کتابداران فردا

بی جهت نیست که ایشان به بزرگی نامند

مراسم بزرگداشت استاد کتابداری ایران (دیگر نمیگویم مادر یا پدر که بعداً دوباره نگویند فلانی بیکار است و برای همه پدر و مادر می تراشد!) دیروز در موقوفه مرحوم افشار برگزار شد. وقتی اسم پوری سلطانی می آید برای ما که هنوز اول راهیم، برچسب بزرگ خدمات فنی و توضیحات جامع و مفصل آن به چشم می آید. برای دیگران که عمری با او زیسته اند، سختی، مقاومت، تلاش، پشتکار، مهربانی و سخاوت در علم. هیچکس یک شبه به بزرگی نرسیده. نه استاد انصاری، نه استاد سلطانی و نه هیچ یک از بزرگان. همه با خون دل و زحمت به اینجا که می بینیم رسیده اند و چه مشقتها کشیده اند. ما شاید یک دهم آن سختی ها را هم نکشیده ایم. در روزگاری که نه تلگرامی بود و نه وایبر، این بزرگواران کتابها را با تمام وجود تحلیل می کردند و عاشقانه به کتابداری می پرداختند.

دیشب بعد از مراسم با خودم فکر کردم چرا به این گونه بزرگداشت ها می رویم؟ یک عکس یادگاری برای پز دادن؟ خود را مطرح کردن؟ دیدن خطوط چهره اساتید که نشان از زحمات آن ها دارد؟ گرفتن تجربیاتشان؟آموختن بیشتر؟ کدام؟ همان دیشب کتاب زندگی پرویز پرستویی را میخواندم. واقعاً از ته دل غصه میخوردم که چنین فردی چه سختی هایی کشیده تا الان به این درجه از محبوبیت و شهرت رسیده. حتما باید این گونه افراد را خواند و از تجربیاتشان بهره برد. باید ورق زد و بارها خواندشان. قبل از اینکه در کتابخانه ابدی، قرار گیرند و دیگر دسترسی بهشان مقدور نباشد. تحمل، خلاقیت، علاقه، پشتکار همه چیزی است که در زندگی این بزرگان میتوان دید چه کتابدار و چه غیر کتابدار. پس بی جهت نیست که ایشان به بزرگی نامند چون که این نام همه از کوشش و سختی دارند

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

مشاور یعنی؟!

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

پیشته نه، با آنها مهربان باش

گاهی به نظرم می رسد یکی از کارکردهای کتابخانه های عمومی این میتواند باشد که مهربانی کردن با حیوانات را به کودکان یاد دهد. بسیار پیش آمده که شاهد این قضیه هستیم که کودکان به محض دیدن یک پرنده، قصد گرفتنش را می کنند به محض دیدن یک سگ به دنبالش می دوند، تا یک گربه را می بینند صدای سگ را در می آورند و بزرگسالان نیز همپای آنها یک پیشششته جانانه نثار گربه می کنند!به بچه ها یاد بدهیم که با طبیعت اطراف خود به خصوص با حیوانات مهربان باشند و اینکار میتواند در کتابخانه هم رخ دهد. این مطلب را برای این نوشتم که خاطره ای از دوران طفولیت یادم آمد و همزمان برنامه مستندی می دیدم که بچه ها در یک کتابخانه مدرسه، حیوانات مورد علاقه شان را می آوردند و راجع به آنها برای بچه ها صحبت می کردند. اما خاطره کذایی! مربی مهدکودکمان، یک همچین کاری را از ما خواست. نگارنده این سطور هم با هزار زحمت و مصیبت، یک عدد کفش دوزک را شکار کردو با خوشحالی روز بعد به مربی داد. البته بقیه دوستان حیوانی را نیاورده بودند تنها زحمتی که کشیده بودند این بود که حیوانات عروسکی کوچولویی را بیاورند که مربی آنها را روی دیوار نصب کند. همین قاعده مشمول کفش دوزک کوچک مهربان من نیز شد. خانم مربی، با عطوفت تمام کم نگذاشت و با یک سوزن ته گرد، حشره بی نوا را با چکش به دیوار کوبید تا کنار سایر حیوانات باشد! تا دقایقی حیرت زده به این صحنه نگاه کردم و نمیدانستم الان چه کار باید بکنم؟! هنوز هر وقت کفش دوزک را می بینم یاد آن روز می افتم. بی خود و بی جهت!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

ایرانیان در کول نت

امسال هم کول نت، همایشی که مرتبط با حوزه علم سنجی و وب سنجی و حوزه های مرتبط است، با ریاست خانم دکتر کرشمر برگزار می شود. از سال 2006 سعی داشتم در این همایش مقاله داشته باشم ولی در هیچکدام نتوانستم شرکت کنم! انشاله امسال موقعیتش فراهم شود. کول نت 2015 در هندوستان، در شهر دهلی نو برگزار می شود. فهرست مقالات ارائه شده به صورت پوستر و شفاهی در این کنفرانس میتوانید ببینید. شاید کول نت امسال به خاطر حضور زیاد ایرانیان، بیش از 20 مقاله، آفر خاصی به کتابداران ایرانی بدهند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٥٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

فقط برای به اشتراک گذاشتن

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

دور از دیار کریمان

برای هفته نمایشگاه، با همکاری صمیمانه آقای دکتر رضایی زاده از گروه علوم تربیتی، بیش از 60 عنوان کتاب از انبار اداره ارشاد در سعادت آباد تحویل گرفتیم. همه کتابها را به اتاقم بردم. بخش اعظمی از کتابها را به کتابخانه دانشکده بردیم. احساس میکردم به خصوص در حوزه رمان و داستان کمبود داریم که کمی از طریق این کتابها جبران شد. برخی کتابها را هم به همکاران دادیم. آنهم یک بوک پارتی کوچک! واقعا چقدر خوب می شد یک چنین پارتی یا جشن کتاب داشتیم و همه به هم کتاب میدادند یا با ولع بین کتابها می چرخیدند! قرار بود امشب برای کرمان پرواز داشته باشم. عنوان سخنرانی درباره واقعیت افزوده بود. طلسم نرفتن به همایشها شروع شد! علی رغم اینکه دوستان برای تدارک همایش و اسکان زحمتهای زیادی که کشیده بودند ولی متاسفانه نشد که برویم. به هرحال، مشکلات کاری و فشار آخر ترم زیاد است و گاهی جلسات غیر منتظره رخ می دهد. امیدوارم پوزشم را بپذیرند که نمیتوانم بروم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٢۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم