کتابداران فردا

رفتار کتابخانه ای

تحقیقات متعددی در زمینه رفتار اطلاعاتی و رفتار اطلاع یابی کاربران شده است و هرکدام توانسته است نقاط مبهمی از این مساله را روشن کند اما ای کاش تحقیقاتی هم روی رفتار کتابخانه ای کاربران صورت میگرفت. اینکه آنها از بدو ورود به کتابخانه چطور از این مکان استفاده می کنند؟ راستش این مساله دیروز هنگامی که از کتابخانه ملی بیرون می رفتیم و منظره جماعت سیگار به دست را می دیدیم به ذهنمان خطور کرد. واقعا زشت نیست که کنار دیوار یا در مقابل در ورودی چند جوان سیگاری- هرچند هم برای تفریح و استراحت- سیگار دود کنند و سرآخر پس مانده اش رو طوری روی سطل زباله بچسبانند که جایش بماند و بعد آن را درون باغچه شوت کنند؟ از درب ورودی تا نزدیکی پارکینگ آثار به جای مانده از جماعت سیگاری را خواهید دید. اگر دلمان برای جان و مالمان نمی سوزد فکر بازدیدکنندگان بیچاره ای باشیم که از آن سوی دنیا و حتی ایران برای دیدن ملی ترین کتابخانه ایران می آیند و با ملی ترین کاربران سیگاری روبرو می شوند. دوستان فرنگ رفته آیا دیده اند که کاربران چنین بی قید باشند؟ ما که فرنگ رفته نیستیم نمیتوانیم نظری بدهیم! روی پیشنهاد اول یادداشت فکر کنید شاید یک موضوع پایان نامه باشدها!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

سرمایه گذاری روی یک استعداد: از خاک به افلاک

دیشب فیلم Akeelah and the bee  را می دیدیم. فیلمی بسیار احساس برانگیز، قابل تعمل و تأمل. فیلمی که هر معلم یا مدرسی و هر دانشجو و دانش آموزی در هر درجه ای که باشد باید یک بار با دقت آن را ببیند. این فیلم، ماجرای یک دخترک سیاهپوست است که استعداد بی نظیری در هجی کردن کلمات دارد. در مسابقات مختلف اسپلینگ یا هجی کردن، شرکت می کند تا به مرحله نهایی می رسد و در این راه پشتکار عجیبی از خود نشان می دهد. علی رغم مخالفت مادرش و سخت بودن زندگی شان با عشق و علاقه برای رسیدن به درجات تحصیلی عالی این کار را صورت می دهد. پشتیبان و حامی او معلم و مدیر مدرسه اش بودند که با او ساعتها برای کار روی واژه ها تمرین می کردند و روی این استعداد، سرمایه گذاری می کردند. آنهم با عشق و علاقه ای وصف ناپذیر. دخترک بعد از کسب موفقیتهای پی درپی موفق می شود موافقت مادرش را نیز برای رفتن به مدرسه عالی از طریق شرکت در این مسابقه جلب کند. و سرانجام او به همراه یک پسرک کره ای قهرمان مسابقه می شود. در پایان فیلم، آکیلا یا همان دخترک سیاهپوست نابغه، چنین جمله ای قابل تامل را بر زبان می آورد:

میدانید که احساس، کجا همه چیز را درست حس می کند؟

جایی که شما مجبور نیستید نگران دیروز یا فردا باشید. شما احساس امنیت و آرامش خاطر می کنید و می دانید تا جایی که توانسته اید تمام تلاشتان را برای رسیدن به هدف صورت داده اید. این چیزی است که عشق نامیده می شود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

این زمانهای نازنین

۶سال پیش وقتی که تازه رفته بودیم به اهواز ایمیلی از زنده یاد خانم فرزین دریافت کردیم که درمورد قدر دانستن خیلی چیزها بود و یکی از آنها ازش زمان را دانستن بود. " ارزش یک دقیقه را از کسی بپرس که از قطار جامانده است." این جاماندنها چه قطار و چه هواپیما واتوبوس خیلی دردناک است. فشار روحی اش به کنار و هزینه اش هم به کنار دیگر و اینکه چطور می شود زمان رفته را جبران کرد. هنوز لحظه ای که در کرمان از قطار تهران جا ماندیم را فراموش نمی کنیم. انگار با رفتنش داشت دهن کجی می کرد و روی ما آّب سردی می ریخت از روی لجاجت! برخی جاماندن ها جبران پذیر است و برخی دیگر نه! مدیریت زمان در این موقعیت نقش مهمی را ایفا می کند. اگر میخواهیم از حرکت و پویایی در زندگی جانمانیم باید بتوانیم زمان را مدیریت کنیم. یکی از جاماندنها و تاخیرهای دردآور دیر رسیدن به جلسه آزمون است آنهم اگر چیزی مثل کنکور یا آزمون پایان ترم باشد.چون میتواند ماحصل یک سال تلاش را به باد فنا دهد.

 متاسفانه امروز یکی از آن رویدادهای ناخوشایند رخ داد. سر جلسه آزمون درس اصول کتابداری در دانشگاه شهید بهشتی متوجه شدیم دونفر از دانشجویان فعال نیستند. پس از پیگیریهای لازم حدود یک ساعت و ده دقیقه بعد رسیدند که متاسفانه امکان حضور در جلسه برایشان فراهم نبود. مسئول آموزش نیز مخالف حضور ایشان در جلسه بود. دیدن چهره محزون و در هم شکسته این دونفر دردناک و آزرده کننده بود ولی...علیرغم میل باطنی برای این دو نفر غیبت ثبت شد. شاید اگر زمان مدیریت می شد این اتفاق نمی افتاد. شاید...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

سفر به شیراز و اولین مدافع اهوازی

یک سفر دو روزه به شیراز. برای تجدید دیدار با والدین عزیز. تغییر آب و هوا. بازگشت به تهران در صبح جمعه. همسفر شدن  با آقای... گپی چند دقیقه ای با استاد درس ...دوران کارشناسی. راستی ظاهراً دفاع آقای حیدری (گویا ایشان اولین فارغ التحصیل دکتری کتابداری از دانشگاه چمران اهواز خواهند بود) قرار است به زودی برگزار شود .یک آخر هفته و یک تعطیلی همراه با زندگی نباتی.

 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

حدیث مفصل...

 اول: اتوبوس در مسیر میدان ولی عصر تا میدان ونک

یک مرد میانسال که کف اتوبوس به وسائلش تکیه داده: اگر این ماه کرایه خانه ندهم میتوانم کفش بخرم...

 دوم: اتوبوس مسیر تهران به شیراز- ترمینال جنوب

یک دخترک فال حافظ فروش: عمو این چیه روی چشمات؟ - عینک. - چرا عینکی شدی؟ - چون کتاب زیاد خوندم. - کلاس چندی؟ - عموجان من دیگه دانشگاه میرم. - دانشگاه چند تا از کلاس پنجم بیشتر میشه؟ حیرت..سکوت..دخترک رفت..

سوم: آمار مطالعه میان ایرانیان کم است.

و.. درنهایت..و چه خالی میرفت با قطاری که ‍‍‍‍‍‍پر از فلسفه و حکمت بود..

تمدید نوسایی

زمان ارسال آثار به اولین جشنواره جایزه علمی سیمرغ کتابداری و اطلاع رسانی تا ۳۱ فروردین سال 1389 تمدید شد. گفتنی است که این جشنواره با هدف شناسایی و پشتیبانی از استعدادهای مرتبط، با همکاری گروهی از اساتید و صاحب‌نظران علم کتابداری و اطلاع‌رسانی  در ارتباط با نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای برگزار می شود. این فرصت بزرگ و استثنایی را از دست ندهید.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

چه کنم که بسته پایم؟

تقصیر از حقیر نیست. مقررات می گوید. کمی مشکل است پذیرشش ولی چاره ای هم نیست. خودمان هم وقتی شنیدیم ناراحت شدیم. ولی چه کنم که بسته پایم؟ وقتی آموزش میگوید دانشجویانی که بیش از چهار غیبت داشته باشند از آزمون محرومند و خود کارشناس آموزش لیست را چک می کند چه کار باید کرد؟ لحظاتی پیش خبر دادند که چند نفر از دانشجویان دانشگاه ...به دلیل غیبت زیاد از آزمون محرومند. تقصیر از ما نیست. مقررات می گوید...

یک در برابر یازده

بهار سال آینده سالی پر همایش است. معمولا بهار که می شود جنب و جوش کتابداران افزایش می یابد. فصل نمایشگاه کتاب است و حسابی مشغله زا. در کنار این نمایشگاه عظیم فرهنگی، همایشهای مختلفی برگزار می شود. با به پایان رسیدن تعطیلات نوروز، و در روز25 فروردین، در دانشگاه سمنان همایش منطقه ای دانشجویی سواد اطلاعاتی برگزار می شود که با توجه به قابلیتهای علمی و کاری دانشجویان کتابداری این دانشگاه و مدیریت دلسوزانه آقای معرفت به نظر می رسد همایش با کیفیتی در راه باشد. همایش یازدهم انجمن علمی دانشگاه الزهرا نیز اهمچون سنوات مرسوم و گذشته در اردیبهشت ماه برگزار می شود. موضوع همایش مسال بسیار خاص است. موضوع آن نمایه سازی و چکیده نویسی است و به نظر می رسد کم کم فتح بابی در تخصصی تر شدن همایشها می شود. همایش ادکا نیز به جای خودش در حوزه تحقیقات میان رشته ای در اردیبهشت ماه برقرار است. خلاصه که بازار همایش و گردهمایی ها گرم است. ضمن عرض خسته نباشید به این عزیزان و اینکه درکشان می کنیم که چقدر کارشان سنگین و فشرده است، عرض میکنیم که بشتابید تا دیر نشده. بهار فصل پرکاری است...پر جنب و جوش...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

دوشنبه ای متفاوت

امروز برای برخی کارهای خاص به دانشگاه شهید بهشتی رفته بودیم و طبق برنامه قرار بود که ساعت 13 دانشجویان رشته علوم تربیتی را که این درس اصول کتابداری را می گذراندند برای بازدید به کتابخانه ملی ببریم. مینی بوس ساعت 12 و چهل و پنج دقیقه از دانشگاه حرکت کرد و حدود هشت نفر از دانشجویان را که مانده بودند با خود بردیم. ده دقیقه دیر رسیدیم و هنگامی که با حراست کتابخانه برای ورود هماهنگ میکردیم به ما گفته شد که قرار ما ساعت یازده بود و کمی دیر رسیدیم! راستش ماندیم که چه بگوییم! اصلاً به کلی فراموش کرده بودیم که قرار ما ساعت یازده بوده! به هرحال با کتابدار مربوط به بازدید از کتابخانه تماس گرفتند و ایشان موافقت کردند بازدید صورت گیرد. وقتی کتابدار مورد نظر آمد، در حالیکه سعی می کردند خونسردی خود را حفظ کنند با نگاهی ملامت بار گفتند که شما همیشه اینطور قرار می گذارید؟! در حالیکه به شدت لعنت بر خود می فرستادیم به خاطر این فراموشی دردسرساز، از ایشان به خاطر این اتفاق نامبارک سهوی پوزش خواستیم و آن بنده خدا هم با خوشرویی بقیه بازدید را به سرانجام رسانید. دانشجویان هم شکرخدا از این بازدید راضی بودند و مجددا همگی به دانشگاه برگشتیم. در راه این دانشجویان، شرمنده مان کردند و یک یادبود به ما دادند که به نظر می رسد را اولین هدیه منزل جدیدمان باشد!

راستی یکی دو روز است خبرهای خوشی از کتابداران به دست ما می رسد. بعد از خبر ازدواج خانم پشوتنی زاده، خبر متاهل شدن آقای سهیلی غافلگیرمان کرد و هنوز در این جو بودیم که باخبر شدیم متین کوچولوی آقای علی حمیدی پا به این دنیا گذاشته است. به این سه کتابدار عزیز تبریک عرض کرده و آرزوی شادی برای همه این عزیزان را داریم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

این مایک!

هر ازگاهی به وب سایت تلوال سری می زنبم. هر بار می بینیم که روزآمدتر از قبل است  و مقاله ای تازه با ایده ای تازه مطرح کرده است. مطالعه مقاله هایش کمک می کند تا اطلاعات خود را در زمینه وب سنجی روزآمد کنیم و دریابیم که وب سنجی فقط بررسی پیوندهای داخلی و خارجی و هم پیوندی نیست. بلکه جنبه های گسترده ای از این قضیه را پوشش می دهد. بعضی وقتها فکر میکنیم که این مایک یا خیلی تامین هست که اینجور علاقه مند است یا خیلی دل خوش و خجسته ای دارد که هر دفعه می بینیم که یک مقاله تازه دارد. حتی از الان مقاله سال 2011 اش آماده است و تحقیق و تحصیل همراه با اشک  انجام نداده است. امان از این مایک!

در آینده خیلی دور خیلی نزدیک!

شاید در آینده ای خیلی دور یا خیلی نزدیک کسانی که برای تحقیقات خود نیازمند گردآوری اطلاعات از منابع انسانی هستند مجبور باشند توضیحاتی را بالای پرسشنامه خود به این شرح بنویسند:

- اگر پرسشنامه را حضوری تقدیم جامعه آماری (!) می کنند بالایش بنویسند: پاسخگوی گرامی. احتراما تراول چک صدهزارتومانی پیوست شده با پرسشنامه متعلق به شخص شخیص جنابعالی است. مرحمت فرموده پس از استفاده بهینه از آن تراول چک برای خودتان، پرسشنامه را اگر خواستید تکمیل فرمایید.

- اگر پرسشنامه الکترونیکی باشد همان متن مذکور را درج می کنند. لیکن اینبار پاسخگوی گرامی پس از تکمیل و ارسال پرسشنامه و نیز درج شماره حساب، مشاهده می کند که به طرفه العینی مبلغ مورد نظر به حسابش وارد میشود. این مطلب هم اصلا سوگیری نداشت. گفته باشیم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

روزهای پایانی ترم

این روزها آخرین کلاسهای این ترم سپری می شود. یک ترم پر از مشغله و خوب. ترمهای پرکار دوست داشتنی هستند. با دانشجوهای مختلف مواجه شدن و چیزهای تازه از آنها یاد گرفتن و اینکه گاهی آدم بفهمد چیزی نمیداند و باید بیشتر بخواند. آموزش و معلم بودن یکی از سخت ترین و حساس ترین کارهاست. قبلا فکر میکردیم دانشجو بودن چقدر دشوار است اما امروز می بینیم که در جایگاه معلم قرار گرفتن کاری است که در آن باید خیلی احتیاط کرد و مراقب بود. آنچه که میگویی مستند باشد. به آنچه که بیان میداری تسلط داشته باشی. در آن زمینه خاص تجربه کاری داشته باشی و خدای نکرده با محفوظات ذهنی سرکلاس حاضر نشوی. در ترمی که گذشت یک تجربه خوب با دانشجویان رشته برنامه ریزی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی برای درس کتابخانه و کتابداری به پایان رسید. احساس میکردیم که همه این دانشجویان مشتاقند بدانند کتابداران چه کار می کنند. نشان دادن تصویر موجه و مثبت از کارها و فعالیتهای کتابداران کار دشواری بود و ...

ادامه مطلب
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٢۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم