کتابداران فردا

یک کارآموز واقعی

چند شب پیش تا سحر مشغول مطالعه برای نقد یک کتاب و تایپ آن بودم. در حین مطالعه باید رادیو یا تلویزیون روشن باشد تا ذهنی متمرکز داشته باشم! این عادت از بچگی با من همراه است. شبکه تماشا را گرفتم و مشغول کارهایم شدم. کمی که گذشت احساس کردم دیالوگهای فیلم برایم جالب است. نگاهم را به صفحه تلویزیون دوختم. این چه فیلمی است؟ کارآموز با بازی رابرت دنیرو با صدای سحرآمیز منوچهر اسماعیلی. انگیزه بن ویتاکر به عنوان یک پیرمد بازنشسته برای کار در یک شرکت خصوصی به عنوان کارآموز برایم خیلی جالب بود. اینکه هرروز با انگیزه به شرکت می رود که فقط یک سری کارهای سطح پایین انجام دهد. با خودم فکر کردم دوران بازنشستگی ام چه خواهد بود؟ باید بنشینم و هرروز قرصهای رنگارنگ بخورم؟ در منزل بمانم؟ به پارک بروم و مرتب به این و آن غر بزنم؟ واقعا چند دقیقه به دنیای دیگر رفتم که اگر ۳۰ سال دیگر زنده باشم چه گونه خواهم بود. آیا مث بن سرحال و با انگیزه ام یا اینکه نه از درد پا و کمر و قلب و فشار خون و قند می نالم؟ نکته دیگر فیلم کار گروهی در شرکت بود و انگیزه دادن رییس به کارکنان. مثلا وقتی شرکت در فضای مجازی 2500 مین لایک خودر ا گرفت زنگ بزرگی در شرکت به صدا درآمد و همه بلند شدند و با دست زدن خوشحالی خود را نشان دادند. در صحنه ای دیگر بن به خاطر تلاشش تشویق شد. زنگ خوشحالی به صدا درآمد و همه به خاطر انجام یک کار خوب در شرکت خوشحال شدند و بن را تشویق کردند. با خودم فکر کردم واقعا چنین کار و روحیه ای میتواند از فرسودگی شغلی کتابداران بکاهد. اگر کتابدار کتابخانه ما یک کار خوب انجام میدهد که درون آن خلاقیت است یا باعث میشود در مقایسه با ماه گذشته مراجعان بیشتری داشته باشیم یا رضایتمندی از عملکرد کتابخانه بیشتر شود او را جلوی بقیه کارکنان تشویق کنیم و این فرهنگ را جا بیندازیم که در محیط کار رقیب هم نباشیم رفیقی باشیم برای پیشبرد اهداف کتابخانه. شاید این حداقل کاری باشد که بتوانیم برای کتابداران کتابخانه و انگیزه بخشی به آنها انجام دهیم. پیشنهاد میکنم این فیلم را حتما ببینید. مخصوصا برخوردی که در این شرکت با کارآموزان می شد. همه سعی داشتند با علاقه به آنها کار یاد دهند نه اینکه از آنها برای انجام کارهای خودشان سو استفاده کنند یا از آنها بیگاری بکشند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

ایفلایی باشید

این روزها خانم دکتر شیما مرادی در کلمبوس امریکا برای حضور در کنگره ایفلا2016 به سر می برد. گاهی تصاویری از نشستها و غرفه ها می فرستند و ما را در جریان کنگره قرار میدهند. زحمت ارائه پوستر مشترکمان را هم به ایشان دادیم. انشاله وقتی برگشتند حسابی در یک جلسه علمی از تجربیاتشان استفاده میکنیم. برای کسانی که تجربه رفتن به ایفلا را دارند ایفلا مانند یک المپیک است که حسابی می توان از آن آموخت و آموخت و آموخت. فراتر از کول نت و هر همایش دیگر. واقعا توصیه میکنم ایفلا را بروید. حتما تجربه های خوبی کسب خواهید کرد. ما که هنوز از یافته ها و تجربیات ایفلا2013 داریم استفاده میکنیم. برای خانم دکتر مرادی ارزوی توفیق دارم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

آدمی یعنی آه و دم

آخر هفته ها مخصوصا پنجشنبه صبح ها جان میدهد برای کتاب گرفتن از کتابخانه عمومی. مخصوصاَ اگر در طول هفته حسابی کار کرده باشی و دلت بخواهد بخوابی و فقط کتاب بخوانی. هفته قبل هم مانند هفته های قبل ترش به کتابخانه عمومی پارک ارغوان رفتم و سه کتاب امانت گرفتم. یکی موشها و آدمها از جان اشتان بک و دیگری کتابی از جان گریشام و سومی هم یادم نیست چی بود! این هم از اثرات میانسالی است دیگر! تقریبا همه روز را مشغول کتابخواندن بودم. شب به اتفاق همسر گرامی و سعید خان به شهر کتاب فرشته رفتیم و بار فرهنگی خود را افزایش دادیم! شب که منزل برگشتم از طریق پیام یکی از دوستان متوجه شدم برای همکار عزیزمان در دانشکده آقای دکتر خانبانی تصادف تلخ و ناگواری رخ داده. شب ناآرامی را گذراندم. چهره جوان و خندانش از جلوی چشمانم کنار نمی رفت. رفتم به پشت بام و قدم زدم و به او فکر کردم. امیدوارم خداوند به جوانی اش تفضلی کند و شفا یابد. زندگی همین است. آدمی یعنی که یک آه و دم است پشت شادی ها نمیداند غم است.بگذریم.

مرداد هم کم کم به انتهای خود می رسد و از گرمای هوا کاسته شده. کم کم بوی پاییز و مهر و درس و کلاس می آید. ما که تابستان را در دانشگاه سپری کردیم و به کارهای عقب افتاده رسیدیم. دو سه هفته دیگر دانشگاهها به استقبال دانشجوها می روند و دیگر آموزش و کار شروع میشود. راستی یک تجربه هم در زمینه دوره های متفرقه و بیرون از دانشگاه کسب کردم. فهمیدم من بعد اگر قرار شد جایی دوره ای کارگاهی یا نظایر آن را تدریس کنم اول یک قرارداد مکتوب و سفت و سخت بین طرفین امضا شود و بعد وقت و انرژی ام را صرف کنم. تجربه همکاری کوتاه در سال گذشته با یک موسسه ظاهرا علمی ولی کاملا غیر حرفه ای نشان داد که نباید به گفتار و حتی لبخند طرف مقابل اعتماد کنم. تا نباشد سند مکتوبی کار را نباید شروع کرد. به هرحال اگر خواستید دوره ای برگزار کنید اول سر مسائل کاری و مالی به تفاهم برسید تا اینطور مثل بنده سرتان کلاه نرود! خلاصه تجربه ای بود دیگر.

راستی چند روز پیش تولد وبلاگ گروهی کتابداران ایران بود. یادش بخیر. سالها در این وبلاگ می نوشتیم و عکس می گذاشتیم و خبر رسانی می کردیم بی مزد و بی منت! بی اسپانسر مالی بدون چشمداشت...درود به خانم طاهره کرمی که سال 1384 این وبلاگ را راه اندازی کرد و صدایی شد برای کتابداران در کهکشان رسانه.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

آخر هفته کتابی

آخر هفته مان خیلی فرهنگی به پایان رسید. چهارشنبه شب که رفتیم به شبهای بخارا که شب همایون صنعتی بود. آدم عجیبی بوده این صنعتی که صنعتی زاده اسم کاملش هست. بدون اینکه دانشگاه برود، مدیر انتشارات فرانکلین بوده و بعد هم کلی کارهای دیگر داشته که یکی از آنها ساختن یک مزرعه گل سرخ برای گلاب گیری بوده است. خلاصه حیرت زده شدم از این همه پشتکار. بعد از جلسه به شهرکتاب خیابان فرشته رفتیم و کمی بار فرهنگی خود را افزودیم! شب هم مثل سنت هر هفته سعید خان منزل ما بود. چند وقتی کتاب برادران کاراموزف را شروع کرده به خواندن. خودم کتاب نون نوشتن محمود دولت آبادی را شروع کردم. هرکسی یک گوشه مشغول خواندن بود. گاهی سوالات سعید خان، سکوت را می شکست: رهبانی یعنی چی؟ طفیلی چیه؟ سفیه به کی میگن؟ مفری یعنی چی؟ خوشحال بودم که حداقل اگر در ریاضی و فیزیک اندک استعدادی ندارم که در درسهایش کمکش کنم، حداقل در معنی لغات میتوانم یک کم کمکش باشم! و خوشحال تر بودم که میتواند دامنه لغاتش را بیشتر کند. آنهم با خواندن ترجمه ای سنگین از این کتاب داستایوفسکی!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ امرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

آخر قصه

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ امرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

وب سایتهای بی روح

برای یک تحقیقاتی در حال بررسی وب سایتهای کتابخانه های ... هستم! واقعا برایم عجیب بود با وجود این همه منبع درباره نحوه طراحی وب سایت کتابخانه ای، ذره ای خلاقیت و سلیقه به کار برده نشده! یا صفحه خالی هست یا فقط لیست کتابهای موجود یا کپی برداری از همدیگر یا استفاده از یکی دو پرتال خاص! مانده ام کتابداران این کتابخانه ها چه میکنند؟

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٥۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم