کتابداران فردا

یک کتابدار نوآور کیست؟

در آخرین جلسه هیات مدیره انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران قبل از ماه رمضان، برنامه ای تحت عنوان کتابدار نوآور تصویب شد که طی آن کتابداران نوآور در کتابخانه های دانشگاهی، آموزشگاهی، تخصصی و عمومی انتخاب و معرفی شوند. البته بعد از بررسی و نظر سنجی از دوستان و اهالی فن، به این نتیجه رسیدیم که بد نیست این مراسم را به صورت سالانه محدود به یکی از انواع کتابخانه ها کنیم. چون انتخاب این همه کتابدار، کار بسیار دشواری میتواند باشد. البته هنوز در این زمینه به قطعیت کامل نرسیدیم. ولی فعلاً در جریان باشید که قرار است انشاله در زمستان امسال، چنین برنامه ای برگزار شود. ایده های نوآورانه خود را چه در کتابخانه تان اجرایی شده باشد یا نشده باشد، مستند نمایید تا به زودی فراخوان مراسم تقدیر از کتابدار نوآور اعلام شود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

آب انبار: سرشار از آموزه ها

چند وقت پیش، کتاب هفته را ورق می زدم. به طور مختصر درباره تازه ترین کتاب هوشنگ مرادی کرمانی، یعنی آب انبار، توضیحاتی نوشته بود. مشتاق شدم که ببینم بعد از کتاب ناز بالش، این اثر چه حرفی برای گفتن دارد. تا اینکه هفته گذشته قبل از شروع جلسه مشترک کمیته های انجمن در ایرانداک، کتاب را خریدم و حریصانه شروع کردم به خواندن.این اثرش با کتابهای قبلی، تفاوت بسیار داشت. لحن و متن شبیه متون و نثرهای قرنهای هفتم و هشتم هجری بود و حال و هوای آن دوران را نشان می داد. قصه آب انبار حول یک مکتبخانه، شاگردان و شیخ مکتبخانه می چرخد و در واقع با این حکایت شروع میشود که شیخ از درون مکتبخانه، صدای پارس سگ می شنود وچون گام در مکتبخانه می گذارد می بیند شاگرد فقیر برای خوردن نان و حلوای شیرین از دست شاگرد تاجر، عو عو میکند و با در آوردن ادای سگ، حلوا طلب میکند. شیخ بسیار ناراحت میشود و قضیه را با پدران هر دو شاگرد در میان می گذارد.

کتاب آب انبار، کتابی است که خواننده با خواندنش، به خود نهیب می زند. در می یابد که باید در پاره ای اوقات، لباس کبر و غرور را به دور افکند. همچنانکه پدر ثروتمند، شیخ این داستان و حاکم با حلوا فروشی و سقا شدن در بازار چنین می کنند. در بخشی از این کتاب از زبان جوجه فرضی درون تخم مرغ گفته شده که: سخن کودک را باید شنید، هرچند خام و ناپخته باشد.

یا در جایی دیگر، وقتی از پسرک فقیر میخواهند حلوایی را به رایگان بگیرد می گوید: پدرم به من آموخته هرگز چیزی به رایگان از کسی نگیرم. یا در جایی دیگر: برای بزرگ کردن خود، دیگران را نباید کوچک کرد.

حکایتهای متوالی این کتاب جدید از هوشو، خواندنی برای همگان و قابل تأمل است تا گاهی به خود بیاییم که برای پر شدن، باید اول خالی شد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

دلتنگی ناگهانی

یکی دو روز است که بی جهت و به گونه ای کاملاً نوستالژیک هوای پیاده روی در پیاده روهای داغ کیانپارس اهواز، خوردن باد گرم کولرهای گازی مغازه ها به صورت، و پیاده رفتن از خوابگاه به دانشگاه چمران اهواز را کرده ام. چرا؟ نمیدانم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

اطلاعات گمراه کننده!

اگر متروسوار حرفه ای هستید، حتماً دیگر موقع سوار شدن به قطار، همه چیز را میگذارید کنار و قاطی جمعیت پرتاب میشوید داخل! اگر مواقعی که ایستگاه خیلی شلوغ میشود! یا اینکه سعی میکنید در ساعتهایی که ازدحام کمتر است از مترو استفاده کنید و به سرکار یا هرجای دیگر بروید. اما نکته ای که میخواهم عرض کنم به مترو ربط دارد ولی جور دیگر. قرار نیست همیشه اطلاعاتی که دریافت میکنیم به صورت مکتوب یا مضبوط باشد. گاهی بوی سوخته غذا، به ما این اطلاعات را میدهد که غذایی در آشپزخانه ما یا در منازل همجوار دچار نابودی شده است. یا اینکه صدای بوق یک تاکسی نشان از این اطلاعات دارد که مسیر من مستقیم است. آیا سوار می شوی؟ و اگر سوار میشوی لطفاً پول خرد هم همراهت باشد و لطفاً در را هم آهسته ببند. یا نصفه نیمه کار کردن یک لامپ نشان میدهد که این وسیله دیگر عمر خود را کرده است. ما این اطلاعات را کسب میکنیم بدون اینکه مقاله یا کتابی بخوانیم. اما این قضیه ها چه ربطی به مترو داشت؟! عرض میکنیم.

بسیاری از اوقات پیش آمده است که مسافران، با شنیدن صدای پله های برقی فریب می خورند. به خصوص مسافرانی که عجله دارند زودتر سوار شوند تا زودتر به سرکار خود برسند. این مسافران از آنجا که نسبت به صدای قطار، شرطی شده اند، به محض اینکه کارت خود را می زنند و از دروازه عبور میکنند، با شنیدن صدای پله های برقی، تصور میکنند که قطار آمده و مسافت تقریبا سیصد متری را چنان خیز بر میدارند و میدوند که آدمیزاد تصور میکند برای مسابقات المپیک 2016 خود را آماده میکنند.این رفتار، بسیار جالب است. یعنی میتوان ذهن به قدری درگیر این است که فرد خود را با عجله به مقصد برساند که توجهی نمیکند این اطلاعات صوتی که به او می رسد، بدون نیت قبلی، گمراه کننده است. یعنی اینکه همیشه اطلاعات گمراه کننده دریافتی ما با نیت قبلی و هدف، ارسال نمیشود. پدیده های اطراف ما موجب میشوند تا در اطلاع یابی، سرگردان شویم. این موردی هست که بد نیست در اطلاع یابی های خود به آن توجه کنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

زنده کردن کودک درون!

از دیروز به شدت دنبال این بودیم که چطور میتوان یک بازی را تحت شبکه درآورد و در منزل از طریق دو رایانه به انجام آن پرداخت. از طریق جناب مستطاب گوگل، جستجو کردم و تا حدودی پیش رفتم ولی نشد که نشد! دست به دامان دوستان شدیم و با راهنمایی آنها موفق شدیم بازی معروف را شبکه کنیم. خلاصه اینکه با سعید افصل وطن کوچولوی سابق که امسال تابستان کلاسهای گوناگون میرود و از مهرماه رهسپار کلاس دوم راهنمایی میشود، نشستیم و سه چهارساعتی بازی کردیم! حالمان به هم خورد از بس همدیگر را در بازی کشتیم ومغز هم را ترکاندیم! بعد از این همه بازی، هرکدام گوشه ای ولوشدیم! واقعاً حال تهوع بهمان دست داد. کودک درون زیادی زنده شد. ما را چه به بازی؟! رفتیم سراغ مطالعه که بتوانیم بر اساس یکی از محورهای همایش مدیریت دانش در اهواز، مقاله­ای بنویسیم! 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

گانه سوم: جلسه سنگینی با ادکاییان

روز جمعه سی تیرماه، جلسه سنگین و هشت ساعته ای با دوستان جوان ادکایی داشتیم. در این جلسه به طور مفصل درباره نقاط ضعف و قوت کمیته های مختلف ادکا بحث و راهکارهایی برای بهبود وضعیت موجود از سوی افراد شرکت کننده ارائه شد. در مجموع 17 نفر در این جلسه شرکت کردند. چیزی که برایم بسیار جالب بود، جو پذیرش انتقادها و نیز تعامل دوستانه بین این جوانها بود. واقعاً به یک نتیجه رسیده ام و آن این است که ارتباطات مجازی و به خصوص از طریق ایمیل، هرچند کار را راحت تر کرده، ولی در عوض یک اثر منفی دارد و آن واکنشی عمل کردن و احساسی برخورد کردن است. بارها برای حقیر پیش آمده که هنگام پاسخ به یک ایمیل، یا زیادی هیجان زده و خوشحال بوده ام یا زیادی برافروخته شده ام و نتیجه پاسخ به هر دو نوع ایمیل، جالب نبوده است.

برای همین گفتگو و مذاکرات رو در رو و مستقیم، می تواند بسیاری از چالشها و حتی سوءتفاهم ها را برطرف کند. در این جلسه هم به همین منوال، بسیاری از مشکلات و البته در کنار محسنات ادکاییان در دوره پنجم، مطرح شد. مسئولان ادکا به سوالات مشاوران پاسخ داده و از پیشنهادهایشان استقبال کردند و حتی در این جلسه درباره ارتباط کمرنگ ادکا و انجمن کتابداری بحث و در این مورد انتقاد شد که پاسخها قانع کننده بود و مقرر شد زین پس ارتباطات ادکا با انجمن بیشتر از قبل باشد.

امید می رود که دوستان جوان ادکایی، همانطور که در حال تمرین تحمل پذیرش نظرات منتقدان هستند، مسئولیت پذیری را بیش از گذشته تمرین کنند و با محوریت تعامل دوستانه، تفاهم، همدلی، همراهی، همفکری و تکیه بر خرد جمعی، به فعالیت خود ادامه دهند. چون دیری نخواهد پایید که در سالهای آینده همین جوانها باید انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران را اداره کنند و چه بهتر که از الان به تمرین انجام کارهای داوطلبانه و اجتماعی و گروهی بپردازند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم