کتابداران فردا

نخستین کودکانه جدی در مقطع دکتری

هفته گذشته، دفاع خانم مکتبی فرد در دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شد. پایان نامه ای در حوزه ادبیات کودک و نوجوان با تاکید بر مساله تفکر انتقادی و حضور آن در کتابهای کودکان گروه سنی ج. برای حضور در جلسه دفاعیه ایشان، همراه با دوستان عزیز محسن خان زین العابدینی و داریوش عزیز و همسرش، عازم اهواز شدیم. جلسه دفاعیه ایشان، ساعت ده صبح چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه آغاز شد. داوران خارجی آقایان دکتر حری و دکتر قائدی و خانم نوش آفرین انصاری بودند و داوران داخلی نیز آقایان دکتر بیگدلی و دکتر معرف زاده بودند. جای دیگر دوستان خالی، نایب الدفاع همه بودیم! جلسه مقتدرانه و پرهیجان بود. با اینکه سه ساعت طول کشید ولی همه تا آخرین لحظه در جلسه حاضر بودند و با هیجان ارائه را پی گیری می کردند. سرانجام پس از سه ساعت و خورده ای بحث و جدل و گفتگو، خانم مکتبی فرد هم به درجه دکتری رسید و از این به بعد باید ایشان را خانم دکتر خطاب کنیم. شایسته است که به ایشان تبریک عرض کنیم.

بعد از جلسه دفاعیه، ضیافت ناهاری را در کتابخانه مرکزی دانشگاه، میهمان گروه بودیم و پس از آن، یک نشست با حضور خانم انصاری و دکتر حری و دکتر عصاره، اساتید گروه و دانشجویان در تالار دکتر پاک سرشت برگزار شد.

 برخی مباحثی که مطرح شد به طور خلاصه به شرح زیر است:

اگر کتابشناس شدیم، آنگاه یک کتابدار هم هستیم.

بحثی صورت گرفت با این عنوان که ما خیلی از موارد فعلی در رشته را از غرب وام گرفته ایم، اگر قرار شد آنها نام رشته را تغییر دهند ما باید چه کنیم؟! مثل آنها عمل کنیم؟

دکتر حری، اشاره جالبی به استثمار رشته ای نمود و گفت برخی رشته ها مثل کامپیوتر، مواردی مثل متادیتا را از ما گرفتند و همان را به ما پس دادند و استثمارمان کردند. خانم انصاری هم به داستان بز و درخت نخل اشاره کردند. یک بز هر قدر هم شیطان باشد، باز هم برمی گردد و به ریشه خود، درخت نخل که ثابت است نگاه می کند. ما به راحتی نمی توانیم از واژه کتابداری بگذریم. واژه ای اصیل و ریشه دار است.بعد از جلسه به اتفاق خانم انصاری، دکتر حری، دکتر فرج پهلو و دکتر بیگدلی عازم فرودگاه شدیم. خانم انصاری به اصفهان رفتند و ما به همراه دکتر حری همسفر بودیم. از هر دری سخن به میان آمد و از هم صحبت شدن با ایشان بسیار لذت بردیم. آسمان تهران، ابری بود و از صاعقه تند، مشخص شد که تهران ابری است. بعد از یک روز غبار آلود حالا هوای بارانی و خنک بسیار می چسبد...

یازدهمین سال الزهرایی

دوستان عزیز. فردا و پس فردا یازدهمین همایش سالانه کتابداری دانشجویی دانشگاه الزهرا را فراموش نکنید. این بار با موضوع تخصصی نمایه سازی و چکیده نویسی. یک سال دیگر مانده تا اخذ دیپلم همایش های دانشجویی کتابداری توسط الزهرایی ها. خداقوت به این عزیزان.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

دوگانه آرشیوی

دومین همایش آرشیوی در سطح ملی، چهارشنبه و پنجشنبه گذشته در ساختمان گنجینه اسناد برگزار شد. به نسبت سال گذشته، استقبال بیشتری از آن به عمل آمده بود و مقالات نیز از کیفیت بالاتری برخوردار بود. شرح کامل این گزارش در خبرگزاری لیزنا آمده است. چیزی که امسال هم مشهود بود، اختلاف سلیقه و نظری بود که بین کتابداران و تاریخی ها بود. ما کتابداران، به دلایل مربوط به ساماندهی و اشاعه اطلاعات، آرشیو را متعلق به خودمان می دانیم و تاریخی ها هم اصلا این را قبول ندارند و به طزز عجیبی آرشیو را تحت سیطره خود می دانند و بسیار بر این امر تاکید میورزند به گونه ای که یکی از ارائه دهندگان با شور و هیجان خاصی که مقاله اش را ارائه می داد این نکته را مطرح کرد. البته سال گذشته هم چنین بحثهایی پیش آمد. اما دکتر رضایی شریف آبادی در سخنرانی خود چند جمله ای بیان کرد که قابل تامل بود:

((که آرشیو نه کتابداری است و نه تاریخ و نه سندپژوهی و نه علوم اداری و نه هیچ علم دیگری، آرشیو، آرشیو است. همه منابع را نیاز دارد تا از سندی که امروز تولید می شود، چندین سال دیگر بهره برداری کند. سند امروز، به شکلهای دیگری است. همیشه این اسناد کاغذی در اختیار ما نیستند. آرشیویستها دغدغه چگونگی دسترسی به اسناد امروزی را برای نسلهای آینده دارند.)) دکتر رضایی شریف آبادی ابراز امیدواری کرد که همبستگی آرشیویستها در حد یک عکس یادگاری نباشد...

از دیگر نقاط برجسته همایش، انتشار کتاب مجموعه مقالات همایش اول آرشیو برای همه بود که به ارائه دهندگان مقالات داده می شد. این کتاب دارای دو جلد هست که فعلا جلد اول آن منتشر شده است. به نظر میرسد که با برگزاری چنین همایشها و نشستهایی مقوله آرشیو هم جای خود را باز می کند و از حالت نسیان زده قبلی در حال خروج است و به احتمال بسیار فراوان تا چند سال آتی، واقعاً دانش آموخته ای در حوزه آرشیو داشته باشیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

این فرصت بی تکرار، عشق است معما نیست

دیروقت است. ساعت حدود یک و بیست دقیقه نیمه شب. رادیو روشن است و راه شب پخش می شود. خیلی وقت بود راه شب را گوش نکرده بودیم... خاطرمان هست دوران دبیرستان زمانی که می خواستیم تمرینات جبر یا مثلثات را حل کنیم حتما باید رادیو روشن بود و راه شب را می شنیدیم. هنوز داریم به کتاب گوهر ماندگار و صحبتهایی که همکاران کتابدار در این کتاب راجع به آقای دکتر فتاحی کرده اند فکر میکنیم. این کتاب تازه دستمان رسید. آنهم در مجمع عمومی انجمن. حقیقتش، افتخار شاگردی دکتر فتاحی را نداشتیم افسوس. نوشته های شاگردان ایشان و اساتید کتابداری راجع به دکتر فتاحی خیلی تامل برانگیز بودند. هرکسی وجهی از شخصیت علمی، حقیقی و حرفه ای ایشان را قلمی کرده بود. تقریبا همه به رحمت بودن دکتر فتاحی برای جامعه کتابداری اشاره کرده بودند. متانت، روحیه کار داوطلبانه، تکیه بر خرد جمعی، فراتر از زمان خود بودن و خیلی چیزهای مثبت که یک استاد باید داشته باشد. با خود فکر کردیم که چقدر رحمت بودن دشوار است. همه ستاره های قشنگ این شب زیبا، تقدیم همه رحمت ها و همه شب زنده دارها. با خود فکر کردیم چقدر نیکوست که مراسم بزرگداشت افراد در زمان زنده بودن آنها انجام شود. یاد زنده یاد دکتر آزاد افتادیم و افسوس خوردیم. ولی به قول شاعر، با بستن لب، آواز نمی میرد. باید عاشق بود، صبور و پی گیر بود تا به هدف رسید. باید برای همه رحمت بود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

اردیبهشت ماه انجمنی

انتخابات انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران هم دیروز تمام شد و حتما خیلی از شما دوستان و همکاران در این مجمع حضور داشتید و از نزدیک با ماوقع روبرو شدید. دیشب ساعت بیست و یک و ربع بود که کتابخانه ملی را ترک کردیم. مجمع از ساعت ١۶ شروع شده بود. سنگین ترین مجمع عمومی بود و تقریبا در اواخر جلسه که رای شماری بود نفرات به تعداد انگشتان دست می رسید. چون همه خسته شده بودند. نتیجه نهایی هم اعلام شد و این نفرات به عنوان اعضای جدید هیات مدیره معرفی شدند:

محسن حاجی زین العابدینی با 116رای و دکتر افشین موسوی چلک 97 رای بعنوان بازرس  انتخاب شدند.

اعضای هیئت مدیره به ترتیب بیشترین میزان آرا:

دکتر سعید رضایی شریف آبادی 102 رای

دکتر نورالله مرادی 99 رای

دکتر مهدی علیپورحافظی  98 رای

دکتر علیرضا نوروزی 98  رای

کاظم حافظیان رضوی96 رای

امیررضا اصنافی 93 رای

سید مهدی طاهری 62 رای

سعید اسدی علی البدل اول 60 رای

مریم اسدی علی البدل دوم 46

خانم مکتبی فرد، آقایان عمرانی، علیمحمدی، دکتر منصوریان، دکتر فتاحی عزیز، آقای حاجی زین العابدینی خیلی خیلی زحمت کشیدند در این سالها و خیلی سختی ها را تحمل کردند. انجمنی تمام عیار. خداقوت دوستان.دوستانی که انجمنی بودند. انجمنی هستندو انجمنی خواهند بود. دیروز میخواستیم از لحظه ای که دکتر فتاحی خداحافظی کردند و رفتند عکس بگیریم. لحظه دلگیری بودولی متاسفانه دوربین گم شده بود! یک تشکر خاص باید کرد از آقایان نظاره و جعفرزاده که زحمت زیادی برای طراحی نرم افزار انتخابات انجمن کشیده بودند ولی صدا به سختی به اتاق فرمان می رسید و متاسفانه نشد از این نرم افزار بهره بگیرند. این دوستان جوان خیلی ناراحت بودند. یک خداقوت به این جوانهای پرشور. زنده باد به همه کتابدارانی که دیروز آمدند و اصل مشارکت را به نمایش گذاشتند....

بی ربط به موضوع ولی خواندنی: بعد از چهار پنج ساعت حضور در مجمع، دیشب شب جالبی بر ما گذشت!

ادامه مطلب
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

مثل سگ کشی!

فیلم سگ کشی بهرام بیضایی را دیدید؟ حتما دیدید! هربار این فیلم را می بینیم یک نکته تازه در آن پیدا می کنیم. ولی این روزها این فیلم معنای دیگری دارد برای ما. این روزها به سراغ مراکز اسناد مختلف می رویم تا پرسشنامه های خود را بدهیم آرشیویستهای گرامی تکمیل کنند. بعضی جاها با خوشرویی استقبال می کنند و کارمان راه می افتد و بعضی جاها هم مقررات خاص خودشان را دارند و به راحتی اطلاعات نمی دهند و کار کمی به دشواری می کشد. ولی هر بار که یک پرسشنامه را تکمیل شده دریافت می کنیم و در مقابل آرشیویست مزبور، نرم افزار مرکز اسناد را زیر و رو می کنیم و بررسی اش می نماییم انگار یک تپه از روی دوشمان برداشته می شود. یاد گلرخ کمالی شخصیت اول فیلم سگ کشی می افتیم که چگونه، چه ساده و چه سخت، چکهای همسرش ناصر معاصر را پاس می کرد تا از زندان خلاص شود! هر بار که یک چک پاس میشد روی اسم فرد بدهکار خطی کشیده می شد! حالا ما هم هر بار از ١١٨ شماره یک مرکز اسناد را پیدا می کنیم و بعد با آرشیویست آن قرار ملاقات می گذاریم و وقتی یک یک مرکز اسناد، کارمان را راه می اندازد، نامش را قلم می کشیم و می گوییم:..خب..همه اش پنج تا دیگه مونده...همه اش پنج تا...خب حالا فقط چهارتا مونده.. تا دفاع چقدر مونده؟...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یک قصه درسته، نه دست و پا شکسته

امروز میخواهیم برایتان یک قصه بگوییم. قصه­ای که حتماً خیلی از شما به آن مبتلا شده اید و سر آن حرص خورده اید ولی بعد کم کم برایتان عادی و طبیعی شده است. به قول معروف، تحمل بایدش. ((خب دیگه، کم کمک بریم سراغ کار خودمون...)). یکی بود. یکی نبود. در یک شهر قشنگ، هرکسی یک کاری داشت. خره خراطی میکرد. بزه بزازی می کرد. شتره نمدمالی می کرد...خلاصه هرکسی یک کاری داشت. یک روز، یک فیل آمد به این شهر قشنگ وحیرت کرد از این همه فعالیت. فیله آمد تماشا کنه افتاد و دندونش شکست..همه مردم دورش جمع شدن و یعنی خواستن کمکش کنند. خرطوم درازش رو بریدند، عاحش رو  هم کندند و روی سرش کار گذاشتند. شد یک جانور عجیب! این جانور رفت ثبت احوال تا سجل بگیرد. مسئول صدور سجل (شناسنامه)، کلی بهانه آورد و گواهی و مدرک و کپی خواست. بعدش هم گفت راستشو بگم کار شما اینجوریا حل نمیشه. مهر مخصوص توی اتاقه. اتاق هم درش قفل است. کلیدش هم پیش رئیس است و رئیس هم رفته مرخصی! معلوم نیست که کی بیاد! خلاصه فیل نگون بخت، علاف و سرگردان میشود  به مراد خود می رسد ولی با کلی منت کشیدن و حتی پول چایی(!) دادن...

این قصه را داشته باشید که شده حکایت خیلی از کسانی که برای تحقیق ناچار هستند از پرسشنامه استفاده کنند. روزی چندبار طلب ملاقات با عزرائیل را می کنند ولی کارشان با پرسشنامه نیفتد. مخصوصا اگر طرف مقابلتان کتابدار نمایانی باشد که از خودشان هیچ اختیاری ندارند و از جواب دادن یکی دو سوال ساده، طفره می روند و رئیس و سختگیریهایش را بهانه می کنند و تازه آخر سر هم طلبکار می شوند! درخواست کتبی بنویس که پرسشنامه ات را پر کنیم. خب حالا بده رئیس پاراف کنه. بعدش بره دبیرخانه ثبت شود تا در پروسه اداری بیفتد. بعد هم میگویند خب ما را از جامعه تحقیقت حذف کن! چیزی نمیشه که! به همین سادگی! البته ناگفته نماند که این ذکر مصیبت، جزو لاینفک هر تحقیق است و اگر دیدید که پاسخگویان، سریع، بادقت و بدون بازخواست، جواب شما را می دهند باید تعجب نمود و  انگشت حیرت به دندان گزید! به قول یکی از اساتید، تحصیل همراه با اشک. به هرحال، از قدیم گفته اند نابرده رنج، تکمیل پایان نامه میسر نمی شود دفاع آن کرد جان برادر که مرارتهای فراوان برد! ( با عرض پوزش از حکیم ابوالقاسم فردوسی).

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

چرا تنور انتخابات خیلی گرم نیست؟

هفته آینده انتخابات هیات مدیره انجمن است. ولی تاکنون فقط ٣نفر داوطلب عضویت در هیات مدیره شده اند. آقای دکتر رضایی شریف آبادی، دانشیار گروه کتابداری دانشگاه الزهرا  که معرف همه هستند. از فعالان رشته و از جمله کسانی که مرد کارهای داوطلبانه هستند و آقای طاهری، دانشجوی دکتری کتابداری دانشگاه آزاد که بوسیه شرکت پارس آذرخش هم هستند. آقای دکتر علیپور حافظی نیز از دیگر نامزدهای عضویت در هیات مدیره انجمن هستند. ایشان در حال حاضر معاون سردبیر نشریه کتاب ماه کلیات نیز هستند و از چهره های جوان و فعال حوزه کتابداری به حساب می آیند.

کتابداران گرامی بشتابید و انجمن را دریابید که این انجمن متعلق به همه ماست. اصل مشارکت حداکثری در تقویت انجمن را احترام بگذاریم. شاید این جمله کلیشه ای باشد ولی حقیقت است. تقویت یک انجمن علمی، تقویت نهاد یک رشته علمی است و تعاملات اعضای جامعه را موجب می شود. این اصل را فراموش نکنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

اسلایدهای کلاس پایگاه اطلاعاتی در دانشگاه علامه طباطبایی

ارائه توسط خانمها: الهام مرزبان و سیده سیما حسینی

ارائه توسط خانمها: گلابی و خانی

ارائه توسط خانم حمیده اخوان و زهرا ابوالقاسم مسلمان

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم