کتابداران فردا

امسال نيز يکسره سهم شما بهار....

 داود (ساويسا) مهوار مرادي نويسنده، شاعر و همکار فعال و عزيز شورای کتاب کودک در فروردین ماه سالی که روزهای آخر آن را سپری میکنیم دار فانی را وداع گفت و بر دل کتابداران ایرانی داغی بزرگ و فراموش ناشدنی نهاد. روز ۲۰ اسفند سالگرد تولد این عزیز از دست رفته بود و دوستانش بر سرتربت او جمع شدند و یادش را گرامی داشتند. از نوشته‌هاي او مي‌توان "... و باز هم شاهزاده کوچولو"، "روز معلم" و "سرزميني ديگر" را نام برد. متنی را که از نظر خواهید گذراند نوشته خانم مکتبی فرد است که به یاد عمو مهوار نوشته و به او تقدیم کرده است. از خانم مکتبی فرد بسیار ممنونیم و برای آمرزش روح عمو مهوار عزیز دعا میکنیم:

عيدت مبارک، عمو مهوار

سلام عمو

ممنون که مرا هم برای جشن تولدت دعوت کردی. آخر دلم خيلی برايت تنگ شده بود، اما راستش را بگويم اصلن يادم نبود که همين روزها تولد توست. کيک تولدت خيلی خوشمزه بود. حامد مثل هميشه سنگ تمام گذاشته بود. حالا چی می شد خودت هم بودی و از کيک تولدت می­خوردی؟ ترسيدی خريدنش را بيندازيم گردن خودت؟ يا ترسيدی که آوار شويم توی خانه­ات؟بابا تو که اينقدر خسيس نبودی، آخر آدم برای يک کيک تولد از اين کارها می­کند؟ تازه عوضش کادو هم بهت می­داديم! يک کتاب خوب برايت می­آوردم، که بنشينی بخوانی و کيف کنی. يا شايد هم يک خودکار قشنگ که داستان­هايت را با آن بنويسی. آخر تو انقدر کتاب خوانده­ای که کتاب خريدن برايت، خيلی سخت است. چطور می­شود برای کسی که به عالم و آدم کتاب معرفی می­کند، و کتاب­های آدم بزرگ­ها را هم نمی­خواند، کتاب انتخاب کرد؟! اصلن همان گلدان­های پامچال که برايت آوردم، از همه چيز بهتر است.

اما حقيقتش را بگويم عمو، اين روزها، بيشتر به رفتنت فکر می­کردم. آخر کم کم دارد بهار می­شود. عيد از راه می­رسد. نمی­دانم از اثر زندگی در خوزستان است، يا تداعی عيد با رفتن تو، که انگار از آمدنش خيلی خوشحال نيستم. می­دانی؟ حس می­کنم، برای کسانی که در جنوب زندگی می­کنند، بهار خيلی هم خوشايند نيست، چون آغاز گرمای سوزان تابستان است. ما اينجا از مدت­ها قبل بهار را حس کرده­ايم. بهار ما وسط زمستان می­آيد. اينجا سرزمين عجيبی است. خيلی چيزها غير قابل پيش­بينی است، اما تو از همه اين­ها غير قابل پيش­بينی­تر بودی انگار!

چند روز بيشتر به شروع سال نو باقی نمانده است. پارسال همچين روزهايی هنوز اينجا بودی. شايد از همان موقع­ها داشتی نقشه رفتنت را می­کشيدی. شايد هم يک دفعه به سرت زد که بروی، نمی­دانم! من در اين يک سال خيلی چيزها ازت ياد گرفتم. مهم­ترين شان آن بود که حتمن به آدم­هايی که دوستشان دارم، بگويم که دوستشان دارم و حتمن به آنها هديه بدهم. آخر عمو، تازه بعد از رفتنت يادم آمد که هيچ وقت هديه­ای به تو نداده­ام! اين خيلی بد است که آدم پول­هايی را که می­توانسته با آنها برای دوستش هديه بخرد، برايش خيرات کند!

می­خواستم يک يادداشت خيلی خنده­دار برايت بنويسم. بببخشيد! اما هر کار کردم نشد! آخر چطور می­توانم از ميان انبوه افکار خط خورده­ام، که هر روز و هر روز به ياد تو با بغضی فرو خورده در سرم دور می زنند، جمله­های خنده­دار بيرون بکشم؟! شايد يک روزی بتوانم. اما هنوز زود است. چون هنوز دردی را که بعد از شنيدن خبرت، در کمرم پيچيد، فراموش نکرده­ام. آن وقت بود که فهميدم وقتی می­گويند داغ جوان کمر آدم را می­شکند، يعنی چه! اما اين من اين يادداشت را شروع نکردم که اين­ها را بگويم. می­خواستم قبل از آنکه همه درگير شلوغی­های سال نو و ... بشويم، بهت بگويم: عيدت مبارک! عمو مهوار. 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

کتابدارانه ها

هفته ای که گذشت: از اول

۱.  سالگرد تاسیس خانه کتابدار

روز دوشنبه ۱۴ اسفند مراسم تاسیس خانه کتابدار با حضور پرشور اعضای شورای کتاب کودک و نیز علاقه مندان به این حیطه در محل خانه کتابدار برگزار گردید. در این مراسم اعضای هیئت مدیره خانه کتابدار خانمها امینی- انصاری و پیشداد به سخنرانی پرداختند و گزارش عملکرد خانه کتابدار را ارائه نمودند. چند تن از اعضای نوجوان این خانه نیز از فعالیتهای خود در سالی که به عضویت خانه کتابدار در آمده بودند سخن گفتند. این مراسم با قصه گویی و بازی همراه بود و حاضران کودک درون خود را جای خود گذاشتند و در بازی و مراسم قصه گویی شرکت کردند که شور خاصی را به حاضران جلسه داد. پس از اجرای موسیقی به اعضای هیئت مدیره خانه کتابدار به رسم یادبود هدایایی داده شد. پس از مراسم کلیه حاضران در پارکینگ ساختمان خانه کتابدار که حالا دیگر به تالار اجتماعات تغییر کاربری داده بود جهت پذیرایی حضور بهم رساندند. از نکات جالب در این تالار کودکان و نوجوانانی بودند که از طریق استفاده از فرهنگنامه کودکان و نوجوانان به سئوالات مختلف افراد پاسخ می دادند و خانم انصاری نیز بچه ها در یافتن پاسخها و نیز چگونگی استفاده از فرهنگنامه یاری می کرد. مراسم حدود ساعت هشت شب به پایان رسید.

http://cep.cua.ac.ir/sem/upload/gallery/54.jpg

http://cep.cua.ac.ir/sem/upload/gallery/55.jpg

http://cep.cua.ac.ir/sem/upload/gallery/56.jpg

۲. مراسم تجلیل از دکتر حری

سرانجام روزی که از مدتها پیش در انتظارش بودیم و قرار بود با عدم خبرپراکنی از مدتها قبل دکر حری را غافلگیر کنیم رسید. انجمن مفاخر ایران ساعت ۳۰/۱۷ روز سه شنبه ۱۵ اسفند. سالن لبریز از جمعیت. آیا تا به حال این همه کتابدار- دانشجو و استاد کتابداری یکجا دیده بودید؟! مراسم با سخنرانی دکتر مهدی محقق آغاز شد. پس از ایشان خانم میرهادی سخنانی را ایراد کردند. خانم انصاری که دکتر حری روزگاری دانشجوی ایشان بودند درباره ایشان به سخنرانی پرداختند. خانم بنی اقبال- آقای رجبی-آقای حافظیان رضوی که پیام انجمن کتابداران ایران را قرائت نمود از دیگر سخنرانان این روز بودند. در نهایت خود دکتر حری نیز کلامی چند صحبت نمود و کلام طنز نیز در سخنانش موج می زد... کلیه حاضران پیش از ورود به جلسه-کتاب یادنامه دکتر حری را که مجموعه ای از نوشتارها درباره ایشان به قلم دانشجویان  و همکاران ایشان بود و نیز برنامه همایش دریافت نمودند. قرار بود در این مراسم دکتر محمد خاتمی نیز حاضر باشد که به دلیل سفری که برایشان پیش آمده بود عذرخواهی کرده بودند و فقط پیامشان قرائت گردید. در انتها کلیه حاضران به دکتر حری تبریک گفتند. این مراسم پس از پذیرایی در ساعت ۱۹ به کار خود پایان داد.

http://cep.cua.ac.ir/sem/upload/gallery/60.jpg

http://cep.cua.ac.ir/sem/upload/gallery/61.jpg

۳. همایش سازماندهی اطلاعات

دوروزی که برای رسیدن به آن تلاشهای شبانه روزی صورت گرفته بود فرارسید. ۱۶ و ۱۷ اسفند ماه. تهران: کتابخانه ملی. بزرگترین رویداد علمی سال کتابداری و اطلاع رسانی ایران به وقوع پیوست و هرکس هرچه تازه علمی داشت برای دیگران ارائه می نمود. همایش طی ۵ نشست برگزار گردید و سخنرانها تازه ترین مطالب و یافته های خود را در حیطه های مبانی سازماندهی اطلاعات- نرم افزارهای کتابخانه ای و فازی- میانکنش پذیری- اصطلاحنامه ها- رده بندی و... ارائه نمودند. به قول دکتر فتاحی کتابداری ایران چندگامی را در این دوروز به جلو برداشت و تازه هایی را به مبانی خود افزود. در روز ۱۶ اسفند نیز انتخابات هیئت مدیره انجمن برگزار شد و یک ترکیب ایده آل هدایت انجمن را عهده دار شد. به جاست که در اینجا از زحمات دبیران علمی و اجرایی همایش- مدیران برگزاری همایش- اعضای ادکا- مسئولان کتابخانه ملی و نیز کلیه حاضران به واسطه حضور گرمشان تشکر ویژه ای کنیم و به آنها خسته نباشید بگوییم و برای اعضای جدید هیئت مدیره انجمن نیز آرزوی پایداری و توفیق داشته باشیم. انجمن را تنها نگذاریم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

کتابدارانه ها

نوروزانه دکتر حری

به نام خدا

 

ضمن تبريک فرا رسيدن نوروز، از کليه بزرگواران و عزيزانی که در مجلس مورخ 15/12/85 مربوط به اينجانب در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی حضور يافتند و بنده را با گلی يا قلمی يا قدمی رهين منت خود ساختند، بی نهايت سپاسگزارم و قلباً برای همگی آرزوی کاميابی و بهروزی دارم.

                                                               

                                                                عباس حری

فرستنده: خانم مکتبی فرد- منبع: گروه بحث کتابداری و اطلاع رسانی

تمدید شد

مهلت داوری چکیده مقالات هشتمین دوره همایش کتابدارانه دانشگاه الزهرا تمدید شده است. ارسال کنندگان مقالات می تواننداز ۲۵ اسفند به بعد نتیجه داوری مقاله خود را از طریق این وبلاگ پیگیری نمایند.

http://peikeketabdari.blogfa.com/

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

يک هفته پرکار کتابداران ايران

در هفته ای که گذشت کتابداران ایران وقایع ماندگاری را پشت سرنهادند. یکشنبه ۱۳ اسفند: تریبون آزاد با حضور پرشور دانشجویان و اساتید کتابداری و بحثهای داغ درباره آسیب شناسی کتابداری ایران. دوشنبه ۱۴ اسفند: مراسم سالگرد تاسیس خانه کتابدار با حضور خانمها انصاری-میرهادی- اعضای شورای کتاب کودک و دوستان علاقه مند. سه شنبه ۱۵ اسفنذ: تجلیل از بزرگمرد کتابداری ایران- دکتری عباس حری. چهارشنبه و پنج شنبه ۱۶ و۱۷ اسفند نیز گردهمایی بزرگ کتابداران تحت عنوان همایش سازماندهی اطلاعات و انتخابات انجمن کتابداران ایران. هفته ای پرکار و پرنشاط برای کتابداران ایران سپری شد . به قول آقای عمرانی که در جمع بندی همایش از دکتر فتاحی نقل کردند که جامعه کتابداری ایران در این روزها گامی به جلو برداشت و تحولی در بنیادهای علمی و نظری خود مشاهده نمود. اميدواريم كه جمع جامعه كتابداري ايران همواره گرم و پرشور باشد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:۱٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

و حالا راه نهايی: انتخابات

امروز پرکارترین روز برای کتابداران ایران بود. در روزی که کتابداران ایران دور هم جمع شدند و روز اول همایش سازماندهی اطلاعات را با تازه ترین مقالات در این حیطه برگزار نمودند. گزارش کامل همایش به زودی منعکس خواهد شد. اما مهم ترین اتفاق امروز انتخابات انجمن بود که با حضور پرشور کتابداران و کاندیداها برگزار شد. نتیجه نهایی انتخابات به شرح زیر است:

اعضای اصلی: آقایان دکتر رحمت الله فتاحی- محسن حاجی زین العابدینی- سید ابراهیم عمرانی- داریوش علیمحمدی- نورالله مرادی- یزدان منصوریان-خانم مکتبی فرد- اعضای علی البدل: آقای دادرس- خانم افکاری- بازرسها: آقایان خسروی- موسوی چلک و خانم بابایی.

برای این عزیزان آرزوی توفیق داریم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

برنامه کامل همايش سازماندهی اطلاعات

برنامه کامل سخنرانیهای همایش سازماندهی اطلاعات در وب سایت همایش قرار گرفته است. ساعت شروع برنامه- سخنرانیها و اختتامیه مشخص گردیده است. در ضمن خیلی خوشحالیم که چند نفر دیگر نیز به کاندیداها اضافه شدند. تنور انتخابات درحال گرم شدن است! بی صبرانه منتظر ثبت نام سایر دوستان نیز هستیم.

http://cep.cua.ac.ir/sem/news.asp

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

کتابدارانه ها

هفت روز: هرروز یک بحران!

جامعه کتابداری ما درون یک کشتی است که به هر طریقی شده با سکاندارهای مختلف و گاهی هم بی سکاندار به هرحال به جلو می رود. این کشتی ما گاهی در اقیانوسی آرام و زیبا به حرکت خود ادامه می دهد و سرنشینان این کشتی با رضایت یا در عرشه مشغول فعالیتند یا در کابین های خود به استراحت می پردازند و در هر حال کنار هم هستند و از این امر لذت میبرند. اما همیشه این کشتی بزرگ با سرنشینان متعدد که هریک افکار-عقاید و مهارتهای خاص و متنوع خاص خود را دارند دچار تلاطم می شود. این تلاطم یا بیرونی است که ناشی از برهم خوردن دریای بی کران-جامعه- است که طبیعتا این دگرگونی بر کشتی ما تاثیر گذار است. گاهی هم تلاطم نه از بیرون بلکه از درون است. متاسفانه بیشترین آسیبی که کشتی ما میبیند از تلاطمهای درونی است که سبب آشفتگی سرنشینان کشتی می شود. متاسفانه در چندسال اخیر هرازگاهی شاهدیم که به خطا بر هدف زدن تیری از سوی یک کودک یا کودکان ناآگاه بحران های بزرگ- شبهات عجیب و مشکلات غیرقابل باوری را ایجاد می کند که جزاتلاف وقت و عدم توجه به مسائل ضروری امری دیگر در بر ندارد. پس از ایمیلی که یکی دوهفته پیش  از سوی یکی از نوباوگان کتابداری ایران وارد گروه بحث شد و پاسخهای بسیار منطقی و مودبانه ای آمد و سائل مورد نظر قانع شد این بار تیری دیگر از جنبی پرتاب شد و بوی بحران به مشام رسید. به قول یکی از دوستان ما ظاهرا باید هرروزمان با بحران شروع و وقتمان با این مسائل هدر رود!

شاید این مسائل ارزش پرداختن و برجسته نمایی نداشته باشد اما به هرحال باید افراد را توجیه نمود که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. باید این مساله را بپذیریم حال که کنار هم زندگی می کنیم و از اندیشه و اطلاعات یکدیگر بهره مند می شویم و آنقدر آزادی به ما داده میشود تا بتوانیم اندیشه نهفته در هزارتوهای ذهن را برزبان بیاوریم و رسانه ای هم داریم که این اندیشه را سریعتر بین دیگران منعکس و منتشر کنیم بهتر است از ظرفیت خود فراتر نرویم. بدانیم که در چه مرتبه ای هستیم. چقدر تجربه-اطلاعات و مهارت داریم. درک کنیم افراد مخاطب ما که هستند. درباره حرفی که ما می زنیم چه فکر میکنند و درباره فضایی که زندگی می کنیم چه قضاوتی خواهند داشت. پیامی که دیروز از سوی یک دانشجو با ادبیات خاص خودش به گروه بحث رسید غیر از اینکه سبب شد وقت و انرژی فکری زیادی از ما در اهواز گرفته شود این مساله را عنوان می کند که دیگرانی که در اینجا نیستند درباره ما چه فکر میکنند؟ آیا فکر نمی کنند ما در اینجا در اهواز که حداقل ۲ سال را در این شهر گذرانده ایم چه کرده ایم؟ چه میکنیم؟ مخاطبان نامه آن دانشجو از مشکلاتی که ما در اینجا پشت سرگذاشته ایم و تلاشهایی که در اینجا کرده ایم شاید بی خبر باشند و فکر کنند که اساتید و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دست روی دست گذاشته اند و در کابین های خود استراحت می کنند؟! خبر ندارند که مثلا آقای زین العابدینی روزانه چقدر از وقت خود را صرف راهنمایی دانشجویان کارشناسی میکرد و اتاق دانشجویان دکتری در اهواز همیشه پاتوق دانشجویانی بود که سئوالات متعدد داشتند و با روی خوش مورد استقبال قرار می گرفتند. شاید خوانندگان نامه آن دانشجو خبر ندارند که خانم مکتبی در کلاس خود به این دانشجویان ایمیل خود را داد تا زمانی که در دسترس آنها نبود بتوانند به صورت الکترونیکی سئوال خود را مطرح کنند. به بسیاری از آنها گفت که اصلا ایمیل چیست و چیزی هم به نام گروه بحث وجود دارد که میتوان در آن ثبت نام کرد و از آخرین اطلاعات داخلی و بین المللی کتابداری با خبر بود و اندیشه های خود را با دیگران به اشتراک گذاشت. نمیدانند که وی چقدر از وقت و انرژی خود را گذاشت تا دانشجویان دلسرد انگیزه پیدا کنند و کم کم سرشان را که ناآگاهانه به زیر انداخته بودند بالا بگیرند. نتیجه این انگیزه دادنها این بود که امسال انجمن علمی دانشجویی کتابداری دانشگاه چمران به عنوان انجمن علمی برتر دانشگاه معرفی شد. این نتیجه چیست؟ غیر از تشویق شدن دانشجویان؟ چرا حال که به ما فرصت داده میشود حرف خود را بزنیم و در یک فضای دموکراتیک اندیشه خود را برزبان بیاوریم ظرفیت و حد خود را نمی شناسیم و از این آزادی سو استفاده می کنیم؟ آیا احساس مسئولیت جرم است؟ آیا نمی توان اینجا هم شانه ها را بالا انداخت و کلمه ((مشکل شماست به ما چه)) را بر زبان آورد؟ اگر مستی عشق نیست در سرمان دیگر ناسپاسی نکنیم و فراموش نکنیم که ما که بودیم و به کجا ما را رسانده اند...

در حاشیه: همه ما از اینکه آقای زین العابدینی اهواز را به خاطر اتمام کلاسهای دوره دکتری ترک کردند دل گرفته و افسرده ایم... چون ایشان یک منبع بزرگ انرژی مثبت برای ما بود. برای ایشان آرزوی سلامتی- شادی و بهروزی داریم و امیدواریم که همیشه پاینده باشند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

کتابدارانه ها

کتاب جدید

کتاب ساختمان و تجهیزات کتابخانه نوشته آقای بابک پرتو- عضو هیات علمی گروه کتابداری دانشگاه شیراز- توسط انتشارات چاپار منتشر شد و هم اینک قابل استفاده است.

نتایج نهایی

نظر نهایی درباره مقالات ارسالی به دبیرخانه همایش سازماندهی اطلاعات اعلام شده است. با رفتن به این وب سایت و کلیک بر بخش مقالات میتوانید مقاله ها را به صورت تفکیکی سخنرانی- ارائه پوستر- چاپ در مجموعه مقالات مشاهده نمایید.

http://cep.cua.ac.ir/sem/author.asp

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

کتابدارانه ها

تیتر یک: دستورالعمل تهیه پوستر و اسلاید

از وب سایت همایش انجمن می توانید دستورالعمل تهیه پوستر و نیز اسلاید را برای همایش سازماندهی اطلاعات مشاهده و بر طبق آن عمل کنید.

http://cep.cua.ac.ir/sem/chklist.asp

تیتر دو: کافه کتاب....

هنوز شش ماه از راه افتادن کافه کتاب در اهواز نگذشته که به دلایلی تعطیل شد... همین! 

یک کتابخانه شناور!

http://www.flickr.com/photos/kingkieran/398155570/

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم

کتابدارانه ها

... این معجزه های زمینی

روز ۱۵ اسفندماه مراسم بزرگداشت استاد برجسته ای خواهد بود که کتابداران سرزمین ما از او آموختند که باید یاد بگیرند و به دیگران هم بیاموزند. فرهیخته ای که برای کتابداری ایران همچون دیگر اساتید هم نسل خود بسیار کوشید و بسیار جان فشانی کرد.. انجمن آثار و مفاخرفرهنگی در عصر روز ۱۵ اسفند مراسم بزرگداشت کتابدار برجسته ایران- دکتر عباس حری- را برگزار خواهد کرد. اما به این بهانه کتاب زندگینامه و خدمات علمی سرکارخانم نوش آفرین انصاری کتابدار فرهیحته و استاد برجسته کتابداری ایران- از یکی از دوستان خوب به دستمان رسید. بخشهایی از این کتاب را مرور می کنیم شاید که...

"... در بزنگاه انتخاب، پدر مترجمی را پیشنهاد می کند. اما او کتابداری می خواند و به پیشنهاد استاد جمال زاده تن در می دهد که چنین استدلال می کند که ایران به کتابدار بیشتر نیاز دارد تا به مترجم. .... این دختر فهیم به دفتر مجله راهنمای کتاب می آید و انبوهی نامه و فرم های اشتراک را الفبایی می کند.  وی با افتخار از آن دوران می گوید: برایم جالب بود آشنایی با افراد مختلف، خطهای مختلف، آشنایی با سب شناسی نامه نگاری، نامه های زیادی که به دکتر یارشاطر یا ایرج افشار نوشته شده بود. ... زمانی که آقای حسین بنی آدم، خبر راه اندازی کتابخانه سیار را در حوالی کرج به من دادند برایم لذت بخش بود. انجمن با اخبار گوناگون مربوط به کتاب و کتابشناسی و کتابخانه ها در ایران، یک کانون فرهنگی بود و تمامی ایران اطلاعات برای من، که کتابداری را در سوئیس به صورت آکادمیک و در هند به عنوان داوطلب تجربه کرده بودم بسیار آموزنده بود...."

".... به نظرم توفیق ما وابسته به حضور پویا و فعال کتابداری و کتابخانه هاست. وقتی بیش از 95 درصد مدیران کتابخانه ها یا غیرکتابدار هستند، چگونه می توان از کتابداری اجتماعی، یا هرگونه کتابداری سخن گفت. نهادهای غیردولتی هرچه قدر هم بکوشند از پس پاسخ به سرخوردگان برنخواهند آمد. نهاد غیردولتی از کار داوطلب می گوید، فارغ التحصیل جوان رشته ما هم به درستی، هوای کار و استخدام و تامین آینده را دارد."

((منصوره شجاعی، پذیرفتن دیگری در حد فاصل سکوت و تمدن))

" دخترکی بسیار تنها بود. روزی تکه ای خمیر از جیره نانش جدا کرد و با آن عروسکی ساخت و بعد عروسک، همصحبت او شد و او هرروز خمیر بیشتری صرف می کرد و عروسکهای بیشتری می ساخت و برایشان قصه می گفت. تا روزی که دیگر جیره نانی برایش نماند، چون با تمام نانش، عروسک ساخته بود و به این دلخوش بود که عروسکها اندک اندک در مقابلش جان می گرفتند و حرف می زدند، اگر چه که او دیگر توانش آنقدر تحلیل رفته بود که جسم نحیفش حتی یارای قصه گفتن هم نداشت"...... " حالا پس از سی و اندی سال تدریس وقتی به پشت سر نگاه می کنم از خود می پرسم چند تا از عروسکهایی که ساخته ام جان گرفته اند؟" " گاه آدم، خود آدم عشق است. بودنش، رفتنش و نگاه کردنش عشق است.

در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی، بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده، شاید، نخواهی هم، شاید هم، بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی..."

((لیلا(رویا) مکتبی فرد، معجزه های زمینی))

لازم به ذکر است که نشانی انجمن مفاخر فرهنگی به قرار زیر است: تهران- خیابان ولی عصر- پل امیربهادر- خیابان سرگرد بشیری- شماره ۱۰۰.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم