کتابداران فردا

تجربه ای جدید با رشته ای متفاوت

این ترم هم از دانشجو خبری نیست. یعنی مقدمات ثبات گروه و انجام برخی کارهای اداری، ما را به سمتی برد که شاید از ترمهای آینده، اقدام به گرفتن دانشجو کنیم. با این حال، برای پرکردن ساعت موظفی تدریس، این ترم با دانشجویان رشته مشاوره و علوم تربیتی کلاسهای مقدمات تکنولوژی آموزشی داریم. درسی که دقیقاً مرتبط با کتابداری نیست ولی مفاهیمی که در سرفصلها و منابعش وجود دارد ارتباط نزدیکی را با آن نشان میدهد. در کل، در این یکی دو جلسه احساس کردیم که درس شیرینی است و با توجه به این کتابداری و اطلاع رسانی، قرابتهایی با فناوری و نیز بحث آموزش دارد فرصت مناسبی است تا از این لحاظ نیز با دانشجویان غیرکتابدار مرتبط بود و این جنبه از توانایی کتابداری را نیز به آنها نشان داد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

...به از خفتگی

وقتی کاری را برای منفعت شخصی خود انجام ندهید و هدفتان فقط یک جمع، به خصوص انجمن تخصصی حرفه تان باشد احساس رضایت بیشتری میکنید که کار و  ایده ای را که در ذهن داشتید، هرچند با برخی نواقص، ولی بالاخره انجام شد. مهم این است که خرد جمعی به کار افتاد و جمعی بار دیگر مشارکت کردن را تمرین کردند. مهم نیست که چه گفتند و چه شنیدید، مهم این است که اگر انجمن، سال دیگر کمی امتیازش بیشتر از امسال شد، سرتان را با افتخار بالا بگیرید و بگویید خدایا شکرت! این هم نتیجه کوشش جمعی و مشارکت و بیرون از گود نبودن بود. باید نجیبانه و صبورانه عبور کرد و به فکر کارهای بعدی بود...آنهم با بهره گیری از خرد و کوشش جمعی. در هرصورت داشتیم به این نکته فکر میکردیم که دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی. همچنان باید کوشید برای انجمنی که دوستش داریم و برای حرفه ای که به آن عشق می ورزیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

پزشک روح، نه جسم

مدتی است برای کار خاصی، پایمان به بیمارستان باز شده است. از اکوی قلب بگیرید تا معاینه گوش و حلق و بینی، و چک آپ کامل. دور از جان شما، مثل موش آزمایشگاهی از این پزشک به آن پزشک! طی این سه هفته ای که درگیر کارهای معاینات در بیمارستان هستیم، صدهزار بار شکر خدای را به جای آوردیم که کتابدار هستیم و نه پزشک! نه اینکه پزشک بودن اساساً کار زشتی باشد! از این لحاظ که سروکار داشتن به حداقل روزی بیست نفر با دردها، بیماریها و غمهای مختلف بسیار دشوار است. یک طرف یکی زار می زند، یکی افسرده گوشه ای نشسته، یکی به نگهبان اصرار دارد که بیمارش را ببیند و خلاصه صحنه های رنج آور و دلخراشی که امیدواریم هیچکدام از ما و شما نه دچارش شویم و نه ببینیم. هزاران مرتبه خدا را شکر کنید که کتابدارید و با جسم مردم سروکار ندارید...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

جشنواره ای به پاس یک دهه با وبلاگ بودن

پاییز 1389 که با آقای دکتر حاجی زین العابدینی، رهسپار اهواز بودیم. در قطار، در حین صحبتها در مورد فعالیتهای انجمن کتابداری بحث می کردیم و اینکه چکار کنیم که در کمیته همایشها بتوان ایده های تازه مطرح کرد. لابلای بحثها، ایده نشست در مورد وبلاگها مطرح شد که بعد از گفتگوی بیشتر راجع به آن، در همان کوپه قطار، طرح اولیه جشنواره وبلاگهای کتابداری ایران کلید خورد. بعد از آن، طرح در جلسه هیات مدیره مطرح شد و بعد از تصویب، با دوستان ادکا هم تماس گرفته شد تا آنها نیز در این جشنواره ملی مشارکت کنند.

از اردیبهشت 1390 به صورت جدی برنامه ها تدارک دیده شد و جلسات مختلف را در این خصوص در دفتر انجمن یا دبیرخانه ادکا برپا کردیم. سایت جشنواره طراحی شد و فراخوان عمومی نیز روی وب رفت. برای هرکسی وظیفه ای تعیین گردید و تیم علمی و اجرایی خوبی تشکیل شد. راه دشواری بود. چون برای نخستین بار  قرار بود جشنواره ای با این وسعت برگزار شود. به هرحال با همه مشکلات، کم خوابی ها، استرس ها این کار با نظم ویژه خود برگزار گردید و به آن هدفی که میخواستیم رسیدیم. یعنی جلب مشارکت افراد. بزرگترین نقطه قوت در این جشنواره، تکیه بر خرد جمعی و تجربه ها بود که مددکار لحظه های دشوار انجام کار می شد. جشنواره وبلاگهای کتابداری، درست در زمانی برگزار شد که ده سال از عمر ورود وبلاگ به عرصه کتابداری گذشت. 16 بهمن 1381 اولین بار، کتابداری ایران با وبلاگ فهرست نویس اینترنتی، به خود وبلاگ را دید تا به دیروز.

به قول دکتر رضایی شریف آبادی، وبلاگ نویسی به افراد جرات نوشتن میدهد و تفکر انتقادی را در آنها می پروراند. وبلاگ برای ما کتابداران، دیگر یک ابزار کاری شده است. به هرحال، غرض این نیست که در این مجال، به پرحرفی بپردازیم. در ادامه مطلب، از همه دوستان که در برگزاری جشنواره نقش فعال داشتند سپاسگزاری میکنیم تا سال آینده که انشاله دومین جشنواره وبلاگهای کتابداری برگزار شود. 

ادامه مطلب
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

ما مشارکت نمی کنیم، پس انجمن مقصر است!

شاید برای چند دهمین بار باشد که این بحث صورت میگیرد که انجمن اصلا محدود و محصور به هیات مدیره نیست و اگر قرار باشد که کاری در انجمن صورت گیرد با مشارکت اعضاست. اصلا منطقی و قابل قبول نیست که از انجمن انتظار کار و فعالیت داشته باشیم ولی خود هرگز قدمی به سوی فعالیت در آن و کار داوطلبانه برنداریم. یعنی این تعامل فقط یک طرفه باشد و دستی که از سوی انجمن به سوی اعضا برای طلب همکاری دراز شده پس زده شود. تمام تلاشها طی این دوسال این بوده که سیاست دوره های قبلی انجمن ادامه داده شود و حتی تلاش بر این باشد که با توان بیشتری کارهای انجمنی پیش برود، لیکن مرتب شاهد این بوده ایم که انتظارات فقط از انجمن و کمیته های آن است و از مشارکت اعضاء خبری نیست. یعنی همه بار کتابداری ایران، همه چالشها و مشکلات از آموزش بگیرید تا همایش و پژوهش و غیره باید بر دوش انجمن کتابداری ایران باشد ولی اعضا تنها باید ناظر باشند و هر ازگاهی نیز، با غرولند عنوان کنند که: انجمن چه میکند؟! چرا کاری نمیکند؟! اینجا یک سوال مطرح میشود. مشارکت اعضا کجاست؟ کجا باید این نقش را ببینیم؟ کمترین نقش، حضور فعال در همایشها آنهم همایشهای رایگان انجمن است که باز هم شاهد کمترین حضور و کمرنگ ترین نقش هستیم. اما عجیب آن است که به جای اینکه برگردیم و به عملکرد خود به عنوان عضوی از اعضای انجمن بنگریم که ما برای انجمن چه کرده ایم پیکان نقد خود را به سوی خود انجمن می گیریم و چه سیبل و هدفی سهل الوصول تر از انجمن؟!

به آن شلیک میکنیم، بر هدف می زنیم و خیالمان راحت میشود که دیگر مسئولیت از ما ساقط شد. مقصران اصلی عدم استقبال از همایشها را یافتیم! البته این بدان معنا نیست که انجمن جای نقد ندارد و این حق اعضاست که به انتقاد از انجمنی بپردازند که متعلق به حرفه و رشته آنهاست. اما قبل از اینگونه بازاری نقد کردن، باید با خود فکر کنیم که آیا خود ما الفبای کار داوطلبانه و فرهنگ مشارکت را بلدیم؟! اگر آری، که این گوی و این میدان! اگر هم که نه، بحث دیگری است. فعل مشارکت را صرف کنیم، انجمن موفق خواهد بود در غیر این صورت، اگر اعضا مشارکت نکنند و دستی را که انجمن به سویشان دراز کرده نگیرند، تبعات غیر قابل جبرانی در برخواهد داشت که به سود جامعه کتابداری نخواهد بود.

نگرانده این سطور از جانب کمیته همایش های انجمن به وجود برخی کاستی ها و ضعفها در این کمیته اذعان دارد لیکن گلایه ای را نیز میتوان اینچنین مطرح کردکه چرا وقتی ضعفها را می بینیم آستین همکاری و همیاری و مشارکت را بالا نمی زنیم و برای رفع ضعف و کاستی نمی کوشیم؟!  مگر در این کمیته راه خرد جمعی و حلقه های فکری بسته شده است که یاریگر نیستیم؟! وقتی می پرسیم چرا ضعف دارید جوابی هم داشته باشیم که چطور ضعف را برطرف کنید. انجمن یعنی تکیه بر یاری و خرد جمعی همه اعضا. راه همکاری و همفکری باز است و میدان عمل نیز وسیع. 

 اعضای انجمن، نیز باید انجمن را دریابند آنگونه که انجمن به فکر اعضای خویش است و در حال برنامه ریزی و تلاش برای ارتقای بیش از پیش رشته کتابداری در ایران. مشارکت فعال داشته باشیم و بدانیم این مشارکت به نفع کتابداری ایران خواهد بود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

جشنواره ای رو به اختتام

یک سال پیش در چنین روزهایی، فکر برگزاری جشنواره وبلاگ های کتابداری ایران، کلید خورد. از آن زمان به بعد، جلسات مکرر تا همین دیشب، برگزار شد تا برنامه های برگزاری این جشنواره مشخص و منظم شود. حال کار جشنواره با آخر رسیده است. تقریبا برنده ها مشخص شده اند. برنامه نهایی چیده شده. امید میرود که این نخستین جشنواره، به خوبی برگزار شود. فقط یک نکته را باید مطرح کنیم. در آگهی ها اعلام شده است که محل برگزاری جشنواره، ساختمان گنجینه اسناد است. لیکن باید عرض کنیم که الان مکان برگزاری تغییر کرده و سالن 200 نفره در کتابخانه ملی است. فراموش نکنید و اشتباهی به مرکز اسناد نروید! سپاس بیکران از همه دوستانی که یاریگر ما بودند و برای برگزاری هرچه بهتر این جشنواره حتی تا پاسی از شب بیدار ماندند. منتظر دیدار شما در روز 16 بهمن هستیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

این نمره های عذاب آور

  باز هم آخر ترم شد. باز هم زمان امتحانات و سخت ترین کار که دادن نمره به دانشجویان است. همیشه سعی مان بر این بوده که ملاک نمره نهایی دانشجویان فقط برگه امتحانی آنها نباشد. ارائه های کلاسی، حضور فعال در کلاس و مشارکت در بحثها و نیز انجام کارهای مربوط به انجمن های علمی، مجموع نمرات پایان ترم دانشجویان را مشخص میکردند. ولی..با این وجود هنگام ثبت نمره دست آدم می لرزد که نکند این نمره که داده میشود بیشتر یا کمتر از حقش باشد؟ تازه بعد از نمره دادن هاست که ترکشها شروع میشود و موج اعتراضات به نمره ها که جاریست و توقعهایی که عجیب و غریب اند گاهی! از دانشجویانی که در کلاسها سکوت را پیشه خود کرده اند تا فعال ترینشان توقع نمره بالاتری دارند و گاهی خیلی سخت است بگویی همینی که هست! حقت همینه! اصرار بیشتر نکنید! و  البته گاهی هم ساده. گاهی فکرمیکنیم که کاش برگه ها اسم نداشتند تا ندانید برگه ای را که صحیح میکنید از آن کیست. مثل داوری مقالات. شاید سوگیری کمتری در برداشت. 

البته یکی دوسال است که وضعیت بهتر شده! دقت بیشتری در ارائه نمرات نهایی میکنیم. قبلاً ضریب اشتباهات خیلی بالا میرفت. طوری که یکبار به دانشجویی که نمره اش یازده شده بود اشتباهی 19 دادیم و او چقدر شادان و مسرور که که چه نمره ای از درس سه واحدی گرفته! تعجبمان در این است که چرا وقتی این حالت پیش می آید کسی به نمره اش اعتراض نمی کند؟! 

خاطره: در دوران راهنمایی، از درسی نمره عالی گرفته بودیم. نفر بغل دستی نیمکت، از روی هرچه که اسمش را بگذارید داشت برگه ام را نگاه می کرد و بعد نمرات را جمع زد. بعد بلند گفت اااا! اینجا نمره نمره اضافه داده بهت! بدو برو بهش بگو! کاملاً ساده لوحانه نزد معلم رفته و ماوقع را شرح دادیم. از پشت عینکش نگاهی معنادار کرد و گفت: برو مهم نیست! 

توصیه به هم نسلان: به طور مطلق به خود در هنگام نمره دادن اعتماد نکنید. گاهی شاید لازم باشد همه جوانب را بررسی کنید که نکند فلان ارائه یا فعالیت اضافی دانشجویان را فراموش کردید. اگر دانشجویان چند بار ایمیل زدند که دوباره برگه شان و فعالیتهایشان را بررسی کنید حتما این کار را بکنید! شاید یادتان رفته باشد برگه های دیگرشان را بخوانید! شاید فراموش کردید سه تا ارائه داشته. شاید نمره 5 آنها شد پانزده! این نمره ها! نمره های همیشه عذاب آور که از دبستان تا به حال ما را رها نمیکنند!

بی ربط: نمی دانیم این پسرک سه ساله همسایه چه میخواهد که همه خواسته هایش را با فریاد نشان می دهد! ای کاش یک واحد آپارتمانها را به کتابخانه اختصاص میدادندتا دیگر پسر بچه های سه ساله همسایه، خواسته هایشان را به فریاد به والدینشان حالی نکنند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

الزهرایی ها در گام سیزدهم

انجمن علمی دانشجویی کتابداری دانشگاه الزهرا به گام سیزدهم رسید و برای سیزدهمین سال متوالی همایش اردیبهشتی خود را در سال 1391 برگزار میکند. موضوع امسال همایش الزهرایی ها به حوزه اقتصاد اطلاعات نزدیک است. مشخصات کامل فراخوان مقاله تحت عنوان تجاری ‏سازی خدمات و کالاهای اطلاعاتی: آری یا خیر!  را در وبلاگ پیک کتابداری دنبال کنید. برگزاری همایش دانشجویی با چنین قدمتی، حداقل در حوزه کتابداری ایران امری نادر و بی سابقه است. برای همه دانشجویان فعال دانشگاه الزهرا و اساتیدی که حامی آنها هستند آرزوی سلامت و توفیق بیشتر داریم. 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

از پشت سرد تا پشت دست

صبحگاه امروز در حال تصحیح اوراق امتحانی بودیم. هوا بسیار سرد بود و تصمیم گرفتیم روی مبل کنار بخاری بنشینیم. باز هم سرد بود. یک بالش را روی بخاری گرم کردیم و به پشتمان قرار دادیم تا هم درد کمر کاهش یابد و هم گرم شویم و هم راحت به تصحیح اوراق بپردازیم. واقعا این ذهن عجب شبکه معنایی عجیبی دارد. در حین فعل و انفعالات مذکور، خاطراتی یادم آمد که به پشت سرد مربوط است! کلاس سوم دبستان بودیم و معلمی سختگیر و در عین حال مهربان به نام خانم ص داشتیم. ایشان به قدری سختگیر بود که تقریبا هرروز جلوی ما برادرزاده اش را که همکلاسی ما بود کتک میزد تا حساب کار دست ما بیاید و درسخوان باشیم. داخل پرانتز عرض کنیم که در سال اول دبیرستان هم یک دبیر هندسه به نام آقای ج داشتیم. یک بار که امتحان ثلث اول داده بودیم با توپ پر امد داخل کلاس کمی راه رفت. بعد چرخید و چنان زیر گوش پسرش که همکلاسی ما بود زد که برق از چشمان همه ما پرید! بعد هم کلی بد و بیراه به او گفت که چرا درسخوان نیستی؟! حالا نمره اش شده بود 19! همه بچه ها حساب کار را کردند و ماستها کیسه شد. تا آخر سال کسی تنبلی نکرد.

بگذریم. آن معلم کلاس سوم ما خانم ص همیشه میگفتند که همیشه با جدیت و پیگیری درس بخوانید. اگر درس را کمی شل بگیرید پشتتان سرد میشود و دیگر برگشتن به مسیر درس خواندن و پیشرفت دشوار است. برای همین آن موقع هر وقت احساس میکردیم کمی تنبلی میکنیم و به قول ایشان پشتمان سرد شده سریع میرفتیم کنار بخاری و به آن تکیه میدادیم تا پشتمان گرم باشد و درسخوان باقی بمانیم! چون میدانستیم اگر پشتمان سرد شود پشت دستی در کار است! 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم