کتابداران فردا

یک کلاس درس دو ساعته آرشیوی

از مدتها پیش طی صحبتهایی که با دوستان عزیز آقایان دکتر مطلبی و دکتر علیپور داشتیم مقرر شد برای کتابماه کلیات یک ویژه نامه آرشیو تهیه شود. این بود که به تکاپو برای برنامه ریزی این پرونده ویژه افتادیم. نقدکنندگان کتابها، نویسندگان و مترجمان مقالات و نیز اعضای نشست ویژه تعیین شدند تا اینکه دیروز نخستین گام جدی در این زمینه برداشته شد و نشست تخصصی در مورد حوزه آرشیو با حضور آقایان فراستی، عزیزی و ططری در طبقه چهارم سرای اهل قلم برگزار گردید. یک اجتماع جالب از سه مرکز آرشیوی دولتی، ملی و تخصصی. هر سه نفر از آرشیویستهای خبره بودند و الحق بحثهای خوبی هم مطرح شد. البته این عزیزان حرفهای بسیاری برای گفتن داشتند و این نشان از گسترده بودن و وسیع بودن حوزه آرشیو است.

نزدیک به دو ساعت و سی دقیقه از تفاوتها و شباهتهای سند و مدرک، شیوه های گردآوری منابع آرشیوی در این سه نوع مرکز آرشیوی، و اصول سازماندهی در آرشیو صحبت شد و هر یک از شرکت کنندگان، تجارب سازمانی خود را مطرح کردند که بسیار ناب بود. این نشست برای حقیر نگارنده این سطور، یک کلاس درس آرشیو بود و با جنبه های دیگری از آرشیو آشنا شدم. البته قرار بود آقای دکتر رضایی شریف آبادی عزیز و نیز خانم دکتر صمیعی هم در جلسه شرکت داشته باشند که به خاطر جلساتی که برایشان همزمان به وجود آمده بود نتوانستیم از اطلاعات این عزیزان بهره بگیریم. انشاله زمانی که این پرونده ویژه منتشر شد متن کامل این صبحتها رادر آنجا مطالعه خواهید نمود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

اسماعیل عزیز رفت

اولین بار او را در کتابخانه ملی دیدم. مشغول مطالعه. آقای دکتر زین العابدینی ایشان را معرفی کردند و مشغول صحبت شدیم. بعدها در دانشگاه علامه طباطبایی مدتی همکار هم بودیم. بسیار پرکار و فعال بود. در رادیو، دانشگاه، بیمارستان، انجمن. دوستان خوبی برای هم بودیم.دانشجویان عزیز حتماً خاطرشان هست در مراسم کتابداران فردا که سال گذشته برای دانشجویان تازه وارد کتابداری برگزار شد ایشان از سخنرانان مراسم بودند. از صبح حس و دلشوره عجیبی داشتم. حس میکردم یک اتفاق قرار است بیفتد. تا اینکه...

امروز ایمیل خانم اسدی را باز کردم و حیرت زده خواندمش. دوست و همکار عزیزمان، آقای دکتر اسماعیل حبیبی به دیار حق شتافت. استاد جوان و پاک و بی غل و غش. احتمالاً فردا مراسم خاک سپاری اش خواهد بود. خداوند روحش را قرین رحمت الهی قرار دهد و به خانواده ایشان به ویژه همسر گرامی شان سر کار خانم متین معین، صبر عنایت فرماید. راهی است که همه ما دیر یا زود باید برویم. اسماعیل عزیز، خیلی دوستت داشتیم. چهره معصومت در ذهن و یادت در قلب ما تا ابد هست.هنوز در حیرتم...

گویا مراسم خاکسپاری اسماعیل عزیز، فردا در بهشت زهراست. این مراسم ساعت نه و سی دقیقه صبح انجام  میشود. مراسم ختم اسماعیل عزیز، روز جمعه ساعت یازده در مسجد نور واقع در میدان فاطمی است.واقعاً دستم می لرزد و قلبم به تپش می افتد که باید خبر ناگوار مراسم خاکسپاری و ختم یک دوست عزیز را بنویسم...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

همایشی ملی در راه است

روز گذشته در طبقه ششم ایرانداک جلسه مشترک کمیته های انجمن کتابداری ایران برگزار شد که بخشی از بحثها به همایش ملی انجمن بر میگشت. همانطور که مطلعید همایش هر کتابخانه یک رصدخانه که ایده اصلی آن را مهندس جلالی منش داده بود پس از مدتها بحث و جدل و چکش کاری های علمی، قرار است توسط انجمن برگزار شود. طی بحثهایی که دیروز شد دبیر علمی همایش آقای دکتر جمالی انتخاب گردیدند و کارهای اجرایی به عهده حقیر نگارنده این سطور و خانم اسدی سپرده شد. راه سنگینی در پیش است. از همه دوستانی که تمایل دارند در کادر اجرایی همکاری کنند دعوت میکنیم حتماً در جلسات کمیته اجرایی شرکت کنند و دست یاری شان را به گرمی میفشاریم. همایش قرار است در روز سوم بهمن در کتابخانه ملی برگزار شود. جزئیات دقیق همایش از منابع رسمی تر به آگاهی تان خواهد رسید. ضمن اینکه برنامه کتابدار نوآور را هم داریم که حتماً باید به سرانجام برسد. انجمن، شش ماه پرکار و سنگین در پیش رو دارد و نیازمند یاری است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

یکی بود و وبلاگی بود

یکی دو هفته قبل، روز جهانی وبلاگ نویسی بود. 30 آگوست. امروز داشتم به این روز فکرمیکردم. روز جهانی وبلاگ گذشت و ما کتابداران وبلاگ نویس، حتی یک کلمه هم راجع به  این رسانه ننوشتیم و نگفتیم. نگفتیم که طی این ده سالی که وبلاگ وارد کتابداری ایران شد چه قدر توانستیم اخبار را سریعتر به گوش دوستانمان برسانیم. اطلاعات روز آمد تخصصی را با سرعت بیشتری را به اشتراک گذاشتیم. خلاصه دنیای جدیدی به رویمان باز شد. روزگاری که هنوز هم خبرگزاری مخصوصمان را نداشتیم و هر چه خبر بود از دل وبلاگهایمان به هم میرساندیم. روزگاری که حتی یادداشتهای انتقادی و علمی مان را در وبلاگمان می نوشتیم و چقدر ذوق می کردیم که مطالبمان مورد توجه دیگران واقع شده و برایمان کامنت (نظر) گذاشته اند. چه دوستان و همکارانی که از دل وبلاگهایمان نیافتیم. نوشته های وبلاگها، البته نه آنهایی که فقط کپی و پیست بودند، بوی ذهن و ایده نویسنده را میداد. واقعاً خلق مطلب میشد. به دل می نشست. جذاب بود. ولی به همین راحتی، جنس تازه که آمد رسانه تازه که رسید، وبلاگ را رها کردیم به حال خودش، تعطیلش کردیم. نوشتن وبلاگی را کنار گذاشتیم. شاید هم وبلاگ نویسی برای خودش عمری داشت و به هرحال، باید رسانه سریعتر و جذابتری می آمد. به هرحال، یکی بود و یکی نبود، وبلاگ نویسی در کتابداری ما کم اهمیت نبود...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

آموخته های ته کشیده!

سوگند به روح همه کتابداران درگذشته که ما ادبیات کودک را دردوران دانشگاه خوانده ایم و فقط روی کودکان تمرکز کردیم و بس! فکر نمیکردیم کودک خردسال روزی روزگاری بزرگ شود و نوجوان بنامندش. سعید کوچولوی سابق دوم راهنمایی رونده را عرض میکنیم. کم کم وارد نوجوانی می شود و باید با احتیاط بیشتر با او برخورد کرد. نه خیلی شل و ول، نه خیلی تند. باید انتظار تندخویی را از او داشت. طبیعی است. سنش اقتضا میکند. کاش بچه ها همیشه کودک می ماندند. هر چه بزرگتر شوند دغدغه راجع به آنها سخت تر میشود و رفتارها باید احتیاط آمیزتر باشد. محتاط تر از قبل و جدی تر.به نظر میرسد در این سن، باید فردی را که بین کودکی و نوجوانی را سپری میکند بر اساس نیازهای خودش، کانالیزه نمود. وقتی برنامه خاصی را برایش مشخص کنید در چارچوب آن برنامه، حرکت میکند. کتابش را به موقع میخواند. کلاس زبان و موسیقی اش را با علاقه پیگیری میکند. در مهمانی ها شرکت میکند و با همسالان خود نیز نشست و برخاست دارد. وگرنه، از صبح تا شام مقابل رایانه در حال بازی است. سن، سن حساسی است و باید بیشتر مراقب بود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

مکتوب کردن یافته ها و تجربیات

نکته طلایی قرن: هرگز به اطلاعات شفاهی که در صفهای طویل، یا گفتگوی بین چند نفر در مترو یا اتوبوس یا هر مکان عمومی دیگر رد و بدل میشود، نباید اعتماد قطعی داشت. همین قضیه هم نباید برای خود ما تکرار شود. یعنی همیشه دادن اطلاعات شفاهی مفید نیست. بلکه میتواند مضر هم باشد. به خصوص اینکه طرف مقابل ما فراموشکار هم باشد! بنابراین باید تا جایی که امکان دارد همه یافته ها، نه صرفاً علمی و خط کشی شده منظم، و تجربیات را به قلم آورد. حتی شده روی یک کاغذ یک رو سفید یا حاشیه یک روزنامه که بعداً خیلی میتواند به درد بخور باشد. به خصوص برای سفر!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

درسهایی از یک جلسه دفاع از پایان نامه

امروز در دانشگاه الزهرا بودم. دانشگاهی که قرابت فامیلی هم با آن داریم! جلسه دفاعیه یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد بود و نخستین تجربه داوری پایان نامه در این دانشگاه. تقریباً از سه هفته پیش که دانشجوی مذکور، پایان نامه را ارائه داد سعی کردم با دقت همه قسمتهایش را بخوانم و تصمیم گرفتم که در جلسه دفاع، اصلاً اسمی از نکات ویرایشی نیاورم و فقط در متن رساله اش، علامت بگذارم.

ده دقیقه ای زودتر رسیدم. پدر و مادر مدافع رساله، نگران و مضطرب در سالن نشسته بودند. آقای دکتر غائبی، استاد راهنما، آمدند. مثل همیشه سرشار از انرژی مثبت و نیکی. کمی صحبت کردیم. به خصوص در مورد اینکه، تجربه و سابقه کاری در کتابخانه عامل مهمی در ادامه تحصیل دانشجویان کتابداری در مقاطع بالاتر  است و باید به  این نکته توجه شود. از ایشان کمی خجالت می کشیدم. همین دو سال پیش بود که برای پرسش در خصوص راهنمایی خواستن در زمینه روش آماری پایان نامه ام به ایشان مراجعه کردم و دکتر غائبی با روی گشاده، وقت گذاشت و پاسخم را داد. حالا باید پایان نامه ای را داوری می کردم که استادم، سمت استاد راهنمای آن را داشته!

کم کم آقای دکتر رضایی شریف آبادی و خانم دکتر برادر هم آمدند و جلسه شروع شد...

خانم دانشجو، پایان نامه اش را ارائه کرد و نوبت به داوری کارش رسید. از اساتید اجازه گرفتم و شروع کردم. ده دقیقه بعد بحثها تمام شد و نوبت به آقای دکتر رضایی شریف آبادی رسید. هر چه بیشتر می گذشت، بیشتر سعی می کردم که یاد بگیرم. قبلاً وقتی به عنوان یک دانشجوی رسمی در جلسات دفاع بودم، سعی میکردم نقاط ضعف ارائه را شناسایی کنم تا خودم هنگام ارائه مشکلی نداشته باشم ولی حالا قضیه فرق میکرد. این جلسه برایم حکم یک کلاس آموزشی را داشت. مواردی که آقایان دکتر رضایی شریف آبادی مطرح کردند، تحلیلی که روی نکات داشتند و عمق نگاه به پایان نامه، همگی تجربه ایشان را نشان میداد. همینطور صحبتهای دکتر غائبی و دکتر برادر، طعم خضوع علمی و نیز حمایت از دانشجویی را می داد که بیش از شش سال از دوران کارشناسی با او بودند. شاید نخستین بار بود که از این دید به یک جلسه دفاع نگاه میکردم و حس عجیبی داشتم. حسی برای آموختن...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

درباره اطلاع یابی

نزدیک به دو هفته، در استراحت مطلق بودن، و همینطور نابود شدن مادربورد رایانه منزل و نیز یکی دو سفر که یکی از آنها خیلی اتفاقی پیش آمد و اصلاً رویش حساب نکرده بودیم دست را برای تایپ کردن کند کرده و حوصله نوشتن را کاهش داده بود که تصمیم گرفتیم به هر ترتیبی شده امشب دیگر حالت رخوت را از خود دور کنیم و کمی تحرک داشته باشیم!

کم کم به فکر برنامه های فصل جدید انجمن باید باشیم. همینطور تنظیم سرفصل دروس این ترم و انجام یکی دو کار عقب مانده که بسیار حیاتی و حیثیتی است. به احتمال فراوان، نشست فوق العاده ای برای پاییز داشته باشیم که مخصوص گزارش و دستاوردهای سفر دوستانی است که اکنون در شرق آسیا و نیز در اروپا در حال پژوهش و مطالعه در حوزه های تخصصی خود هستند. در پستهای بعدی، از هفته ای که گذشت بیشتر خواهیم نوشت. اما...

ترم قبل در دانشگاه خوارزمی، با دانشجویان کارشناس ارشد کتابداری درس مرجع شناسی داشتیم. طی یکی از موضوعاتی که سر کلاس داشتیم بحث پیرامون اطلاع یابی به میان آمد و بعد هم پیشنهاد شد که یک گروه از دانشجویان روی کتابشناسی رفتار اطلاع یابی کارکنند. دو تن از دانشجویان به نام خانمها پریا شهبازتبار و شهرزاد نصراله زاده به عنوان پروژه کلاسی، کتابشناسی رفتار اطلاع یابی را تهیه کردند. این کتابشناسی، پس از تکمیل، ویراستاری و اصلاحات انجام شده در قالب یک کتاب تحت عنوان کتابشناسی رفتار اطلاع یابی توسط نشر چاپار منتشر شد. این کتابشناسی شامل: مدارک تولید شده در این حوزه به زبان فارسی است که در برگیرنده مقالات، پایان نامه ها، کتابها، گزارشها، طرحهای تحقیقاتی مقالات دایره المعارفی، فصلی از یک کتاب، مقالات همایشهای خارج از کشور  و نیز معرفی متخصصان حوزه رفتار اطلاع یابی در خارج از کشور است. امید میرود این اثر هرچند کوچک بتواند در حوزه اطلاع یابی، که البته اصلاً تخصص نگارنده این سطور نیست، اثر گذار باشد. نقدهای سازنده و پیشنهادهای ارزنده خوانندگان کتابشناسی مذکور می تواند راهنمای گردآورندگان جهت اصلاح اثر باشد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم