کتابداران فردا

درسهایی که می گیریم یا نمی گیریم

دیروز سومین جشن کتابداران فردا ویژه دانشجویان تازه وارد کتابداری برگزار شد. فکر نمیکردیم که استقبال انقدر زیاد باشد. سالن 200 نفری کتابخانه ملی تقریبا پر بود. دوستان ادکایی برنامه جالبی را برای دیروز تدارک دیده بودند و به قول پاسیار از تابستان تا دیروز منتظر چنین روزی بودند. برنامه دیروز سه سخنران داشت و یک پنل پرسش و پاسخ و یک فیلم جالب. خانم پاسیار- آقای دکتر منصوریان و آقای مهنس محمدزاده از شرکت نوسا در این جشن سخنرانی کردند. در این بین سخنرانی آقای مهندس محمدزاده نکاتی داشت که به قول آقای حافظیان که دیروز خودشان را به این جشن رساندند بسیار تکان دهنده بود.

ایشان گفتند که در شرکت خود هم نرم افزار حسابداری تهیه می کنند و هم روی نرم افزارهای کتابداری کار می کنند و در واقع بیست سال در کار ساختن نرم افزار برای کتابداران هستند. مهندس محمدزاده گفت که ما برای نرم افزارهای حسابداری سود خوبی به دست می آوریم ولی هنوز نتوانستیم دل از کتابداران جدا کنیم. نرم افزارهای حسابداری با آمار و ارقام و حسابهای مالی سروکار دارد و بالاخره یک زمان تمام میشود. لیکن کتابداری با فرهنگ و دانش مکتوب یک جامعه سروکار دارد و ماندگار است. احساس مفید بودن در کتابداری از مواردی بود که مهندس احمدزاده به آن اشاره کرد. آقای حافظیان و دکتر منصوریان نیز با سخنان پرشور و هیجان برانگیز خود نشاط تازه ای را بین دانشجویان ایجاد کردند. یک لحظه به ده سال پیش برگشتیم. سالی که در دانشگاه شیراز انجمن علمی دانشجویی کتابداری آن دانشگاه، برنامه ای را برای دانشجویان تازه وارد برگزار کرد و کاری کردند که تا امروز در این رشته باقی بمانیم و خیلی از ابهامات را همان جلسه اول برطرف کردند. اینجاست که باید به اهمیت نقش انجمن های علمی پی برد که اثر شگفت انگیزی بر ایجاد انگیزش بین دانشجویان کتابداری دارند. دانشجویان باید بیشتر قدر خود و رشته خود را بدانند. بدانیم که در رشته خود با انسانیت سروکار داریم. بیش از اینها بکوشیم و بجوشیم. خداراشکر کنیم که به قول آن شاعر معروف خطای ما همچون طبیبان زیر خاک مخفی نمی شود! همیشه کتابدار باشید و سایه کتابدارها برسر همه کاربران باقی بماند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

کتابداران هک شده!

رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت. چند دقیقه قبل میخواستیم طبق عادت هرروزه اخبار وبلاگ گروهی را بررس کنیم که دیدیم به جای نوشتار وبلاگ، پیامی آمد تحت عنوان ارباب هکرها! یاللعجب! درست حدس زدیم؟ وبلاگ گروهی کتابداران هک شد؟! آقای رجبی و خانم صابری آنلاین بودند و خبر را تایید کردند و حتی گفتند که وبلاگ خانم کرمی هم هک شده! خانم پاکدامن گفتند که شماره مدیر بلاگفا را دارند. شماره مدیر بلاگفا را به دوستان دادیم تا پی گیر قضیه باشند. معلوم نیست کار کدام کتابدارنشناسی بوده که اینگونه همه را آواره کرده است! اما چند دقیقه بعد به طرز عجیبی دیدیم که همه چیز سرجایش برگشته است و انگار نه انگار که وبلاگی هک شده. نه خانی آمده و نه خانی رفته. به هرحال این هم از دغدغه های امروز ما بود دیگر...

از آقای دکتر رضایی شریف آبادی چه خبر؟

از نیمه مرداد امسال آقای دکتر رضایی شریف آبادی برای فرصت مطالعاتی عازم ونکوور کانادا شده اند. در این مدت از حالشان جویا بودیم و خداراشکر هم سلامتند و هم به شدت فعال. اخیرا هم خبری ارسال کرده اند که بسیار باعث سرور و شادمانی است. با اجازه ایشان این خبر را اشاعه می دهیم!

طبق خبرهای مستند و شنیده های موثق عنقریب است که رشته مطالعات آرشیوی در مقطع کارشناسی ارشد در وزارت علوم تصویب شود. جای چنین رشته ای در ایران خالی بود. زیرا در شرایط حاضر به آرشیویست تحصیلکرده نیاز مبرم داریم. علی رغم احترامی که برای تحصیلکرده های تاریخ قائلیم، لیکن آنها دید آرشیویستها و کتابداران را ندارند و از بعد اطلاع رسانی به این قضیه نگاه نمی کنند. بنابراین وجود رشته مطالعات آرشیوی می تواند غنی کننده مراکز آرشیوی از آرشیویستها باشد. دکتر رضایی در کنفرانس بین المللی ASIST شرکت کرده اند و تصاویر و لینکهای این همایش را هم ارسال کرده اند. همچنین از خانم پرفسور ایدی راسموسن نام برده اند که گویا دو هفته دیگر به ایران سفر می کنند. آقای دکتر رضایی اظهار امیدواری کرده اند که بتوانیم در ایران برای ایشان سخنرانی در حوزه آرشیو بگذاریم. تصویری را هم که مشاهده می کنید  از ایشان (دکتر رضایی) و یوجین گارفیلد خودمان است. برای آقای دکتر رضایی شریف آبادی آرزوی موفقیت می کنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

آخر هفته با کتابداران

از شنبه هفته کتاب شروع شده است. به سهم خود روز کتابدار را به همه کتابداران بی سروصدا و پرتلاش این سرزمین تبریک عرض میکنیم. هرچند هفته کتاب هم خیلی بی سروصداست! دقیقا مثل کتاب زبان بسته! بگذریم. آخر هفته را قرار است با کتابداران و همایشهای کتابدارانه سپری کنیم. فردا را که در جریان هستید. طبق رسم هرساله، که از سه سال پیش شروع شده، مراسم آشنایی دانشجویان تازه وارد کتابداری با رشته تحت عنوان کتابداران فردا برگزار می شود. قرار است در این مراسم دکتر منصوریان از گذشته ها و اینکه چطور کتابدار شدند بگویند. بقیه بخشها باشد برای زمانی که تشریف آوردید کتابخانه ملی. البته از ساعت 16 تا 18. این از برنامه سه شنبه.

اما برنامه چهارشنبه هم مختص انجمن کتابداری ایران و سخنرانی یکی دیگر از فارغ التحصیلان دانشگاه شفیلد انگلستان است. یعنی آقای دکتر صدقی. این برنامه هم در کتابخانه ملی و از ساعت 16/30 تا 18/30 برگزار می شود. بعد از مدتها دوباره کتابداران دور هم جمع می شوند.

کتاب شنوی یا نشنوی؟!

پیامی به گروه بحث آمده بود و پایگاه کتاب صوتی را معرفی می کرد. با کلی ذوق و شوق رفتیم تا چند تا کتاب بارگذاری کنیم و موقع کار کتاب شنوی (به قول آقای زین العابدینی) داشته باشیم. ولی وارد سایت ایران صدا که شدیم مشاهده کردیم که اولا باید ثبت نام کنیم. انجام شد. بعد روی هر کتابی کلیک کردیم یا باید آنلاین می شنیدیم یا باید می خریدیم! پایگاه مذکور بیشتر برای کتاب نشنوی است تا کتاب شنوی! به خصوص با سرعت بی کران(!) اینترنت! ولی به قول معروف: کاچی بعض هیچی.

جانشین شیرازه

شیرازه را که خاطرتان هست؟ نخستین مجله الکترونیکی که وجهه ژونالیستانه کتابدارانه داشت. بعد از یکسال دیگر روز آمد نشد. ولی شنیده ها حاکی است که به زودی نشریه جدید برای کتابداران و آرشیویستها پا به کهکشان رسانه ها خواهد گذاشت. به زودی مجله الکترونیکی....روی صفحه مانیتور شما خواهد بود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

ریا نشود!

دیروز با یکی از دوستان آرشیویست صحبت می کردیم و بحث به اینجا کشیده شد که یک روزی از فلان سازمان آمدند اداره ما و کلی اطلاعات گرفتند و راهنمایی شان کردیم و خلاصه رفتند تا روی طرح تحقیقاتی شان کار کنند. چند وقت بعد اثرشان منتشر شد بی آنکه نامی از آرشیویست کمک کننده یا سازمان وی برده شود که این اطلاعات از آنجا و از آن مجراها تهیه شده. وقتی مراتب گلایه مندی این دوست ما به آن طرف ابلاغ شد چنین جواب شنید که راستش ما نگران بودیم اگر این کار را بکنیم ریا شود! برای همین گفتیم اسمی از شما نیاوریم!

نشست کتابداران فردا

سومین سال پیاپی است که ادکایی ها دارند نوباوگان کتابداری را دور هم جمع میکنند. وعده دیدار26 آبان ماه. لازم به ذکر است که عنوان نشست، ارتباطی سوگیرانه با نام این وبلاگ ندارد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

در خاطر ماندنی

روز ملی ترافیک! روزی که هیچ ماشینی قصد حرکت نداشت و راننده تاکسی هم فکر می کرد که مسافرانش را دارد به گردش می برد! حرص و جوشی که هنوز تا این لحظه از بعد از ظهر متاسفانه اثرش تمام نشده! دارید یواش یواش دیر می رسید به کلاس. در این فکرید که حتما الان همه دانشجوها رفته اند دنبال کار خودشان و شمایید و حوضتان و حالا باید یک وقت را برای گذاشتن کلاس جبرانی تعیین کنید....اما....جالب اینجاست که وقتی نومیدانه هشت و سی و پنج دقیقه به جای ساعت هشت به کلاس برسید و ببینید که همه دانشجویان حتی کسانی که روز عادی غیبت می کردند حضور دارند و با خیال راحت درباره چگونگی ایجاد وبلاگشان به صورت گروهی بحث می کنند...کمی خجالت می کشید و قول میدهید دفعه دیگر کمی از فکرتان استفاده کنید و وسیله ای دیگر را برای آمدن به دانشگاه برگزینید تا اینجوری زمین و زمان را به هم گره نزنید!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

هنرمندان و مطالعه

دیشب، شاید از روی کنجکاوی و شاید هم ناچاری، مجله هفت سال گذشته را ورق می زدیم. گفتگویی را با برد پیت، بازیگر مشهور هالیوودی می خواندیم. همه صحبتهایش در مورد فیلمهایی که بازی کرده بود جالب بود. به خصوص صحبتهای او درباره داریوش خنجی، فیلمبردار ایرانی فیلم هفت. اما بین حرفهایش، نکته ای خیلی قابل توجه بود. برد پیت، برای بازی در فیلم تروا و نقش آشیل، چندین کتاب، طرح تحقیقاتی و پایان نامه را مطالعه کرده بود تا بتواند به شخصیت آشیل برسد. حتی روی گویش و لهجه کلاسیک آن دوره نیز مطالعه کرده بود تا لهجه وی منطبق با شخصیت اصلی باشد. اما نکته­ای که خیلی جالب است این است که در هیچ یک از سریالها یا فیلمهای وطنی، در انتهای فیلم که از همه عوامل تشکر می شود و حتی خانواده محترم رجبی! ولی هیچ وقت ندیدیم و نشنیدیم که کارگردانی یا تهیه کننده­ای از فلان کتابدار یا فلان کتابخانه تشکر کند و حتی به گونه­ای صحیح منابعی که برای کپی و پیست کردن از آنها برای نوشتن استفاده کرده است ذکر کند. جالب اینجاست که خاطرمان هست سه چهارسالی پیش، شبکه سوم، از هنرمندان برای برنامه نوروزی دعوت کرده بود و بحث مطالعه بینشان بود. خواننده ای مشهور که ترانه فیلم مرسدس مسعود کیمیایی را خوانده، ذکر می کرد که چه معنی دارد اصلا هنرمند اهل مطالعه باشد؟! شاید اگر اغلب هنرمندان ما اهل مطالعه بودند چه در مقام کارگردان و چه بازیگر، فعالیت آنها حرفه ای تر می نمود و در لوپ سوژه های تکراری گیر نمی کردند! بگذریم!

 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

یادی از گل آقا

هفته قبل سرکلاس فهرست نویسی در کارگاه کتابداری، چشممان به مجموعه صحافی شده مجله گل آقا افتاد. بعد از کلاس، گل آقا را با خودمان آوردیم داخل اتاق و تا کلاس بعدی مشغول مطالعه اش شدیم. اوه...خدای من..اولین شماره گل آقا...ما را به برد به سال 1369. کلاس پنجم دبستان و مدرسه اسداله پروا در شیراز. خاطرمان هست که آن روز قرار بود به منزل جدیدمان برویم که البته هنوز در دست ساخت بود! درون ابری از خاطرات آن روزها غوطه ور بودیم که آقای فیروزجایی، مستخدم مهربان دانشکده علوم تربیتی دانشگاه سمنان، وارد اتاق شد و چای آورد. همراه با چای داغ، پنجره باز اتاق و مطالعه گل آقا از هوای تازه باران خورده سمنان لذت بردیم.

 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

کوچولویی به اسم ماتیلدا

سه سال پیش در اهواز، از طریق دوست عزیزی با کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال آشنا شدیم. این کتاب آنقدر جذاب بود که نفهمیدیم پنج شنبه آخر هفته چگونه گذشت! معمولاً پنج شنبه و جمعه های ما در اهواز با نوشتن تکالیف کلاسی و گاهی مقاله، تحمل کردن بوق بوق اتومبیلهایی که از بولوار گلستان می گذشتند و هر ازگاهی هم گشتی در کیانپارس می گذشت. ولی آن پنج شنبه یک استثنا بود و تمام روز را در اتاقمان به خواندن کتاب ماتیلدا پرداختیم.

دو هفته پیش یکی از اقوام، فیلم ماتیلدا را به ما داد و تا به حال چهار بار مشتاقانه این فیلم را تماشا کرده ایم.

ماتیلدا، دختر کوچولوی 5 ساله ای است که والدینش چندان توجهی به او نمی کنند. او از کودکی سعی میکند روی پای خودش بایستد. این کودک به گونه ای عجیب، علاقه به خواندن دارد و از پدرش درخواست کتاب می کند. ولی پدرش از این کار امتناع می ورزد. تا اینکه روزی که وی در خانه تنها بود، از طریق یک کتاب راهنما مثل کتاب اول ما، موفق می شود نشانی یک کتابخانه عمومی نزدیک منزلشان را پیدا کند. با خوشحالی راهی کتابخانه می شود. از کتابدار می پرسد که کتابهای کودکان کجاست؟ کتابدار نیز با تعجب وی را راهنمایی می کند. کار ماتیلدا این بوده که هر روز به کتابخانه می رفته و کتابهای کودکان را با لذت و اشتیاق فراوان مطالعه می کرد. روزی کتابدار به وی گفت اگر بخواهد می تواند عضو کتابخانه شود و کتابهایی را با خود به امانت ببرد. ماتیلدا نیز با خوشحالی یک گاری دستی کوچک با خود می آورد و چندین کتاب را با خود به خانه می برد تا مطالعه کند. هر چند که والدینش که ناآگاهی آنها واقعاً حرص آور است، باز هم وی را درک نمی کنند. پدرش کتابهایش را پاره می کند و مادرش می گوید: You choose book, I choose look و تماشای تلویزیون را به همه چیز ترجیح می دهد. البته ماجراهای دیگری نیز بر ماتیلدا می گذرد که بهتر است در کتاب و فیلم آن را دنبال کنید. فقط این را بدانید ماتیلدا پایانی خوش دارد! نکته جالب اینجاست که در این فیلم، کتابدار از ماتیلدا حق عضویت نمی خواهد و حتی در مورد استفاده وی از کتابخانه سخت گیری نمی کند. اجازه می دهد تا بیش از یک کتاب امانت بگیرد و به او نمی گوید که هی بچه! برو پی کارت! این فیلم و کتاب، حکم یک کلاس درس برای ما کتابداران و نیز برای والدین دارد.


 خاطرات یک کتابدار

آقای عبدالنبی عرب زاده مدرس بازنشسته گروه کتابداری و اطلاع رسانی  پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز خاطرات خود را در وبلاگ شخصی اش نوشته است. حتما خاطرات این استاد و کتابدار با صفا را بخوانید.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

همایش آبانی انجمن

روز گذشته در تالار 80 نفری کتابخانه ملی همایشی با همکاری سه نهاد مرکز سیاستهای علمی کشور- انجمن ترویج علم و انجمن کتابداری ایران برگزار شد. این سخنرانی که با حضور آقای دکتر بهزاد و خانم دکتر گویا برگزار گردید به موضوع آموزش ریاضی پرداخت. سخنرانی این سری برخلاف سریهای قبل از ساعت 14 شروع می شد که طبیعی بود به دلیل تداخل با ساعت کاری و کلاسی عده بسیار قلیلی در دقایق نخستین حاضر باشند لیکن به تدریج به این جمع اضافه شد ولی این همه حضور کتابداران نبود و باز هم با مساله حداقل مشارکت کتابداران مواجه بودیم. جمع بیست نفری انعکاس دهنده همه کتابداران عضو انجمن نیست و باز باید آهی از روی حسرت کشید که چرا حداقل وظیفه خود را پاس نمی داریم؟

بگذریم. سخنرانی آقای دکتر بهزاد بسیار جالب بود. ایشان در مورد نظریه گراف و نیز معمای سه گاف: گوسفند و گرگ و گیاه و نیز ماجرای پادشاه و ریاضیدان صحبت کردند و به قول دکتر حسن زاده سخنرانی ایشان همه را به صندلی میخکوب کرد. اگر شنیده باشید همان ماجرای انتقال گرگ و گوسفند و گیاه از یک رودخانه بدون اینکه به هیچ یک آسیبی برسد. ایشان راجع به کاربرد نظریه گراف در علوم مختلف صحبت کردند. به نظر می رسد که این نظریه در کتابداری و اطلاع رسانی هم قابل تعمیم است. چون ما بحث مصور سازی اطلاعات را به این صورت می توانیم داشته باشیم.

ضمن اینکه ایشان یک سوال را مطرح کردند که پاسخ صحیح به این سوال نتیجه اش دریافت جایزه ای از مرکز سیاستهای علمی کشور است. سوال ایشان این بود: بزرگترین دستاورد بشریت چیست؟ متاسفانه تا آخر جلسه را نبودیم و باید سریع به ترمینال جنوب می رفتیم تا به اتوبوس سمنان برسیم. هرچند که دیر رسیدیم و اتوبوس هم در شرف رفتن! ولی به هرحال رسیدیم. به قول جمشید مشایخی در فیلم سوته دلان، همه عمر دیر رسیدیم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

ستیز علیه کتابدار ستیزی

یکی دو هفته پیش موجی ایجاد شد که سبب شد کتابداران واکنش نشان دهند و آن برنامه رادیویی هفت شنبه بود که پیشتر نیز راجع به آن بحث شد. آقای رجبی زحمت کشیده اند و پستهای شورانگیزی درباره این کتابدارستیزی به وبلاگ گروهی ارسال کرده اند. از طریق پیوندهای زیر پستهای آقای رجبی را دنبال کنید.

هفت شنبه رادیو جوان در گرداب لودگی

هفت شنبه رادیو جوان و بمباران اعتراض کتابداران

هفت شنبه رایو جوان و منزلت کتابداران

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

هنوز در سفرم...


بالاخره سفر یک هفته ای به اهواز و بعد هم سمنان تمام شد! در عرض یک هفته چهار شب در قطار بودیم که این هم برای خود تجربه ای بود. یادش بخیر روزی را که بادوست عزیزم آقای محسن زین العابدینی در قطار همسفر بودیم و کتاب یادداشتهای سهراب سپهری را می خواندند. عنوان کتاب هنوز در سفرم بود. از این شعر سهراب که می گوید هنوز در سفرم و خیال می کنم... گرفته شده بود. این هفته کلاسهای کتابخانه ملی- دانشگاه علامه و دانشگاه شهید بهشتی را تا اینجا سپری کردیم و با این همه باید وقتی را هم برای پایان نامه گذاشت. چیز دیگری به آخر خط نمانده است. فقط کمی اراده و عجله....

برای سید مهدی حسینی عزیز

 امروز دفاعیه آقای سید مهدی حسینی بود. پیامکشان را ظهر هنگامی که مقابل بانک ملت در خیابان کارگر جنوبی بودیم دریافت کردیم که ساعت 16 دفاعیه ایشان است. متاسفانه به دلایل کاری نشد که در دفاعیه ایشان حضور یابیم. ولی شکی نیست که به خوبی از کارشان دفاع کرده اند. برای سید عزیز که با وبلاگ خودش  همیشه جانی تازه به کتابداران می دهد آرزوی شادی و سلامتی و موفقیت داریم. (همین الان آقای رجبی خبر دادند که ایشان نمره شان شده 19.6. بسیار بسیار به مهدی عزیز تبریک عرض میکنیم).

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم