كتابخانه و همكاري؟
نان بده، كباب ببر.
وضعيت همكاري بين كتابخانه‌ها در ايران؟
در سطح مطلوبي نيست.
اگر صد ميليون جلد كتاب داشتيد؟
يك كتابخانه راه‌اندازي مي‌كردم.
اگر صد ميليون تومان پول داشتيد؟
از كتابداري دست مي‌كشيدم.
اگر تمام كتاب‌ها الكترونيكي شوند؟
كار براي كتابدار فرقي نمي‌‌كند، اما حجم انبوه كتاب‌ها كم مي‌شود.
چه موقع تمام كتابخانه‌هاي كشور با هم مشاركت خواهند كرد؟
با اين شرايط نامساوي در اطلاعات كتابخانه‌ها فعلا" امكان ندارد.
شرط شما براي همكاري با كتابخانه‌هاي ديگر؟
وظايف مشخص، و در آن چهارچوب عمل شود.
نحوة تشويق و ترغيب كسي به همكاري كردن از سوي شما؟
اگر منافعي براي شخص داشته باشد، سعي مي‌كنم برايشان تشريح كنم.
نحوة منصرف كردن كسي از همكاري كردن از سوي شما؟
در اين كار سودي نيست.
قانون پيشنهادي شما براي اشتراك منابع و همكاري بين كتابخانه‌ها؟
افزايش مبلغ طرح غدير از 1000 تومان، حداقل به 5000 تومان و تخصيص سهمي از آن به كتابداران.
اگر به جاي ارباب‌رجوع بوديد و شما را به كتابخانه راه نمي‌دادند؟
از راهي كه آمده‌ بودم، برمي‌گشتم.
كتاب مورد علاقه شما در رده z (كتابداري)؟
Word 2000.
اگر در قفسه‌‌هاي كتابخانه به جاي كتابها، نويسندگان آنها بودند؟
ديگر احتياجي به كتابدار نبود.
اگر كتابها به خط ميخي بودند‌‌؟
به‌جاي فارسي و لاتين، حتما" خط ميخي مي‌خوانديم.
اگر كتابها به صورت سنگ نبشته بودند؟
به چند دستگاه جراثقال و استاديوم آزادي نياز داشتيم.
نظر شما دربارة دست‌فروشي كتاب؟
تا چه كتابي باشد.
نحوة خرج كردن حقوقتان؟
صرف خانواده.
اگر كتابخانه‌ها نبودند؟
ارتقاء علمي بسيار كاهش مي‌يافت.
آيا فناوري اطلاعات، منجر به تعطيلي كتابخانه‌ها خواهد شد؟
خير، زيرا به شكلي ديگر مورداستفاده قرار مي‌گيرد.
كوزه‌گر از كوزه شكسته آب مي‌خورد و كتابدار ...
از هيچ‌كدام.
زنان كتابداران بهتري هستند يا مردان؟
كتابداري بهتر است كه اصول و مقررات را كاملا" رعايت كند.
دو به اضافه دو مساوي است با؟
چهار
كاريكاتور يك كتاب؟
در حال فرار از كتابخانه.
نوحه‌اي كه در مجلس ترحيم يك كتاب خوانده مي‌شود؟
از رده خارج.
چرا فيلها كتاب نمي‌خوانند؟
اگر مي‌خواندند، چه مي‌شد.
جايگاه كتابخانه در سازماني به نام دانشگاه؟
در رأس.
علم بهتر است يا ثروت؟
زماني مي‌گفتند: «علم بهتر است». الان بايد گفت: «ثروت».
پيام كوتاه شما براي وزير علوم، تحقيقات و فناوري؟
جناب آقاي وزير لطفا" به رؤساي دانشگاه‌ها بفرماييد بيشتر به اين كتابخانه‌ها رسيدگي كنند؛ چه كمي و چه
كيفي.
گفتگو با يک کتابدار . برگرفته ازنشريه اتفاق. نام کتابدار مورد نظر نبی الله قديمی است.
src="http://images.animfactory.com/animations/computer/parts/monitor_accessories_information_highway_md_blk.gif">
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

آنكه تورا آفريد

امسال بخش علوم كتابداري و اطلاع رساني مثل پارسال و كمي بيش ازآن كولاك به پانمود . تعداد قبولي ها درآزمون كارشناسي ارشد اين امر را نشان مي دهد.به قول شاعر آنكه تورا آفريد هم به تو و هم به خود گفت هزارآفرين.
بعد ازپارسال كه رتبه اول ازدانشگاه شيراز و آقاي علي حميدي بود-امسال اين افراد با رتبه هاي عالي به قبولي گراييدند.
آقايان:رستم مظفري دررشته كتابداري و اطلاع رساني و علي حسيني خواه و رضا محمد پوران مقدم دررشته تكنولوژي آموزشي
خانمها:زهره زاهدي-طاهره جوكار-ليلا دهقاني-شيوارضايي-محبوبه خدايي
كساني بودند كه ازورودي هاي ۱۳۷۸ درآزمون كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني قبول شدند. اميدواريم كه درتمام عرصه هاي زندگي موفق باشند.
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

ما و توليد اطلاعات

هرگاه سميناري است، قرار است تحقيقي صورت بگيرد، پرسشي مطرح است، اولين كاري كه مي كنيد چيست؟ آيا به كتابخانه مي رويد و منابع آنجا را زيرورو مي كنيد تا به خواسته خود برسيد، آيا ازكتابدار آنجا كمك مي خواهيد،آيا خودتان دست به تحقيق مي زنيد، يا … زود به سراغ اينترنت مي رويد و گوگل را صدا مي زنيد و آرزو مي كنيد تا برايتان برآورده كند.حقيقت تلخ دراين نكته است. چرا هرچيزي مي خواهيم سراغش را دراينترنت مي گيريم؟ نه اشتباه نكنيد. ما آرمانگرا نيستيم. با اينترنت هم مخالفتي نداريم. مساله دراينجاست كه ما آنقدر ضعيف شده ايم كه دراينترنت هم خبري ازما نيست. يعني اينكه خبري از تحقيقات اصيل، كاربردي، و مفيد درجامعه مان خبري نيست. درست است . شايد ازنظر شماي خواننده، اين مسائل تنها ذكر مصيبت باشد،ولي باوركنيد كه حقيقتي بس ناگواراست. ازروزي كه ما پاي دراين رشته نهاده ايم، مغزمان و روحمان و جانمان با جمله پر طمطراق((عصر ماعصرانفجاراطلاعات است.)) اشباع شده؛ولي ما هنوز نفهميده ايم كه اين معناي انفجار اطلاعات چيست؟
ما با افزايش ثانيه افزون اطلاعات درهرزمينه اي روبروييم. چرا؟ بيشتر اين شليك اطلاعات ازسوي متخصصان اروپائي و آمريكايي به سوي ماست.چرا؟ چرا بايد درجستجوهايمان براي كاربران مرتبا معادل يابي به زبان لاتين كنيم؟ متاسفانه توليد اطلاعات هم ازچيزهايي است كه دركشورما هم به ضعيف است،هم به تمسخر گرفته مي شود. دراين زمينه هم ما تنها مصرف كننده ايم .متاسفانه تخصص گرايي دراينجا مفهومي ندارد. هركسي درهرمقامي كه باشد به خود اجازه مي دهد درهرمساله اي كه دلش خواست اظهار فضل كند.برعكس كساني كه متخصص امرند يا درگوشه عزلتند،يا چنان كوبيده شده اند كه توانايي برخواستن مجدد را ندارند، يا درخدمت ساير ملل دنيا خلاقيت و تخصص خودرا ارائه مي نمايند.
نگاهي به موضوعات پايان نامه ها نشان مي دهد كه سطح توليد اطلاعات دركشورما چگونه است. همين رشته خودمان. درطول مدتي كه ما اينجا بوديم، شايد يكي دومورد موضوع ((جالب)) مطرح شد. بيشتر موضوعات حول وحوش بررسي ميزان استفاده ازنشريات،استفاده از اينترنت،استفاده ازخودكار آبي يا قرمز و بسياري ازبررسي ها و تحليل هاي استنادي بوده. ما نمي گوييم كه اين موضوعات خوب نيستند. ولي مي توانند در مقطع ديگري، بانگرش ديگر و هدف ديگري صورت بگيرند. به هرحال ما درزمينه توليد اطلاعات علمي درسطح مناسبي قرار نداريم. رتبه 57 جهان چيزچندان جالبي نيست.
چه مي شد اگر هنگام جستجو دراينترنت، به مقالات نوشته شده برمبناي تحقيق اصيل، به زبان فارسي هم برمي خورديم؟ آيا فكر مي كنيد ما قابليت اين را نداريم كه براي توليد اطلاعات ازجانب خودمان، حركت كنيم؟ جرا داريم. متنها به قول معروف حوصله اش وجود ندارد. ترجمه مقالات و تحقيقات دانشمندان ساير ملل به شرط ايده گرفتن و آگاهي بيشتر يافتن خوب است، ولي نه اينكه به افراط بگرايد و تاليف فراموش شود. اميدواريم كه كتابداران و اطلاع رسانان فردا، بتوانند نخستين گامها را درجهت تكان دادن جامعه علمي كشور، براي توليد اطلاعات بردارند.
باور كنيد كه زهري به قلم ما نيست. هدف ما تنها و تنها بالا بردن قابليتهاي علمي و فرهنگي كشور است. پس بياييد همديگر را ياري كنيم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

كتاب سوزي نازي ها

در سال 1933،روز 10مي،نازيها بيش از 20 هزار جلد كتاب را كه ضاله و ضدآلماني((تشخيص)) مي دادند، به آتش كشيدند. كتابهاي كافكا و هاينريش هاينه هم درميان كتابهاي سوخته به چشم مي خورد. نازيها همچنين كتابهاي ارنست همينگوي، زيگموند فرويد، برتولت برشت را سوزاندند.درمحل سوزانده شدن كتابها يك پلاك يادگاري نصب شده كه جمله هاينريش برآن حك است: ((جايي كه كتابسوزي صورت بگيرد،نهايتا به آدم سوزي مي انجامد.))
شرمنده ايم .چون سياسي كار نيستيم، نمي خواهيم تشويش اذهان كنيم! فعلا به همين قناعت فرماييد!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

بياييد رده بندي كنيم

براي اينكه يك كمي فكر كنيد و آن سلولهاي خاكستري را به نرمش وادار كنيد، اين تمرينهاي قشنگ را حل كنيد! اگر سازماندهي 4 داريد برايتان خوب است! جوابش را هم بعد مي دهيم:
A collection of German literature for and by Jews.

The diaries of Mark Twain.

The art of writing short stories

A bibliography of bacteriology

Nursing education
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

همراه با اساتيد(2)


خب بي مقدمه به سراغ معرفي ديگرشخصيت شاخص بخشمان مي پردازيم. آقاي پرتو فوق ليسانسشان را دراين رشته ازهمينجا يعني شيراز گرفته اند.درضمن فوق ليسانس اقتصاد هم دارند. ايشان داراي متانت و وقار مخصوص كتابداران اصيل هستند. مدتي رياست كتابخانه دانشكده صنعت الكترونيك و نيز كتابخانه ميرزاي شيرازي را عهده داربوده اند. بسيار قانونمند مي باشند و نيز يك مغز متفكر در امور سياسي! (ما اهل قندك زدن نيستيم به خدا!) تاليفات بسياري داشته اند: كتاب ((كتابخانه هاي آينده)) و ((حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه اي)) ازجمله تاليفات ايشان است. دروسي كه تدريسش به عهده ايشان است: مرجع لاتين و تخصصي، ساختمان و تجهيزات كتابخانه، حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه اي،اقتصاد و مديريت است. ايشان كتابداران با حسن نيت، آفات كتابخانه اي، كرمهاي كتاب بسته زبان، سبكهاي مديريت، انواع نقشه هاي ساختمان كتابخانه اي و نظايري ازاين قبيل را به خوبي مي شناسند. آخ ببخشيد يادمان رفت، سازماندهي 3 و رده بندي كنگره هم برعهده ايشان است. تخصص و تجربه ايشان در شناسايي منابع مرجع زبانزد تمام نيمچه كتابدارها و متخصصان اطلاع رساني است. ايده هاي فراواني به بشر منتقل مي نمايند. علاقه ايشان به فعاليت دراين رشته و انگيزه اي كه دارند، سبب شده كه فرزند ايشان هم گام درراه پدر بنهد و رشته كتابداري و اطلاع رساني را برگزيند. ما يك بار افتخارداشتيم همراه ايشان به نمايشگاه كتاب تهران برويم. اگراشتباه نكنيم درسال 81بود.تازه يكي ازمشتري هاي ثابت نمايشگاه كتاب بخشمان هم هستند.يك چيز جالب! عطسه ايشان دربخش شهرت دارد! وقتي دراتاقشان عطسه مي زنند، آقاي احمدي سركلاس مي گويند خير است!! تازه علاقه چنداني به فوتبال ندارند.به هرحال ، هرسؤالي درزمينه تخصصي آقاي پرتو داريد ازايشان بپرسيد كه در هيچ جاي دنيا و هيچ زمان ديگري اين استادها نصيب آدم نمي شود. موفقيت روزافزون ايشان را ازخداوند خواهانيم و اگر چيزي ازقلم افتاده ازايشان عذرمي خواهيم.

undefined
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٥٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

مدينه دبي للانترنت

اين عنوان سردر ورودي شهر اينترنتي در دبي است. اين شهر يا هدف متنوع كردن درآمدهاي كشور امارات عربي متحده، و ايجاد يك پل ارتباطي بين كشورهاي آسيايي و جذب كارشناسان و سرمايه گذاران امريكايي و اروپايي كه قصد تجارت و سرمايه گذاري دركشورهاي منطقه خليج فارس را دارند،تاسيس شده. اين شهر با مشاوراني ازسنگاپور و برگرفته ازپارك علمي سنگاپور طراحي شده است و در4 مجموعه ساختماني و با بيش از 3هزار و 900 آپارتمان مسكوني با هزينه 690ميليون دلار بنا شده است.
ارائه خدمات پشتيباني 24ساعته،قيمتهاي مناسب اينترنت دردفاتر و منازل،فراواني شبكه هاي محلي LAN و نيز شبكه هاي متعدد چند رسانه اي براساس معيارهاي بين المللي،تلفن اينترنتي بي سيم، كارخانجات مولد برق و….. ازجمله تسهيلات فراهم آمده دراين شهر است.البته يك اداره دولتي برشركتها نظارت مي كند تا امنيت در تجارت الكترونيكي برقرار شود. تازه شركتها مي توانند سود خالص داشته باشند و ازماليات معافند. قرار است دراين مكان يك دانشگاه با تمامي رشته هاي مربوط به فناوري اطلاعاتي تاسيس شود.اين شهر به گونه اي بنا شده كه امكان سريع رسيدن به محل كار،مسكن،هتلهاي مجهز و خدمات رفاهي فراهم شده است.
حالا ما براي يك ساعت كاركردن با اينترنت بايد كلي صغري و كبري را بغل دست يكديگر بنشانيم تا با هم بازي كنند! يااينكه كلمه عبور رفقايشان را قرض بگيرند و بروند درمركز كامپيوتر كتابخانه ،بعد هم نفهمند كه چي به چيست،يا مثلا براي ساخته شدن كتابخانه هاي عمومي دركشورمان…… آخ گوشمان! باشه،نمي گيم!
آدرسش اين است
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٤۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

درآينده نزديك

امروز يك قصه مي خواهيم بگوييم برايتان. قصه اي كه اتفاقا و متاسفانه واقعيت هم دارد. قصه اي كه وقتي براي مسئولان مربوطه{…وديگران} مي خوانيم و عاقبت ماجرا گوشزد مي كنيم، خودشان را يواشكي مي زنند به خواب. نمي دانيم شما ازاين قصه خوشتان مي آيد يا شما هم يواشكي خودتان را مي زنيد به خواب؟!


سلام بچه ها. خوب و خوش و سلومتين؟درسا رو حتما مي خونين؟
-اي بابا! چي مي گي؟ ما ازاون صبح سحر تا بوق سگ خيلي همت بكنيم، بتونيم نيم ساعتي يك ساعتي ، توي يك كلاس كامپيوتر خودمون رو جا بكنيم، بلكه بعدا بتونيم نون بخوريم!
-من درست نفهميدم! ((مگه نون تو شهر ما قحطي شده كه شما صبح تا غروب جون بكنيد تا مثلا جاي نون سنگك نون باگت فرانسوي بخوريد؟!))
-نه عزيز.حواس سركار كجاست؟ نون خشك هم ازسرما زياديه! ما داريم اين در و اون در مي زنيم، بلكه روزي روزگاري بعد از 120سال ، توي يك كتابخانه يا شركت يك كاري گيربياريم.
-ببينم كتابداري با اينترنت و كامپيوتر چي كار داره؟
- اي بابا! ناسلومتي خودتون يك زماني كتابدار بوديد.حتما ديگه واردين كه توي اين رشته ناب، ديگه كاري بدون كامپيوتر و وبگردي ممكن نيست! شما همين الان محض امتحان برين سراغ يك رئيس كتابخانه. ببينين كتابدار نمي خواد؟
-آقا، معذرت مي خوام.كتابدار نمي خواين؟
-هوم………. شايد بشه كاري كرد؟
-خيلي ازلطف شماممنونم!
-خب.ببينم جنابعالي مدرك ماشين نويسي داريد؟- بله قربون ايناهاش!- خب . گواهي كار مرجع؟- ايناهاش!
-گواهي شلف كردن، برگه آرايي؟- ايناهاش، ايناهاش!
-مدرك رده بندي؟ -بفرمايين . -خب حالا گواهي فهرست نويسي؟ - بفرمايين.
-ديپلم آشنايي با مراجع عمومي،تخصصي؟ -بفرمايين - مدرك فلسفه،انواع روانشناسي ها، تاريخها،جغرافيا،آشنايي با علم حقوق؟ -بله قربون، بفرمايين همش اينجاست!
-نمرات تاريخ اسلام،معارف اسلامي،متون اسلامي، ادبيات،نگارش،زبان عمومي،تخصصي؟ -ايناهاشن!
-خب.بذار كمي فكر كنم…… آها جنابعالي سوسكها و كرمهاي كتابخانه را مي شناسيد؟مدرك سوسك و كرم و آفت شناسي؟ - اوه،بله، البته! ايناهاش!
- خب حالا مدركي نشون بدين كه مي تونين يك ساختمون قشنگ بسازين؟ بفرمايين!
-آها….. ببينم جنابعالي با اينترنت و كامپيوتر آشنايي دارين؟ يا اينكه بانكهاي اطلاعاتي را ديدين؟ با مارك كار كردين؟ورود اطلاعات بلدين؟ مي تونين ازطريق اينترنت كتاب انتخاب كنين يا كه سفارش بدين؟ مي تونين كار پاسخگويي را دربخش مرجع به طور آنلاين انجام بدين؟ هان؟!!!
- والله راستش چي بگم؟! ما فقط وصف اين چيزها را شنيديم. خودشو چه عرض كنم؟
- خيلي خوب. بفرمايين. ديگه نمي شه كاري كرد. مخالف قانونه…… ولي حيف شد،كتابدار مطبوعي بود!

خوشتون اومد؟
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

امروز در بخش و انجمن

طبق قرار قبلي، راس ساعت 12 جلسه براي تاسيس وبلاگ انجمن با حضور اكثريت نزديك به 8 نفر برگزار شد.ابتدا خانم حراف توضيحاتي درباره اينكه وبلاگ چيست،به چه دردي مي خورد و اينكه فعلا نمي شود روي ايجاد سايت ويژه خودمان، حساب كنيم صحبت شد. همانطور كه قبلا ذكر شد، اين وبلاگ كه شما اكنون درآن حضور داريد، فعلا متعلق به انجمن نيست. فقط مسائل كتابداري و اطلاع رساني را شفاف مي كند و به اين رشته با ديدي ديگر و متحول مي نگرد.به هرحال قرارشد كه يك محيط استاندارد و خوب و مناسب براي وبلاگ پيدا كنيم كه زحمت تحقيقش خانم فضلي عطا شد. خط مشي وبلاگ هم تعيين شد و قرار شد كه هركسي مطالب مورد نظر را بدهد تا ببينيم چي مي شود. به هرحال اميدواريم ازاين طريق بتوانيم دانشجويان را به فعاليت بكشانيم و بخشمان را به همكاري بيشترباخودمان وادار كنيم و به همه اعلام حضور و موجوديت كنيم. چه كنيم كه باز توي بخش، با وجوديكه كلي اطلاع رساني كرديم، باز حضور نامرئي عزيزان، مارا به ياد بيابانهاي فيلمهاي وسترن مي انداخت كه صداي هوهوي باد فقط برآنجا حاكم است. به هرحال ما مي گوييم : كنار ما باش كه باهم خورشيد را بيرون بياوريم. عزيزان، دانشجويان علوم كتابداري و اطلاع رساني. مي دانيم شما تقصيري نداريد. امروز تنها وظيفه ما اتحاد است تا با تلاش هم، بتوانيم با اين رشته زندگي كنيم. عقيده ما هم مثل شما، اين است كه به عمل كار برآيد، به سخنداني نيست.پس ياعلي!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

ازخودمان بدمان آمد

اين جمله را از هانس كريستين اندرسن خوانديم و از خودمان متنفر شديم. كنجكاو شديد نه؟ اشكال ندارد اين جمله را فعلا بخوانيد:
(( يك وقت بسيار گرسنه بودم و هوا سرد بود. پوشش كافي نداشتم. چند سكه بيشتر توي جيبم نبود. با آن پول يكي ازكتابهاي ((والتر اسكات)) را خواندم و بعد هم گرم شدم و هم سير)) حالا ديديد؟ آن وقت ما مي خواهيم مردم خودرا كتابخوان باربياوريم. اگر يك سري به شيراز آمديد، يك جمعه به بولوار چمران بياييد. مردم خود را براي يك لقمه همبرگر پاره پاره مي كنند. بعد هم همانند موجودات زبان بسته پشمالو كه به صداي ني عادت دارند(!)، روي چمنها مي نشينند و دوپيازه آلو مي خورند. غير شيرازيها بدانند كه اينجا به سيب زميني مي گويندآلو! مگر اشكالي دارد؟ اين كه گذشت. فردا صبح همانجا بياييد تا آثار تمدن اصيل را ببينيد. بگذريم. كسي كه حاضر است 4ساعت توي صف براي يك همبر كوچولو بال بال بزند، وقتي اسم كتاب و غيره مربوط به آن بيايد، آه از گراني كتاب و غيره مربوط به آن مي كشد و فغان از اينكه وقت نداريم مطالعه كنيم. حالا خودتان قضاوت كنيد. به قول دبير انجممان كه در شماره 5و6 يك سرمقاله زيبا نوشته بود، ((چرا؟))

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

من تورا آسان نياوردم به دست

نمي دانم چه دردي است كه هر وقت ما جلسه گذاشته ايم، 700 نفر در جلسه شركت مي كنند ولي موقع عمل كه مي رسد، جلسه بعد پرنده هم پرنمي زند. تا حالا بين كميته هاي انجمن علمي، گروه تبليغات ازهمه بدتر و ضعيفتر بوده. هركلكي كه مي زند كسي درجلسه هاي توجيهي گروه شركت نمي كند.شايد به دليل اينكه سرپرست اين گروه است كه فكر مي كند ازدماغ فيل افتاده و هميشه خدا مريض است. همه هم ازاين گروه فراري شده اند.اين ازاين گروه. گروه ترجمه و نشريه و پژوهشي با وجود سرپرستاني مدبر هستند ولي باز خبري ازهمكاري بچه ها نيست. ببينيد ما كسي را مجبور نمي كنيم و يقه كسي را نمي گيريم تا به زور فعاليت كند. حاضر به منت كشي هم نيستيم. ولي به خدا حيف نيست؟ فرصت به اين خوبي فراهم شده تا هركسي به نوعي بفهمد چند مرده حلاج است و درهرزمينه اي كه علاقه دارد استعدادش شكوفا مي شود. گيرم كه هنوز ناراحتي و شرمت مي شود كه كتابداري قبول شدي و به هركس كه مي گويد علوم كتابداري و اطلاع رساني مي گويي عقده اي! آخه كتابداري چي داره؟! گيرم كه ازاسم كتاب و كتابخانه بدت مي آيد. كه چي بشود، آخرش چي؟ راهي هست كه خواسته و ناخواسته پا درآن گذاشته ايم و بايد با خوب و بدش بسازيم. اگر بد است، ولش نكنيم . تلاش كنيم كه پيشرفت كند. بسازيمش. خودمان. روي آن تعصب داشته باشيم. اگر بخواهيم دست روي دست بگذاريم تا هركي هرچي دلش خواست بارمان كند و خودمان هم با هركسي كه عليه خودمان هم نوا شويم و بعد هرهر بخنديم؟! بعد هم به بافتني بافتن فلان كتابدار كه ما مطمئنيم كتابدار واقعي نيست، ايراد بگيريم. خنده داراست. واقعا.
با گوشه نشستن و هي نق زدن كه رايانه نيست و اينترنت نيست و فلان و فلان و چرا نشريه شما اين طوريه(دقت كنيد ،نشريه شما و نه ما) چرا آب توي تلمبه است و چرا ببعي قلمبه است و نظايري ازاين قبيل، نه تنها به جايي نمي رسيم، بلكه مارا عقب تر مي اندازند. به هرحال كتابداران فردا، اگر مي خواهند دراين رشته كسي شوند، زير و بمش را بفهمند، دلشان را به درسها و واحدها خوش نكنند. بايد داخل ميدان عمل شوند. كار،شور،هيجان. اينها كتابداران را براي فردا مي سازد. اگر كه ما دنبال فعاليت باشيم، خود به خود امكانات هم جور مي شود. باور كنيد راهمان طولاني است ولي خسته كننده نيست. اگر همدل باشيم و يكصدا تا آينده را بسازيم. اگر همچنان هم بر سرمواضعتان پافشاري مي كنيد و همچنان به بدگفتن از كتابداري مي پردازيد، ديگر به ما ربطي ندارد! ما حنجره خود را جرانديم! خود دانيد.
كنون به سختي و آساني اش ببايد ساخت
كه درطبيعت زنبور نوش باشد و نيش
شرمنده ايم كه زيادي ازحد تند رفتيم. (اگرمي بينيد كه مطالبمان هنوز بوي علم نمي دهد، بدانيد و آگاه باشيد كه به زودي ماهم مطالب علمي تخصصي خود را خواهيم داشت. كمي صبر!)
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

چند سايت درهم وبرهم

اين سايتها چيز بدي نيست. زحمتش يافتنش را خانم حراف كشيده اند و درضمن دراين شماره نشريه مان هم چاپيده شده.
فرهنگ لغات آريان پور: http://www.aryanpour.com
به صورت مستقيم لغاتي را كه مي خواهيد به انگليسي يا فارسي پيدا كنيد. داستانهاي كوتاه انگليسي هم دارد. لازم هم نيست فونت را پياده سازي كنيد.

سايت ترجمه: http://www.tarjomeh.com
ترجمه متون به 17 زبان زنده دنيا. آموزش زبان انگليسي. وجود بازي و سرگرمي آموزشي. جستجو در 350000 ركورد اطلاعات علمي كشور.

سايت احمد شاملو:http://www.shamlu.com
اشعار شاملو به همراه زندگينامه، كتابها و اشعار اين شاعر بزرگ بود.

بانك اطلاعات نشريات كشور:http://www.magiran.com
اطلاعات بي شماري درزمينه تازه هاي چاپ و نشريات كشور به دست مي آوريد.

سايت محسن مخملباف:http://www.makhmalbaf.com
مستند ساز حرفه اي ايران كه تازگيها عاشق افغانستان شده. به ماچه ! ما فقط اطلاع رسانان كتابداريم!

براي امروزتان بس است چشمانتان مي پكد!
احمد شاملوُفرهنگ آريان پور
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

امروزدر انجمن

امروز برخلاف هميشه ساعت 20/10شروع شد.قرار شد يك نفررا به هسته كارآفريني به عنوان رابط بخش خودمان بفرستيم. بعدش نوبت رسيد به ارسال يك نفربه كلاس صفحه آرايي كه مخصوص نشريات دانشجويي بود. خانم صابري اين امر خطير را به جان خريد وقرار شد ايشان دراين كلاس حاضرشود. بعد قرارشد كه اعضاي فعال انجمن را يك بلايي سرشان بياورند! همه چيز را كه نمي شود گفت! يكسري برنامه هم براي اين ترم و ترم بعدي ريختيم. قرار شد دوشنبه هم براي وبلاگ انجمن تصميم جدي بگيريم. خب،همين! فقط آخر سر يادآوري شد كه امروز نمايشگاه كتاب تهران افتتاح مي شود. اول همه آه كشيديم و بعد آرزو كرديم كه ناشران فروش نداشته باشند! به قول آقاي حميدي تنها كاري كه مي توانستيم بكنيم!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

نوزادان هم احتياج به كتاب دارند

آيا شما مي دانيد كه يكي از بهترين راهها براي بالا بردن هوش كودكان اين است كه درزمان نوزادي نيز براي آنها كتاب بخوانيد.
((سارون لرنر)) كه دراين زمينه تحقيقات زيادي انجام داده است به نكات زير اشاره مي كند تا درهنگام خواندن يك داستان، كودك حداكثر بهره را ازآن ببرد.
 نوزاد را روي پايتان بگذاريد و اورا به آرامي تكان دهيد و همانطور كه برايش كتاب مي خوانيد اورا نوازش كنيد. دراين صورت احساس لذت بخشي به او دست خواهد داد.
 كتابهايي كه داستانهاي كوتاه و تصاوير رنگي دارد انتخاب كنيد و تصاويررا به كودك نشان دهيد و توجه اورا به سمت رنگهاي روشن و شاد و يا اجسام آشنا جلب كنيد. كودكان دوست دارند كه تصاوير كودكان ديگررا نيز تماشا كنيد.
 منبع: روزنامه نيم نگاه - بهار1380

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

همراه با اساتيد


بسيار خوب. با ما همراه باشيد. البته قابل ذكر است كه عكس استادهايمان را از سايت دانشگاه شيراز امانت(!) گرفتيم.
اين شما و اين آقاي ركن الدين احمدي لاري.
ايشان فوق ليسانسشان را از ايالات متحده درقبل ازانقلاب گرفته اند . استاد مسلم انواع سازماندهي- رده بندي- فهرستنويسي و رده بندي و البته سمعي و بصري. سركلاس ايشان احساس خستگي و درماندگي نمي كنيد.با صلابت و اقتدار كلاس را اداره مي كنند و درعين حال هرگز كلاس خشكي ندارند. اگر چه شايد درامتحان گرفتن كمي اعصاب انسان را قلقلك مي دهند ولي درعوض چنان مطلب را ياد مي دهند كه آدم تصور مي كند رده بندي ديويي زبان مادري انسان است! نكاتي كه هميشه گوشزد مي كنند اين است كه درس ها را جدي بگيريد و نيز دوستي ها جدا و مسائل امتحاني هم جدا. تاليفات زيادي هم دارند كه چون داريم في البداهه مي نويسيم به خاطرمان نمي آيد. اگر فرصتي شد آنها را هم فهرست مي كنيم.آها الان يادم آمد. يكي نمايه سازي روزنامه اطلاعات با همكاري خانم فرزين و دكتر مهراد بود. يكي هم بررسي گسترش تاريخ ايران درنظام ديويي. بازهم هست كه ذهن ما ياري نمي كند.
ايشان بسيار خوش همسفر هستند. اين را در سه اردويي كه داشتيم عملا تجربه كرديم. ديگر اينكه استاد مسلم ساختن اصطلاحات جالب هستند. اگر شما غريبه باشيد حاليتان نمي شود ما چه مي گوييم. ببخشيدها!
به عنوان مثال آمار در فرهنگ لغت آقاي احمدي مي شود: Mr Snake
به هرحال هرسوالي راجع به فيلم-عكاسي-فهرست نويسي - رده بندي و غيره داريد ازايشان بپرسيد كه ديگر ازاين استادها جايي گير نمي آيد. درضمن كتابداران فوتبالي بدانند كه ايشان پرسپوليسي هستند. اميدواريم اگر چيزي ازقلم افتاده مارا ببخشند. براي ايشان آرزوي توفيق و سلامت و عمر با بركت داريم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

بهين

اين نشريه ما يك سردبير دارد كه خيلي خودش را مي خورد! تلاش و فعاليت فوق العاده اي دارد ولي وقتي كارهاي نشريه كمي عقب مي افتد مرتب به خودش بد و بيراه مي گويد! درمطلبي كه ازنشريه امانت گرفتيم و دروبلاگ آورديم(توران ميرهادي: بانوي صبر) ايشان فرمودندكه چرا نامي ازسردبير نشريه وزين اطلاع رسانان برده نشده. بسيار خوب. اين شماو اين هم مطلب جالب خانم صابري كه اتفاقا دراين شماره نشريه هم چاپيده شده است!
اندر زمان ماضي ، سه دوست بودندي درمجاورت هم و ازبهر معاضدت هميشه حاضر. درهردياري با هم بودندي: چه اندرشادي و چه اندر غمها.چه بسيار با هم مشاركت كردي اندر تعطيلي كلاسان درمكتبخانه دبيرستان و چه بسيار تقلب مكتوب و غيرمكتوب اندر حالات طوماري و ديواري و صدايي و شفاهي، رد و بدل كردي اندر مكتبخانه پيش دانشگاهي و اگر يكي را ازبدحادثه دردستان مكتبدار گرفتار شدندي، خواب و آسايش به آن دو ديگر حرام شدي و ازپاي ننشستي تايار خويش برهاندي و دربدو آزاديش خواندي كه:
يار دبستاني من با من و همراه مني
چوب الف برسرما يار تقلب مني
باري گردش دوران چرخيد و منادي عالم كنكور ندا درداد و آن سه به طمع تصاحب جايي درمكتبخانه دانشگاه ، خويشتن را كشتندي و هي چهارگانه (تست)زدي و هي خواندي و هي حفظ كردي و صدا وسيما و غنا (اعم ازموسيقي مجاز و غيرمجاز) و رايانه و آتاري و سگاو… را به بوته فراموشي سپردي تا بلكه نام خويش را در يوميه بديدي و درآن ميان يكي بودي كه بيشتر ازآنكه خواندي در عالم رويا مستغرق گشتي و درابر بالاي سر(ابري كه بالاي شخصيتهاي كارتوني ظهور كند) خويش درجامه سپيد بديدي و گاهي جامه داني اندر دست بگرفتي و هي پزدادي به آن دوديگر.
پس گاه گزيدن رشته بيامد و سه دوست به منط مسبوق به سابقه نزد هم تجمع كردندي و اندر باب بهين رشته هاي گزيده سخن راندي. پس اولي سرخويش را بالا نمودي و حس گرفتي و فرمودي: مرا بهين رشته انتخابي همانا درفناوري نوين باشد و دو ديگر به ديده استفهام به هم نگريستي و در دلشان حسرت خوردندي كه بهين رشته اي است اين رشته كه نامش نمي دانستيم. ثاني ابرو بالا انداختي و گردن كج كردي و گفتي: همانا رشته گزيده ما هوا و ماهواره گيري و اندازي است. آن اولي لبخند زدي و آن سوم، دلش به سان آسياب برقي تكان خوردي كه آن چه رشته بودي و اين چه اسم.
دوديگر به انتظار چشم بر ديده او دوختندي و حركات دهان اودرنظر گرفتندي . پس سومي خويش درمخمصه(فيلمي است محصول شيطان بزرگ به كارگرداني مايكل مان ملعون و بازيگري رابرت دنيروي مبتذل و آل پاچينوي جنايتكار و وال كيلمر منحرف بانام اصلي HEAT كه هر دوهفته يكبار ازشبكه شيراز پخش مي شود و……) ديدي. پس درذهن خويش جستجو كردي و ….. . تا نامي عجيب يافتي و فرياد برآوردي كه : همانا بهين رشته من،علوم كتابداري و اطلاع رساني باشد اندر دانشگاه شيراز و چهره آن دودوست ديدن داشتي درآن لحظه كه ابرو بالا انداختي و به هم زل زدي و كمي هم خنديدي و باز به آن سيمي زل زدي و اندكي هم دلشان براي او كباب كوبيده با گوجه سرخ كرده به همراه دوغ ….. البته فرقي ندارد كه چه دوغي، خواست.
دوران از دوران نايستاد و گاه ثبت نام پيش آمد . اين ثالث پيش خود گفتي كه همي رفتمي و اندر بخش علوم كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه شيراز كسب اطلاع نمودي و كمي هم تا قسمتي جاسوسي نمودي بلكه اطلاعاتي دستمان را بگيرد و ماهم چون دوديگر دوست توانستي پزدادي. پس راه افتادي و الف(هزار) پله طي كردي و همي بالا آمدي و والاتر. پس چهره هاي شادان ديدي كه باهم گفتگو نمودي و خنديدندي. پس سوي يكي ازايشان رفتي و خواستي كسب اطلاع نمودي كه او با خنده شخص ديگري را نشان دادي كه برو ازوي بپرس كه او دانشجوي نمونه موطن بودي درسال پيش و با نمرات بالاي خويش آبروي ما همي بردي و ارشد همينجا قبول شدي. آن ثالث با خود گفتندي كه عجبا چه بخشي با چه دانشجويگاني چنين خندان و افتخارمند.
پس آن نمونه معدل بالاباروي خوش ازاو پرسيدي : داني ديويي كيست؟ پاسخ داد ني. سرعنوان موضوعي مي شناسي؟ نيو
نشانه مولف رويتيده اي؟ ني. مرجع عمومي داني؟ ني. كنگره نيوشنيده اي؟ آن ثالث ازشعف بانگ زد كه آري . همانا اشكالي است بالاي برج و باروها. همگان به وي خنديدندي و گفتندي: همانا اگر خواهي اينهارا بداني و بسياري ديگر را و متخصص شوي اندر فن كتابخانه و اطلاع رساني و هي پزدهي ازبهر اطلاعات فراوان درباب تمام موضوعات بشري، بايد اينجا بماني و درس همي خواني كه هم دانشگاه خوب است و هم بخش و هم اساتيد.آن ثالث دانستي كه اين رشته همان بهين رشته اي است كه او برگزيده است.

منبع : نشريه اطلاع رسانان شماره 7. صفحه آخري.با اندكي بازنويسي و تلخيص و معذرت ازسردبير محترم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

آشنايي با چند اصطلاح

كتابخانه اندوختگاني(Repository Library)
كتابخانه اي كه منابعي را كه كتابخانه هاي ديگرلازم دارند،ولي نمي خواهند درمجموعه خود نگهدارند، براي آنها ذخيره و درمواقع مورد نياز بازيابي مي كند.

ريزش كاذب(بازيابي اطلاعات-False drop-Information retrieval)
مدرك يا اطلاعي كه با موضوع مورد نظر بي ارتباط است.درنمايه سازي همارا يك اصطلاح يا واژه بيگانه و بي ارتباط با مطلب مورد نظر.

انتشارات خاكستري(Grey Literature)
موادي كه به صورت رسمي منتشر نشده اند و دربازار نمي توان آنها را تهيه نمود و ازنظركتابشناسي به سختي مي توان آنها را رديابي و بازيابي نمود.به عنوان مثال گزارشات داخلي ادارات.
انباره پاك شدنيEraseable Storage))
وسيله يا رسانه انباره اي كه مي تواند براي ذخيره سازي مجدد داده ها مورد استفاده قرار گيرد. نظير ديسك مغناطيسي.
منبع: دانشنامه كتابداري و اطلاع رساني

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

آهاي مردم دنيا!

روزي كه اين وبلاگ را خواستيم راه بيندازيم، تمام تلاش ما درجهت حفظ منافع كتابداران و اطلاع رسانان و آشنايي بيشتر مردم با اين دانشمندان گمنام و غريب بود. مي خواستيم بگوييم كه ماهم وجود داريم. مي خواستيم كاري كنيم كه كتابداران درمهجوري و كنج يك كتابخانه كوچك و دريك بخش مرجع خاك گرفته نپوسند و درنهايت غريب نميرند. مي خواستيم كاري كنيم كه دانشجويان با علاقه بيشتري به اين رشته نگاه كنند و تحرك آنها بيشتر شود. مي خواستيم فرهنگ مطالعه و استفاده ازفناوري را گسترش دهيم. مي خواستيم با شفاف نشان دادن ضعفها درقالب مقالات جدي و طنز، متوليان امر را به فكر پيشرفت اين رشته و درنهايت كشور بيندازيم. سعي كرديم كه قضاوتهايمان منطقي باشد و به كسي خداي نكرده توهين نكنيم. مي خواستيم كاري كنيم كه ديگر دانشجويان اين جمله ((اگر پول داشتم ، كتابداري نمي آمدم)) را نگويند. دلمان نمي خواهد يكصدا به انتقاد بپردازيم. ولي چه مي شود كرد. تا نقد نباشد كارها پيش نمي رود. مساله تحمل هم يك امري ديگري است كه وارد آن نمي شويم. مي خواستيم كاري كنيم كه افسردگي و غم ازچهره دانشجويان كتابداري زدوده شود. رسالتي سنگين روي دوش ماست و ما به خاطر عشق به فرهنگ،علم و دانش آن را همراه مي بريم. مي خواستيم كاري كنيم كه اين مكان جايي باشد براي درددل كتابداران و دانشجويان درباره رشته مان. مي خواستيم ازاين راه حق خودرا بگيريم. چون حق گرفتني است……
اكنون با دلي غم گرفته و بغض درگلو به همه مردم دنيا مي گوييم كه كوچكترين حق يك دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني را به اوندادند و مانع شركت او در مكان مقدس نمايشگاه بين الملي كتاب تهران شدند. آهاي مردم دنيا! يقين داشته باشيد اجازه نخواهيم داد كسي بيش ازاين به ما توهين كند و مارا تحقير نمايد. اين ماجرا كه گذشت. ولي ما بافروتني خود اين حقارت را نيز به جان خريديم، همچون موارد ديگر. تصورنكنيد كه ما چون به نمايشگاه نرفته ايم دادمان درآمده.نه.ازاينكه دوباره تحقيرمان كردند عذاب مي كشيم.ولي بدانيد دست ازتلاش نخواهيم شست. ما ازاين بلا رهايي خواهيم جست. همچنان منتظر مطالب جدي، طنز و مقالات آموزنده و تلاشهاي حرفه اي ما درجهت ارتقاي رشته و توسعه فرهنگي باشيد. حرف امروز ما و عمل فرداي ما اين است: آينده از آن كتابداران و اطلاع رسانان.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

يك پيشنهاد

حالا كه در پايتخت فرهنگي ايران يعني شيراز خودمان تعداد سوپرماركتها و ساندويچيها و ساير موارد مربوط به كاهدان و شكم چراني از كتابخانه ها بيشتر است و شهرداري محترم هم فقط مي خواهد جيبهاي خودرا ازسود برجها پركند، پيشنهاد مي شود لا اقل طرحي را با عنوان كتابدار محله يا عابر كتابخانه در هر محله به اجرا بگذارند . پيشنهادش باما. اجرايش از شما. ادامه اش ازسوي هيات امناي كتابخانه هاي عمومي كه خيلي ادعايشان ميشود. ببخشيد كمي تند رفتيم. اين هم يك نوعش است.
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:۱٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

 


اين تصوير متعلق به نمايشگاه کتاب تهران است. نفر دوم ازسمت چپ آقای حميدی- پشت سرشان آقای عرفان منش- استاد آقای احمدی وسط هستند كنارشان آقاي مظفري و كنارايشان آقاي وطن دوست. ماهم كفرابليس هستيم!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

دانشجوي نمونه دانشگاه:

همانطور كه گفتيم بخش ما خيلي معتبر شده است.درسالي كه گذشت بخش ما با حوادث شيرين و تلخي روبروبود. اگر تلخي ها شروع ترم را برما زهر كرد ولي درعوض خبر انتخاب سركار خانم طاهره جوكار به عنوان دانشجوي نمونه دانشگاه شيراز همه ما را غرق شادي كرد. براستي كه انتخاب به حق و شايسته اي بود. براي يك قدرداني كوچك ازايشان مقاله ايشان درنشريه اطلاع رسانان را درمعرض ديد شما مي گذاريم. اميدواريم درهمه عرصه هاي زندگي موفق باشند.
نوميد مشو جانا كاميد پديد آمد
اميد همه جانها ازغيب رسيد آمد


توران ميرهادي: بانوي صبر
نوشته طاهره جوكار- دانشجوي كارشناسي كتابداري و اطلاع رساني
(منبع نشريه اطلاع رسانان)
سپاه غم زمانه بارها درطول زندگي براو تاخته است: يكبار برادر جوان اورا نشانه تيرتقدير ساخته و بارديگر امواج خروشان رودخانه پل شكسته فرزند دلبندش را ازآغوش ربوده و به اين نيز اكتفا نكرده و همسرش را با بيماري سرطان ازاو گرفته است و او كوه آسا عزم آهنين خودرا استوار ساخته و دربرابر هر رنج و غمي نهاد كه نام و ياد عزيزانش را براي هميشه پايدار بدارد بنيان نهاده است. با مرگ برادر- انديشه پايه گذاري مدرسه فرهاد دروجودش شكل گرفت و مقارن با ازدست دادن كودك- شوراي كتاب كودك را تاسيس كرد و با فقدان همسر آنچه ازمال دنيا ازاو مانده بود را سرمايه اي براي انتشار فرهنگنامه كودكان و نوجوانان ساخت.
توران ميرهادي درسال 1306 درخانواده اي اهل علم درشميران به دنيا آمد. پدر او ديپلم مهندسي راه و ساختمان -مكانيك و راه آهن را ازآلمان گرفته بود و درهمانجا با بانويي هنرمند به نام گرتا ديتريش ازدواج كرده بود. مادر گرچه آلماني بود ولي بچه ها را ايراني بار آورد و تحصيل درمدرسه ايراني دنبال شد و زبان رايج خانه فارسي بود. خانم ميرهادي پس ازفراگيري زبان آلماني ازمادر- فرانسه را نزد معلمي سرخانه فراگرفت و انگليسي را نيز دردبيرستان به خوبي آموخت و به اين ترتيب به چهار زبان مسلط شد. اين مجموعه علوم با آموختن موسيقي و نقاشي تكميل شد.
پس از به پايان رساندن مقطع دبيرستان، درسال 1324 وي كه به علوم و زيست شناسي علاقه داشت در دانشكده علوم دررشته طبيعي ثبت نام كرد. شركت وي در كلاسهاي درس دكتر هوشيار اورا با روش تدريس نيز آشنا ساخت. درآن وقت جنگ جهاني دوم تازه به پايان رسيده بود. خانم ميرهادي با وجود مخالفت پدر تصميم گرفت به فرانسه برود و دررشته روانشناسي و تعليم و تربيت پيش ازدبستان تحصيل نمايد. درآنجا براي بازسازي ويرانه هاي جنگ اعلام آمادگي كرد و يكبار به بوسني و هرزگوين رفت و بارديگر دركوههاي تاترا در اسلواكي دربازسازي راه آهن شركت كرد. درفرانسه بود كه خبر مرگ برادر براثرتصادف به او رسيد.
پس ازپايان تحصيلاتش درسال 1330به ايران بازگشت.درسال31 با همسر اول خود جعفر وكيلي ازدواج نمود. هنوز دوسال نگذشته بود كه زندگي براي محك زدن استقامت او مانع جديدي برسرراهش گذاشت. كانون گرم خانواده متلاطم شد و همسرش در درسال 1333 ازدنيا رفت ولي هدف بالاتر ازموانع پرواز مي كرد. او انديشه تاسيس مدرسه فرهاد را به ياد برادر از زمان مرگ وي درذهن داشت. آري انديشه ها به تدبير مي انجامند و تدبير به عمل!
بالاخره درسال 1334 كودكستان فرهاد را تاسيس كرد. تفكرپويا و سازنده وي به زودي از مرز كودكستان فراتر رفت و مدرسه فرهاد به تدريج دردو مقطع دبستان و راهنمايي تاسيس شد. دراين ميان دركلاسهاي مختلف تربيت مربي كودك و آموزش ضمن خدمت درمشهد تبريز رشت و تهران تدريس نمود. درسال 1335 براي باردوم ازدواج كرد. همان سال با برپايي اولين نمايشگاه كتاب كودك زمينه ها براي تاسيس شوراي كتاب كودك شكل گرفت. خود ايشان دراين باره مي گويند:((اولين نمايشگاه كتاب را در سال1335 دردانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران با كمك مجله سپيده فردا داير كرديم. هدف نمايش كتابهايي بود كه درايران وجود داشت.
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

دانشجوي نمونه كشوري

ما اصلا اهل تعارف و تعريف و چاخان و نظايري از اين قبيل! نيستيم. قبلا هم اعلام كرده ايم كه اين وبلاگ متعلق به انجمن علمي نيست. فقط پيش درآمدي است برآن. الكي و بچه بازي نيست كه .بايد برنامه ريزي اصولي بشود. فعلا اين وبلاگ را تحمل كنيد هروقت انجمن هم داراي سايت يا حداقل وبلاگ شد قول مي دهيم اين جا را درب و داغان كنيم!
خب اين را گفتيم شايد بد نباشد خيلي ها بدانند و آگاه باشند. اما مطلب اصلي…
دراين چندساله اخير بخش ما داراي يك تحرك خاصي شده و بانيان آن -غير ازنقش اساتيد- دانشجويان ورودي 1377بودند. با تاسيس انجمن علمي و نشريه گام بزرگي را درجهت تحول رشته برداشتند. يكي از اين افراد كه بسيار فداكارانه دراين رشته تلاش مي كنند آقاي علي حميدي هستند. ايشان چنان انگيزه اي درما بوجود مي آوردند كه ما يادمان مي رفت چقدر بيرون ازدانشگاه و حتي رشته هاي ديگر مارا مسخره مي كنند. سرمان بالا بود و به كارمان عشق مي ورزيديم. اين عزيز پر تلاش درسال 1380 به عنوان دانشجوي نمونه كشوري برگزيده شد كه بخش مارا غرق شادي و سرور كرد و اعتباري نو به ما داد. معدل بالاي 19.5 -تلاشهاي مستمر درانجمن و نشريه - شركت درسمينار كتابخانه هاي ديجيتال دانشگاه الزهرا ازجمله دلايل اين انتخاب شايسته بود. تااينكه ايشان درسال 1381 نيز افتخاري ديگر آفريد و در كنكور كارشناسي ارشد رشته خودمان رتبه اول را كسب كرد و درحال دردانشگاه شيراز و همين رشته درحال ادامه تحصيل است. براي ايشان آروزي موفقيت روزافزون درتمام عرصه هاي زندگي داريم و اين شعر زيبا را تقديمشان مي كنيم:

مي فكن برصف رندان نظري بهتر ازاين
بردرميكده مي كن گذري بهترازاين
آنكه فكرش گره ازكارجهان بگشايد
گو درين كاربفرما نظري بهترازاين
دل بدان رودگرامي چه كنم گر ندهم
مادر دهر ندارد پسري بهترازاين


نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

مرد بزرگ


ديويي را كه مي شناسيد؟ بزرگ مرد تاريخ. احتياجي به تعريف ندارد. فقط تماشايش كنيد!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

سايت هاي عكاسي:

كساني كه درس سمعي بصري داشته اند و اين واحد جذاب را گذرانده اند مي دانند كه بخشي ازاين درس به آموزش و تاريخچه عكاسي اختصاص دارد. 2 سايت مهم عكاسي را دراينجا به شما معرفي مي كنيم تا لذت ببريد.

 تاريخچه عكاسي:www.kbnet.co.uk/rleggat/photo
اين سايت منبع اطلاعات درباره آغاز عكاسي تادهه 1920 است. بيوگرافي مختصري ازاشخاص كه نقش مهمي درروند اين تاريخ داشته اند و سبكها و جنبشهاي مربوط به عكاسي آمده است. همچنين يك كتابشناسي وسيع از عكسهاي اصيل است.

 موزه بين الملي عكاسي و فيلم جرج ايستمن: www.eastman.org/home.html
اين موزه توسط مخترع كداك بنيان گذاري شده است. مجموعه اي از عكسها و فيلمها و مثالهايي ازفناوري هاي مرتبط به عكاسي را درخود جاي داده است. ويدئو كليپهاي جالبي درباره تاريخچه عكاسي دراين سايت است.
درپايان به عنوان پاسداران كپي رايت بايد گفت كه منبعي را كه اين سايتها را يافتيم فراموش كرديم. كوتاهي مارا دراين باره ببخشيد!


نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

اخبار انجمن

تا بخواهد اين سايت يا وبلاگ انجمن راه اندازي شود درخدمتان خواهيم بود با خبرهاي تازه و مطالب تازه و خواندني. شنبه 6ارديبهشت. به همين راحتي يكماه ازبهار گذشت. بحث جلسه امروز انجمن بيشتر به نمايشگاه كتاب تهران و موانعي كه برسرراهمان ريخته اند-البته با كمك استكبارجهاني!- مربوط مي شد. آقايان داراي يك مرغ خانگي هستند كه تنها يك فقره پا دارد! اظهار داشته اند كه به بخش كتابداري و اطلاع رساني يك اتوبوس نمي دهند.تازه خواهران و برادران هم بايد جداگانه به اين سفر گام بنهند. حال درراه يا درشهر درندشتي چون تهران چه اتفاقي براي هريك روي دهد به كسي چه! اصلا دراين جور مواقع آقايان كاتوليك تر از پاپ مي شوند ولي هنگام پذيرش اشتباه يا خطا يا هرچيزي كه نامش را بگذاريد سوراخ موش به طور تمام رهن و به طور ناگهاني زياد مي شود! حالا به قول دبير محترم انجممان آقايان به درك ! اگر اتفاقي براي خانمها مشكلي روي دهد كي جوابگوست! معلوم است كه هيچكس! به هرحال قرار شد كه ازراه ديپلماسي اهرم فشار مانندي حرفمان در جلسه اي كه قرار است امروز برگزار شود به كرسي بنشانيم. بچه ها هم تمايل و اصرار وحشتناكي به آمدن به نمايشگاه دارند و اگر نيايند كار ازاين كه هست زارتر خواهدگشت. فقط نمي دانيم اين وسط كدام شير پگاه خورده اي شايعه پراكني كرده و چيزهاي بدبدي گفته! اگر گيرش بياوريم حتما ارشادش خواهيم كرد!!
به هرحال درادامه برنامه هاي انجمن قرار شد كه فراخواني براي برپايي سخنراني درزمينه كتاب- كتابخواني -اطلاع رساني انجام شود تا بعدا نگويند كه نگفتيد و همه اش مال خودتان است!
همانطور كه ديديد ما به فناوري انتقال عكس به وبلاگ دسترسي يافته ايم و ازاين بابت خوش به حالمان شده. گمان مي كنم كمي سبك و تنك گشته ايم نه؟!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

کتابخانه ميرزای شيرازی

.
اين تصوير متعلق به كتابخانه ميرزاي شيرازي است كه ما دوران دانشجويي خود را درآن طي مي كنيم.
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:۱٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

نمايشگاه بين المللي كتاب تهران:

آرزوي هردانشجوي كتابداري و اطلاع رساني، حضوردراين گردهمايي بزرگ فرهنگ دوستان و علم پروران و عاشقان كتاب است. اين نمايشگاه ازسال 1368 درارديبهشت ماه با حضورصدها ناشر برگزار مي شود. اگر دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني باشيد و به اين نمايشگاه نرفته باشيد، گويي همه عمرخودرا به بطالت هدرداده ايد. با تاسيس انجمن علمي درسال 1378 دانشجويان بخش كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه شيراز افتخار اين را داشته اند كه 2 سال پياپي ازاين نمايشگاه بازديد نمايند. اميدواريم امسال نيز بتوانيم دراين مكان مقدس حاضرباشيم. البته اگر توانستيم ازموانع كوتاه و بلندي كه برايمان گذاشته اند بگذريم! به هرحال اگر شما امكان رفتن به اين جايگاه عزيز برايتان فراهم نيست سراغ پايگاه اينترنتي آن برويد . سفر الكترونيكي تان خوش!
http://www.tibf.co.ir
نمايشگاه کتاب تهران
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

اينك زمان تغيير است!

درروز سي فروردين ماه جلسه هيات مديره انجمن برگزارشد.بحث مخالفت بخش با برپايي كلاس آموزش ورد در محل كلاس ماشين نويسي مطرح شد و بنا شد نامه اي قانوني براي پيگيري برگزاري اين كلاسها توسط انجمن، نوشته شود. بحثي كه بيشتر وقت جلسه را به خود اختصاص داد درباره عدم فروش نشريه- عدم استقبال ازآن- شركت نكردن دانشجويان در گروههاي مختلف بود. با وجودي كه انجمن زحمات و هزينه زيادي براي اين شماره نشريه متحمل شد ولي متاسفانه ازنظر محتوايي دچار نزول فاحشي بود و اكثر بچه ها به آن معترف بودند. متاسفانه علت عدم استقبال ازانجمن به شخص و اشخاص خاص نسبت داده مي شود. ولي اين بي انصافي است.
بايد اذعان كرد كه علت اين مسائل فقط ريشه در بدبيني بچه ها نسبت به رشته است. حتي دانشجوياني كه درآستانه فارغ التحصيلي هستند هنوز برايشان افت دارد كه بگويند رشته شان كتابداري و اطلاع رساني است. درچنين شرايطي وظيفه انجمن است كه با جذب افراد مستعد به توسعه رشته كمك كند. بايد قبول كنيم كه كتابداري سنتي را به تاريخ سپردن كار امروزماست. تحول نقشها تعريف جديد ازرشته و كاركردهاي آن كارامروزاست. اينك زمان تحول و تغيير است.
اما درباره نشريه. اولين شماره آن كه درآمد ازنظر محتوايي نسبتا غني بود. اما متاسفانه بايد گفت كه ما مسيرمان را گم كرديم. بهتر بود كه گام به گام پيش مي رفتيم. يعني ازكتابداري سنتي شروع مي كرديم تا به موقعيت فعلي مي رسيديم . ما اول بايد جاي خودمان را مشخص مي كرديم و راهمان را مي يافتيم و بعد سراغ فناوري و تاثيرات آن مي رفتيم. سياست گام به گام جهت رسوخ و ايجاد تغيير موثر هنوز هم مي تواند در اولويت باشد.
مساله بعدي درباره شوراي سردبيري است. مادرنشريه يك سردبير و يك مدير مسئول داريم. زماني ما مي توانيم براي سردبير تعريف داشته باشيم كه نشريه مان داراي بخشهاي متعددي باشد و هربخش را يك نفر اداره كند. يا اينكه به طور شورايي درمورد رد يا پذيرش مقالات تصميم گيري شود. خب دراين صورت يك نفر هم بايد باشد كه حرف آخر را بزند و براين شورا نظارت كند و آن مديرمسئول است. نقش مديرمسئول كه مسئوليت تمام مطالب چاپ شده درنشريه را داراست بسيار حساس است. به هرحال اين نظر ماست.يقين داشته باشيد با برنامه ريزي اساسي حرفهاي زيادي براي گفتن خواهيم داشت.

دراين هفته كه سپري شد دربخش جنب و جوش كمي تا قسمتي زياد به چشم مي خورد و آن به دليل برگزاري سخنراني هاي علمي و سمينار آموزشي بود كه توسط كتابخانه منطقه اي و شركت راي مهر برگزار شد. مطالب علمي جديد درحيطه علوم كتابداري و اطلاع رساني كه بسيار مفيد فايده بودند. به خصوص معرفي نرم افزار كتابخانه اي ((گنجينه)) و سخنراني درباره ((سيستمهاي پرسش و پاسخ درشبكه وب)) كه بسيارجالب بودند. راستي خيلي شرمنده ايم كه فراموش كرديم! سال نو مبارك!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:۱٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

اينجا كتابخانه است آيا!

ازخاطرات يك نيمچه كتابدار
آدم وقتي وارد رشته كتابداري شد و يواش يواش زيرو بم آن دستش آمد كار بعديش رفتن به كتابخانه و فضولي درآن مكان مقدس است!روزي كه اولين بار وارد كتابخانه دانشگاهمان شديم(البته اين پسوند ((يم)) متعلق به يك نفر است!) نمي دانستيم كدام طرف برويم! همانجا دم در يك نگهبان خوش سبيل فرمان ايست داد و كارت شناسايي خواست! با ترس و لرز هويت خودرا فاش ساختيم . پس ازاينكه فهميد خطري نداريم اجازه عبور صادرشد. با خود گفتيم چقدر نظم ! چه نيكو! و نظايري ازاين قبيل به قول برخي اساتيد! طبقه بالا با يك سبيل كلفت تر روبرو شديم . داشتيم كم كم وا مي رفتيم كه يكي ازدوستان به دادمان رسيد و آمديم تو. مثل كسي كه وارد كاخ سعد آباد شده باشد دور خود چرخيديم تا همان دوست ما را ازچرخيدن بازداشت و بخشهاي مختلف كتابخانه را نشانمان داد. وقتي برايمان ازشماره هاي كتاب گفت كم كم داشتيم مثل برجهاي دوقلو مي شديم كه فهميديم نبايد اين ها را حفظ كنيم. خلاصه اين روز اولي كلي كيف كرديم و از داشتن چنين كتابخانه اي باليديزه شديم! فهميديم بچه كتابدارها غيرازاينجا جايي ندارند و اوقات فراغت خودرا اينجا بايد به سپر مالش دهند.
يكي دوماهي گذشت تا اينكه كم كمك فهميديم كه نه عامو! اين خبرا كه ني! اين يكي شبانه روز تلفن بازي مي كرد ديگري ازبس چاي نوشيده بود مدام دست باب مي رفت و ديگري ازبس خوابيده بود خسته شده بود و رفته بود تا كمي خستگي دركند! خلاصه گذشت و گذشت تا نوبت به كارورزي رسيد. دريك بخش پوپ نامي به كارورزيده شديم. سه تا بوديم اين دفعه. آقاي گ با جذبه و لهجه مخصوصش به ما امر داد كه كتابچه كوچكي را درباره رده بندي كنگره بخوانيم. هرسه كنار هم . 4 بار كتاب را دوره كرديم. آنگاه به ما اشاره شد كه درميان قفسه ها بگرديم تا چشممان به شماره ها آشنا شود. فعلا خسته شدم باقي اش باشه براي بعد. اين هم يك تنوع است بين مقالات جدي ما . دنباله اين ماجراها را بعدا دنبال كنيد . لازم نيست كه همه اش مطالب جدي داشته باشيم! نه؟!!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

كتابدار يا سرايدار؟

قدمت تاريخ ايران ازافتخارات ماست.نگاهي به اين تاريخ باشكوه نمايان مي سازدكه اززمان اختراع خط و پيدايش لوحه هاي گلين و تشكيل كتاب خانه هاي عظيم و شكوهمند تا زمان كنوني كه شاهد ظهوركتابخانه هاي ديجيتالي هستيم كتابداري و كتاب خانه ها چه اهميت و قدمتي داشته اند.هنگام هجوم اقوام مختلف از رومي تا مغول و عرب كتاب خانه ها اولين مكانهايي بودند كه مورد تاراج و تاخت و تازقرار مي گرفتندوغارت مي شدند.چه بسياركتابهايي كه به آب رودخانه ها ريخته شدند چه بسياركتابخانه ها كه درآتش جهل فاتحان زورگو سوزانده شدند. كتاب خانه نزد ايرانيان چنان منزلتي داشت كه هخامنشيان اين تمدن سازان قرون،آن را ((دژنبشت)) مي ناميدند.زمان ثابت كرده است كه كتاب خانه ها و اجتماع به طورمتقابل برهم مؤثرند.زوال هريك نابودي ديگري را به دنبال دارد.اين اصل مورد پذيرش تمام كتابداران دنياست.
درطول تاريخ چند هزارساله ايران زمين دانشمندان بنامي مي زيستند كه كتابهاي گرانبهايي نوشته اند و سبب رونق كتاب خانه ها درزمان خويش مي شدند.اين كتابشناسان جلوه اي حقيقي ازكتابداربوده اند و همواره مورد عنايت حاكمان علم پرور و فرهنگ دوست قرارداشته اند.كتابداران ماوارث دانشمنداني چون ابن سينا،خواجه نصير و … هستند.
بارها ازمنزلت والاي كتاب خانه و كتابدار و نقش آنها درتوسعه فرهنگي سخن رفته است.اما اكنون زمان نقد فرا رسيده است.همانگونه كه كتابداران خودشان آگاهند كتابداري تا رسيدن به اين موقعيت،مرارت ها و موانع متعددي را پشت سرنهاده است.كتابداران بهترازهركسي با تاريخ اين علم آگاهند.سالها ازورود كتابداري به صورت آكادميك به كشورمان وتربيت و آموزش كتابداران مي گذرد و كم كم توانسته بين سايرعلوم خودي نشان دهد. اما جاي بسي تاسف است كه بسياري ازكتابداران ما نمي دانند كه چه كاره هستند.حتي باعث شده اند كه مردم ندانند كه اصلا آيا موجودي به نام كتابدار وجود خارجي دارد يانه؟!دراينكه كتابداري و كتابدار درايران ما هنوز مهجورخوانده مي شود هيچ شكي نيست و تكرارآن تنها ذكرمصيبت است.
بايد ريشه اين امررا يافت چاره جويي و مساله گشايي نمود.شايد يكي ازعلل اين امر درمدارس و شيوه آموزش ما باشد.جايي كه حداقل درزمان ما روش تدريس تك بعدي و يكطرفه سبب دوري دانش آموزان ازتحقيق ، جستجو ، روزآمدكردن دانش و درنهايت درحد حفظ مطالب درسي،و مطالعه صرف متون درسي، مي گردد. آيا توقع داريم كه ازهمين دانش آموزان،متخصصان و دانشمندان و فرهنگ دوستان آينده خارج شوند؟ درست درزماني كه آنها بايد با مراجعه به كتاب خانه هاي آموزشگاه خود،روحيه پژوهش و خودآموزي را درخودشان تقويت نمايند،ازچنين امكاني محروم مي مانند. همين دانش آموز وقتي وارد دانشگاه شد،توقع دارد درآنجا همين برخورد با اوشود.بنابراين شايد به زورنمره گرفتن ازتحقيق(!) استاد سري به كتاب خانه بزند و ديگرهيچ.بارها شاهد بوديم كه دانشجويان ترمهاي آخر كه بالاخره گذرشان به كتاب خانه افتاده،فرق ناشر را با نويسنده كتاب نمي دانند و مواردي بسيارعجيب ترازاين. گاهي اوقات مابه اين امورمي خنديم ولي آيا نبايد زارزارگريست؟!
برگرديم به خودمان.فرض كنيم همين دانش آموزوارد رشته كتابداري و به قولي اطلاع رساني شود.آنهم نه ازروي شناخت قبلي و علاقه،كه صرفا جهت ورود به دانشگاه.شايد اول برايش مهم نباشد.ولي بعد حتي اسم((كتابداري)) برايش آزاردهنده مي شود. روزي من با دبيرزبان دوران دبيرستانم روبروشدم،هنگامي كه فهميد دراين رشته پذيرفته شدم، با تاسف(!) سري تكان داد و رفت! البته صحبتهايي كه كرد بماند! به هرحال اين تجربه ها،تقريبا براي تمام دانشجويان كتابداري و اطلاع رساني پيش آمده است.كاربه جايي رسيده كه حتي دانشجويان سايررشته ها القابي به ما مي دهند همچون: مهندسي قفسه، … و … و…! اين امر به دليل دست كم گرفتن خودمان است كه سبب مهجوريمان شده است. همين برخوردها هم درروحيه يك دانشجوي تازه وارد بسيارتاثيرگذاراست و سبب روي دادن اتفاقات ناگواربعدي مي شود.
بعد ديگرناشناخته ماندن كتابداري و كتابداران،با احترام به تمام اساتيد،افول روش هاي تدريس،عدم روزآمدي دروس و حتي دانش اساتيد،عدم امكانات لازم و حتي موجود بودن امكانات و محروميت دانشجويان ازدسترسي به آنها و … سبب شده كه كتابداري و درنتيجه مديريت كتاب خانه هاي ما،نسبت به آنچه درجهان امروزرخ مي دهد،عقب افتاده جلوه كند.درصورتي كه دردهه هاي اخير،كتابداري درجهان جهش چشمگيري داشته و خودرا با فناوري همگام نموده است.البته شايد لازم است گذرزمان سبب تغييرات عمده دراين رشته گردد.
ازطرفي دانشجويان هم دودسته مي شوند.يكدسته به قول معروف تنها براي كسب مدرك آمده اند و هرازگاهي هم ازكمبود امكانات لازم دم مي زنند،اين دسته بدون هيچ علاقه و انگيزه اي دوران تحصيل را به پايان مي رسانند و پس ازآن اگردركتابخانه اي هم به كارمشغول شدند،اين بي علاقگي را به آنچا انتقال مي دهند.قانوني مي گويد وظيفه يك كتابدار پس ازسازماندهي منابع، ارائه حداكثرخدمات به مراجعان درحداقل زمان است.كتابداري كه تابع اين قانون نباشد،شايسته نام كتابدار نيست.يك كتابدار با وجدان،هرگز زماني كه مراجعان متعدد و گرفتار دارد،روي صندلي چرخان خود درحال نوشيدن چاي يا مكالمه تلفني به آنها پشت نمي كند.
كتابدار فهيم الگوي كامل ادب است و هرگزدرپاسخ مراجعان بي احترامي نمي كند

و شانه هايش را بالا نمي اندازد.متاسفانه بسياري ازاين موارد ديده مي شود.كتابدار دانا و خلاق،سعي مي كند محيط كاريش را ازحالت يكنواختي وسردي و بي روحي خارج نمايد.چون اعتقاد به پويايي كتاب خانه دارد.كتابدار بايد بداند اگر عاشقانه به ياري مراجعانش نپردازد، با احترام به تمام سرايداران،فرقي با يك سرايدار ندارد.اما حتي دراين حالت هم نمي تواند يك سرايدارخوبي باشد.چراكه يك سرايدار با جان ودل وظيفه اي را كه به اوسپرده اند،انجام مي دهد و كاري مي كند كه صاحب كارش ازاو راضي باشد.ولي فردي كه ظاهرا كتابدار است و وظيفه اش درقبال مراجعان است تا نيازهاي اطلاعاتي آنهارا برآورد و ازاين كارشانه خالي كند،باكمال تاسف بايد گفت حتي ازيك سرايدار هم پايين تراست.آيا جزبا روي خوش،معلومات بالا و به كارگيري قوه ابتكار مي توان مردم را كتابخوان كرد و آنها را به كتاب خانه كشاند و تصوير كتابداري را درذهن آنها عوض كرد.كتابدار نمايان،همواره ازسختي كار،كثرت مراجعان و حقوق كم شكايت دارند.
درعوض دانشجوياني هستند كه دردوران با علاقه مندي ،بدون توجه به سخن ديگران،سعي درآشنا ساختن و همگام نمودن خود با فناوريهاي نوين اطلاعاتي و كتابداري مي كنند و علاقه و انگيزه اي مثال زدني دارند.شعارآنها((اطلاعات براي همه)) است. ولي متاسفانه،فارغ التحصيلان جدي،متخصص و متعهد دركتابخانه ها عهده دار وظايف تخصصي و كليدي نيستند.اينها كتابداران حقيقي هستند كه درپي درآمد زايي و پركردن جيبهايشان و گذراندن وقت به بطالت نيستند.
كتابداران حقيقي بايد كاري كنند كتاب خانه ها به صورت استاندارد اداره شوند.ازنظر آنها كتاب خانه مكاني است براي تربيت شهروند خوب. به قول خانم پوري سلطاني،كتابدار واقعي به خوبي مي داند كه(( كتاب خانه ،بقالي نيست كه درآن داد وستد و معامله صورت گيرد.وي روش جذب مردم را به كتاب خانه مي داند،نيازآنها را درمي يابد،با خوش رويي با آنها برخورد مي كند و اطلاعات لازم را ارائه مي دهد.))
اميدواريم دانشجويان،اساتيد و كتابداران ،با ياري هم،به توسعه فرهنگي جامعه كمك كنند و دانشگاهها واقعا كتابدار تربيت كنند ونه سرايدار…
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

مرگ براي تو بودن است

همانطور كه وعده داديم قرار است مقالات و برخي مطالب نشريه دانشجويي بخش ما به نام ((اطلاع رسانان)) دراين وب لاگ آورده شود. اين بار قرار است كسي را معرفي كنيم كه زود آمد و زود پرپرشد.
((محمد هادي محسني)) درسال 1345 درشيراز متولد شد. پس از پايان تحصيلات دوره متوسطه درسال 1368 دررشته علوم تربيتي ازدانشگاه شيراز فارغ التحصيل شد و طي آزموني دركتابخانه ملاصدرا مشغول كارگرديد. آنگاه درسال 1370 درمقطع كارشناسي ارشد علوم كتابداري و اطلاع رساني گرايش پزشكي درتهران پذيرفته شد و درسال 1374 فارغ التحصيل شد. وي در دانشگاههاي اصفهان و چند سال اخير شيراز به تدريس برخي واحدهاي كتابداري مشغول شد و بعد هم رياست كتابخانه ملاصدرا را عهده دار شد. با تلاش بي وقفه ايشان كتابخانه ملاصدرا اعتباري تازه يافت و اولين كتابخانه خودكار درشيراز شد.
درسال 1381 - ترم پائيز- با ايشان واحد ((بانكهاي اطلاعاتي)) داشتيم. هنوز يك ماه از شروع كلاسها نگذشته بود كه خبر پرپر شدن وي و همسرش كه ايشان هم تحصيلكرده دررشته شيمي بود- دريك سانحه رانندگي مارا درغم و اندوه فرو برد. چهره مهربان - تلاشهاي ايثارگرانه و صداي گرم و ته لهجه شيرين شيرازي اش هرگز ازياد ما نمي رود. او رفت و مارا دراين دنياي پرازسختي و رنج تنها گذاشت . روح وي و همسرش شاد.
مطلبي كه خواهد آمد نوشته خانم محبوبه حسن شاهي فارغ التحصيل رشته كتابداري است كه درشماره جديد نشريه و ويژه نامه استاد محسني چاپ شد.
هنوز گلي كه به همسرت هديه دادي پژمرده نشده. نمي آيي آب گلدان را عوض كني؟ اين گل تنها- منتظر است تا دوباره به نازنين تقديمش كني. استاد. امروز امتحان داريم . چرا نيامدي؟ شايد برگه ها را گم كردي. اما نه. دقت جزئي ازوجود شماست.
استاد حالا كه دير مي آيي وقت داريم روي دسته هاي صندلي تقلب بنويسيم. اكنون منتظريم صداي قدمهايت درگوشهامان بنشيند. چرا چيزي نمي شنويم؟ شايد به خاطر شب بيداري هاي امتحان باشد. شايد به خاطر تقلب ها ناراحت شديد. ما نمي خواهيم شما ناراحت باشيد. همه دسته هاي صندلي را پاك مي كنيم. حالا بهانه اي براي نيامدن نداري.
نگاه كن حتي صندلي پشت ميز هم انتظارت را مي كشد تا خستگي ات را بكاهد. شايد فكر مي كني صندلي كثيف است. همه بچه ها چند دفعه تميزش كردند.
چندتا ماژيك هم آورديم. تخته كلاس هم مشكلي ندارد. فقط مي خواهد با خط زيبايت بنگاري: بنام خدا.
همه به هم سفارش كرديم كه سركلاس حرف نزنيم. هيچ كس هم آخر كلاس نمي نشيند. ما مي خواهيم درس شمارا هزار بار تكرار كنيم.
استاد چرا با كبوتري كه بي اجازه آمد توي كلاس رفتي و ديگر هم بازنگشتي؟ بيا، بيا كارت عضويت ما را پاره كن. ما نمي خواهيم به كتابخانه اي برويم كه شما رئيسش نباشي.

undefined
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم