کتابداران فردا

اطلاع یابی غیرمنتظره

حتماً با مفهوم سرندیپیتی در اطلاع یابی آشنا هستید. البته باور کنید که ربطی به آن هیولای صورتی رنگ کارتونی ندارد. مفهومی که نشان میدهد یک کاربر که مدتها دنبال اطلاعات خاصی میگشته به طور اتفاقی و ناگهانی با آن چه که میخواسته مواجه میشود. به نوعی اطلاع یابی خوشایند. البته همیشه قرار نیست که این اطلاع یابی ها خوشایند باشند. دیروز به طور اتفاقی مسیر مترو تا منزل را پیاده طی میکردیم. هنگامی که از جلو یکی از مغازه ها رد  میشدیم یک لحظه احساس کردیم که روی یک آگهی کلمه اصنافی درج شده! با تردید برگشتیم و با دقت در آگهی، فهمیدیم که عمه پدر، به رحمت ایزدی رفته است و ما منبع اطلاعاتی مان این آگهی ترحیم بوده است. خداوند همه رفتگان شما را بیامرزد. همه جور اطلاع یابی اش را دیده بودیم غیر از این یکی را!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

پیروز بهتر شده است

دیروز به اتفاق برخی دوستان، به عیادت آقای پیروز ابراهیمی جعفری رفتیم. شکر خدا این بار، وضعیتش خیلی بهتر از قبل شده. وضعیت جسمانی اش، تمرکزش، صحبت کردنش. بسیار منسجم تر و بهتر از قبل بود. جای شکرش باقیست که بعد از آن حادثه، حافظه اش را از دست نداده. به خوبی همه چیز را به خاطر داشت. دوستان، انجمن، ادکا، اساتید کتابداری. برای اینکه سرش گرم باشد و اینکه کم کم همه اتفاقات تلخ گذشته را فراموش کند، پیشنهاد کردم که گزارشی از کتابخانه مشارکتی خیابان کریم خان که آقای رجب زاده در آنجا مشغول است، برای خبرنامه انجمن تهیه کند که با خوشرویی پذیرفت و حتی گفت اگر امسال جشنواره وبلاگها قرار است برگزار شود حاضر است همکاری کند. میدانستم که پیروز، اهل هنر است و پسر باذوقی است. گفتم یک روز قراری بگذاریم تا برای ساختن یک فیلم مستند کتابدارانه، یک تیم را جمع کنیم. برای این کار سناریو بنویسیم و کار را کلید بزنیم. خیلی استقبال کرد. خوشحال شدیم که سرحال است و آماده کار. شکر خدا، پیروز بهتر شده است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

از کتابداری تا کارگری

طی چند روز تعطیل، قید هر آنچه کتاب و مقاله است زدیم و فقط کارگری را تجربه کردیم. تجربه شیرینی بود. از کندن دیوار با کلنگ و تیشه، تا تمیز کردن تمیز و دور ریختن نخاله های ساختمانی تا یادگرفتن تیغه کشیدن دیوار و کمی برق کشی و تماشای جوشکاری. هرچند انرژی زیادی میگرفت به خصوص برای کسی که عادت کرده فقط با صفحه کلید کار کند. ولی تجربه لذت بخش و خوبی بود. آخر شب هم خواندن یک کتاب جذاب درباره زندگی مهاتما گاندی، ساعتی هم بررسی ایمیلها. این کارگری کتابدارانه و بعد هم تماشای سروکله زدن با سعید کوچولوی سابق اول راهنمایی رونده که فردا هم امتحان علوم دارد و هنوز کامل درسش را نخوانده با خاله اش. فارغ از مقاله و همایش و این داستانها!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

به من چه!

این واژه برای این خلق شده که خیلی چیزها را ندید بگیرید حتی اگر، یک روز کامل فکر شما را مشغول کرد و باعث شد بخش چپ مغزتان به شدت فعال شود. یک به من چه جانانه هم چیز را حل و انرژی های منفی را از شما دور میکند. خیلی سخت است اما گاهی واقعاً لازم است! کمی صبوری، ارام و سخت بودن به قول سهراب، در کنار یک به من چه موقتی و گاهی ندید گرفتن خیلی چیزها، در حدی که از حالت ناک اوت بودن خارج شوید میتواند روز خوب و فعالیت مفید را به شما برگرداند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

Case Study

امروز صبح که به همراه خانم پاکدامن از منزل خارج می شدیم، گربه ای نیمه بچه را دیدیم- چون ظاهراً حیوانات چیزی به اسم نوجوان ندارند، و این گربه هم چیزی بین بچه و جانور بالغ بود، نیمه بچه را رویش گذاشتیم- که در قسمت عقب یک وانت بار نشسته بود و خیره خیره ما را نگاه میکرد. انگار منتظر غذا بود. یادمان آمد همان بچه گربه ای است که داشت از گرسنگی می مرد و چند ماهی تیمارداری اش کردیم تا جانی بگیرد و همین کار دستمان داده بود! همسایه ها شاکی بودند که چرا گربه وارد حیاط می شود و خلاصه این جور داستانها! این گربه از همان دوران طفولیت چشم چپش آسیب دیده بود. یعنی آن چشم، نیمه باز بود. حالا یا مادرزادی بود یا در درگیری با گربه های شرور اینطور شده بود. خلاصه صبح داشتیم سر این قضیه صحبت میکردیم که چرا گاهی اینطور میشوند؟ نتیجه فرضی بحثمان این بود که احتمالاً دلیل ژنتیکی دارد. بعد خاطرم آمد که پنج شش سال پیش در کتابخانه مرکزینامه ای به طور اتفاقی روی میز بخش پایان نامه ها به چشمم خورد که موضوعش نارسایی کلیوی گربه ها بود! محقق، روی گربه های شهر، مطالعه کرده بود و فهمیده بود که به دلیل مصرف آب غیر بهداشتی و تغذیه نامناسب و عوامل دیگر، گربه ها دارای مشکلات کلیوی هستند.

بعد صحبتمان به این سمت کشیده شد که چقدر جالب است که برخی رشته ها نظیر حشره شناسی و دامپزشکی، جامعه تحقیقشان را از هرجا خواستند میتوانند پیدا کنند! فقط کافیست قرار باشد جامعه تحقیقشان پرندگان باشد. یک روز وقت بگذارند نمونه های کثیری از قمری ها و گنجشکها یا جوجه ها را میتوانند از هرجا خواستند جمع کنند. یا اینکه در کوچه ای به کمین گربه ها بنشینند و به عنوان مطالعه موردی، چند تا گربه داخل گونی بیندازند تا سر فرصت به پژوهش بپردازند.یا اینکه در کوه و کمر به شکار پروانه ها و اقسام حشرات بروند. هم لذت بخش است و هم تحقیقشان را انجام میدهند. نگران اینکه الان چه موضوعی برای پایان نامه بردارند نیستند! نیازی ندارند که پرسشنامه تهیه و توزیع کنند و گاهی منت پاسخگویانی را بکشند که تازه معلوم نیست جوابهایشان کذب باشد یا صادقانه! صحبت ما با آمدن سرویس نیمه کاره ماند ولی سوژه ای برای امروز وبلاگ ما جور شد!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

خلاقیتهای پنهان

تجربه کلاس مقدمات تکنولوژی آموزشی، واقعاً جذاب و فوق العاده است. دانشجویانی که پروژه های کلاسی خود را ارائه می کنند یکی از دیگری خلاق تر و پویاتر هستند.در این درس، نظریه اساسی  این است که فناوری آموزشی فقط منحصر به ابزارهای فناوری اطلاعاتی نظیر رایانه و اینترنتی نیست، بلکه فنون و شیوه های آموزش نیز جزو فناوریها محسوب می شود. وقتی هفته قبل، سه نفر از دانشجویان از عناصر ذکور، گفتند که ارائه ما در قالب یک فیلم است، کمی کنجکاو شدم. به قول خودشان روی این فیلم، دو سه ماه کار کرده بودند. اول با خود گفتم کاش قبل از اینکه فیلم را بگذارند آن را بازبینی میکردم. ولی چون به این سه نفر اعتماد داشتم این کار را نکردم. فیلم را نمایش دادند. نویسنده، کارگردان، تصویر بردار، بازیگران...چقدر حرفه ای! عجب تیتراژی! و همه کار خودشان بود. این سه نفر که البته نفر چهارمی هم داشتند.

ماجرای فیلم اینگونه است که یکی از این دانشجویان، در منزل سیگاری روشن میکند و بعد مشغول نوشتن یک داستان می شود. داستان راجع به دو دوست اهل دود. لوکشینها در قهوه خانه همراه با مراسم دود کردن سیگار و قلیان کشی، باشگاه بیلیارد، آسانسور برج میلاد، یک امامزاده و سر مزار دوست سیگاری شان بود. این دانشجویان، تلخی و قباحت دودکردن سیگار و قلیان کشی را به جان خریدند تا به جوانان و نوجوانان نشان دهند که مضرات سیگار چیست. چه آثار و تبعات ناخوشایندی در بر دارد. بعد از نمایش فیلم هم به تفسیر آن پرداختند و آمارهای مختلفی درباره مرگ و میرهای ناشی از مصرف دخانیات دادند. همکلاسی هایشان باور نمیکردند که این سه چهار نفر این همه وقت و انرژی گذاشته باشند. در شرایطی که خیلی از دانشجویان به اصول کات و پیست برای پروژه های کلاسی رو می آورند این مورد، خیلی جذاب، یک شاهکار و استثنایی بود. تازه درک میکنم که اگر کمی دانشجویان در موضوعات کلاسی آزادتر باشند و کار خود را به پاور پوینت و مقاله محدود نکنند، چه کارهای جالبی میتوانند انجام دهند و این خلاقیتهای نهان، عیان میشود. کافیست کمی باورشان کنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم