کتابداران فردا

پایان امتحانات و غیره

پنج شنبه و جمعه، فرصتی دست داد تا کمی خستگی این  ترم را کم کنیم. به اتفاق خانواده، عازم پردیس دانشگاه در منطقه خوش آب و هوای زیرآب شدیم. دو روز در یک جنگل شاداب و پرطراوت، از سمفونی صدای پرندگان، زنگوله گاوها و گوسفندها، صدای هو هوی باد درمیان درختان، زوزه شغالها در نیمه شب، صدای باران روی برگها، صدای خروسی از دور دست به رهبری خالق یکتا بهره بردیم و ریه ها را سرشار از هوای تازه و چشمان را لبریز از زیبایی های طبیعت کردیم.

غذا دادن به گاوها هم عالمی دارد. ناز کردن یک کره اسب، حس خوبی دارد. چیدن تمشک جنگلی و زخم و زیلی شدن دستها...دیدن نشانه های خدا در هر یک از این برگهای زیبا. چه لذتی بالاتر از وحشت سکوت مرموز در جنگل و  بعد زیر درختی نشستن و کتاب ((چرا نویسنده بزرگی نشدم؟)) خانم رهادوست را که دوست عزیز، آقای دکتر محسن حاجی زین العابدینی هدیه کرده، خواندن...فکر میکردم کتابدار جنگل بودن چه کار جالبی میتواند باشد. در جنگل یک کتابخانه جنگلی و درختی درست کنی و بعد کتابدار آنجا شوی. بگذریم. در هر صورت، آخر هفته بسیار خوبی بود و باعث شد که با انرژی بیشتر به سوی انجام کارهای گسترده تر و بیشتر برویم.

دیروز هم امتحانات به پایان رسید و تازه کار ما شروع میشود! تصحیح اوراق، حساب و کتاب نمرات و سر آخر وارد کردن آنها که سخت ترین کار یک ترم تحصیلی محسوب میشود. امیدوارم هر دانشجویی، آن نمره ای که استحقاقش را دارد کسب کند. برگه امتحانی حداقل برای من، ملاک نهایی نیست. حضور فعال در کلاس، فعالیتهای اجتماعی، ایده پرداز بودن از جمله ملاکهای دیگر است. به هرحال از فردا باید تصحیح اوراق را شروع کنم، به کتابهای در دست کار برسم و روی مقاله هایی کار کنم که بخش زیادی از ذهن را مشغول کرده..کم کم برای جابجایی بزرگ کتابخانه هم باید حاضر شویم. کار زیاد است اگر عمری بماند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

یک سه شنبه دیگر هم گذشت

دیروز روی چند تا از کارهای عقب مانده تمرکز کردم تا تمام شود. خوشبختانه کارهای نوشتاری تاخیری، تمام شدند و وجدانم آسوده شد. فقط مانده تصحیح اوراق امتحانی و طراحی سوالات آزمونهای هفته آینده که این چند روز انجامش خواهم داد. دیروز جلسه ای هم در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی داشتیم. جلسه درباره یک همایش ملی در زمینه بهره گیری از فناوریهای اطلاعاتی در کتابخانه های پزشکی بود. جلسه ای خوب و با کمترین بحثهای حاشیه ای بود و مسائل مهم از زمان برگزاری، عنوان همایش، محورها، حامیان علمی و مالی و اسامی داوران در مدت زمان دو ساعت جلسه بحث شد. بعد ازمدتها دیداری با همکاران داشتیم. خانمها دکتر اسدی، دکترنوذری که تازه دفاع کرده بودند، شکفته، کازرانی و نیز دکتر جهانی و دکتر مومن زاده که روسای کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی بودند. بعد از جلسه به دانشگاه برگشتم و روی طرحی که باید برای یکی از همکاران می فرستادم کار کردم. روی موضوع و چارچوب یکی دو کتاب جدید فکر و کمی کار کردم. کارم تا ساعت یک ربع به هجده طول کشید. در راه فکر میکردم که با این مخارج زیاد امسال ایفلای فرانسه و کول نت آلمان را باید فراموش کنم. خسته بودم و کمی بی حوصله. شب هم از خستگی زود خوابم برد.  مهم این بود که یک سه شنبه دیگر هم گذشت!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

هوش آزمایی

دیروز سوالات آزمون مبانی کامپیوتر را در منزل پرینت گرفتم تا وقتی که برای برگزاری آزمون به پردیس دانشگاه رفتم معطلی تکثیر سوالات را نداشته باشم. با خیال آسوده صبح به دانشگاه رفتم و کمی از کارهای روزمره را انجام دادم و در نهایت به سوی شهرک اکباتان حرکت کردم. در راه درجه بنزین نشان داد که این سوخت، کفاف برگشت را نمیدهد. پمپ بنزین ولنجک توقف کردم تا عملیات سوخت رسانی انجام شود. در صف انتظار، با خود گفتم نگاهی مجدد به سوالات بیندازم. عجبا! حیرتا! این سوالات این مدلی شدند؟! چند تایی از سوالات، جوابشان را بولد و های لایت کرده بودم و از نظرم مخفی مانده بود. بعد از اینکه به دانشگاه رسیدم سریع به مسئول آموزش گفتم که اگر زحمتی نیست سوالات را تکثیر کنند و در مدت زمانی کمی، تکثیر و منگنه کردن سوالات انجام شد. در حین امتحان، دلیل تاخیر را به دانشجویان گفتم و اعتراف کردم که چه شد که مایه انبساط خاطر همه شد!

یاد خاطره یکی از اساتید عزیزم افتادم که میگفتند برای آزمون زبان، سوالات چهارگزینه ای را همراه با جواب در خودشان به دانشجویان داده بودم و نکته عجیب اینکه خیلی از آنها پاسخ صحیح را ندیده و  جواب غلط را زده بودند! یعنی یک هوش آزمایی بزرگ کتابدارانه!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

وقتی که خوابند

کتابداری تعریف میکرد که برای دسترسی به برخی بانکهای اطلاعاتی تخصصی، مدتها بود در سازمان مادر، اطلاعیه های گوناگون نصب کرده بودیم و از طریق ایمیل تخصصی کتابخانه هم برای همه کاربران اطلاع رسانی شده بود که میتوانند از بانکهای اطلاعاتی موجود استفاده کنند. ولی باز شاهد استقبال کم کاربران از این بانکها بودند. تا اینکه روزی یکی از کاربران در گفتگو با کتابدار، متوجه اشتراک این بانکها شد و با هیجان گفت که چرا به ما خبر نمیدهید؟! چرا هیچ اطلاع رسانی انجام نمیشود؟! کتابدار در پاسخ گفته بود که یعنی شما ایمیلهای کتابخانه را نمیخوانید؟ اطلاعیه های روی تابلو را نمیخوانید؟! کاربر پاسخ داده بود که راستش ما ایمیلهای ارسالی از کتابخانه را پاک میکنیم! چون فکر میکنیم مورد خاص به درد بخوری نیست که بتوانیم از آن بهره بگیریم. بیشتر ایمیلهای ارسالی از سوی بخش آموزش را میخوانیم که معمولاً در برگیرنده اخطار و خبرهای خاص است. این است که توجهی به اطلاعیه های ارسالی کتابخانه نداریم!کی مقصر است؟! کتابدار؟ کاربر؟ آموزش؟ رفتار نادرست اطلاع یابی؟ بی توجهی ما به اطراف؟شاید این دومورد آخری بیشتر صحیح باشد. خیلی از ما عادت نداریم از همه حواس خود برای کسب اطلاعات از محیط اطراف استفاده کنیم. شاید هم بلد نیستیم. البته هرچقدر هم کتابدارها در این مورد تلاش کنند باز هم برخی کاربران دچار مشکل خواهند شد و همه چیز را هم به گردن کتابخانه خواهند انداخت. مجموعه ای از عوامل از خانواده گرفته تا جامعه و آموزشگاه و دانشگاه و غیره باید در جهت هدایت رفتارهای اطلاع یابی و تمرکز در اطلاع یابی افراد گام بردارند. شاید دیگر برخی کاربران بیشتر به محیط اطراف دقت کنند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۳٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

شعری برای فرزین

نظرات برخی پستهایم را که می خواندم، دیدم که برای پستی که برای زنده یاد استاد فرزین نوشته بودم، دوست عزیزم آقای علی حسینی خواه شعر زیبایی را گذاشته. علی، یکی از بهترین دوستان دوران کارشناسی ام بود. هنرمند، بسیار باهوش، نجیب، مودب و با صفا. یازده سال است که ندیدمش. فکر نمیکردم ایران باشد. البته هنوز هم مطمئن نیستم. هر جا هست شاد و خوش باشد. این شعرش را بازنشر میکنم.

پی نوشت: تازه ترین نظری که آقای دکتر حسینی خواه برایم گذاشته، مشخص شد که ایشان هم اینک عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی هستند. در گروه مطالعات برنامه درسی. خوشحالم که به آن جایگاهی که استحقاقش را داشته رسیده است. انشاله فرصتی باشد تا از نزدیک همدیگر را ببینیم. این هم شعری که تقدیم به زنده یاد فرزین کرده است.

مرگ زیبایی ای نازنین! می دانی اگر زیبایی بمیرد، همه جا تاریک می شود و پرندگان دیگر آواز نمی خوانند *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، چشمه ها خشک می شود و درختان دیگر شاخ و برگ نمی دهند *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، باد خاموش می شود و دشت ها دیگر بارور نمی شوند *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، ستارگان به زمین می افتند و خورشید از این دنیا می رود *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، آسمان محو می شود و دنیا کم کم به آخر می رسد *** بیا ای نازنین! شعله عشق را روشن نگه داریم و نگذاریم زیبایی بمیرد. کرج/ شبی بارانی: بهمن 1391

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

نسل جدید، نسل Z

چند روز هست که نوت بوکم کند شده و کار با آن کلافه ام کرده است. بوی یک نوت بوک جدید به مشام می رسد. طفلک حق دارد دیگر! هفت سال هست که یک سره کار می کند عین پیکان! یک عالمه خاطرات مقاله ای تلخ و شیرین از آن دارم! به هرحال به دلیل کندی آن، مجبورم چند روزی کارهایم را در سایت دانشکده انجام دهم و پشت یکی از سیستمها بست بنشینم. یکی دو روز هست که به دلیل تعطیلی مدارس و نزدیک شدن به ایام امتحانات، برخی از فرزندان کارمندان دانشکده به سایت می آیند و سر خود را گرم میکنند. گاهی گفتگوهایشان را می شنوم و برایم جالب است. مثلاً اینکه هر سه نفر پشت یک سیستم نشسته بودند و مثل اینکه نفر داشت بقیه را برای یک بازی ساین آپ می کرد. ازشان رمز و شناسه کاربری و ایمیل میخواست. یکیشان که خیلی کوچولو بود مرتب می پرسید یوزرنیم یعنی چی؟! و کودک بزرگتر برایش توضیح میداد و میگفت نباید یادت بره! کوچولو هم مرتب می آمد و خودکارم را بسیار مودبانه قرض میگرفت تا کلمه عبورش را یادداشت کند. کمی بعد دیدم سروصدایشان خوابید! کنجکاو شدم ببینم اینها چه شان شد!

دیدم که هر یک سرگرم بازی خودش هست و صدایشان در نمی آید. لبخندی زدم و به کارم ادامه دادم. آقای دکتر فتحی واقعاً راست میگفت که نسل جدید نسل Z هستند. نسلی که با اینترنت و رایانه و فناوری های مختلف ارتباطی زاده شده اند و گویی جزئی از وجودشان شده. بچگی ما کجا و این نسل جدید کجا؟!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم