کتابداران فردا

مثل سگ کشی!

فیلم سگ کشی بهرام بیضایی را دیدید؟ حتما دیدید! هربار این فیلم را می بینیم یک نکته تازه در آن پیدا می کنیم. ولی این روزها این فیلم معنای دیگری دارد برای ما. این روزها به سراغ مراکز اسناد مختلف می رویم تا پرسشنامه های خود را بدهیم آرشیویستهای گرامی تکمیل کنند. بعضی جاها با خوشرویی استقبال می کنند و کارمان راه می افتد و بعضی جاها هم مقررات خاص خودشان را دارند و به راحتی اطلاعات نمی دهند و کار کمی به دشواری می کشد. ولی هر بار که یک پرسشنامه را تکمیل شده دریافت می کنیم و در مقابل آرشیویست مزبور، نرم افزار مرکز اسناد را زیر و رو می کنیم و بررسی اش می نماییم انگار یک تپه از روی دوشمان برداشته می شود. یاد گلرخ کمالی شخصیت اول فیلم سگ کشی می افتیم که چگونه، چه ساده و چه سخت، چکهای همسرش ناصر معاصر را پاس می کرد تا از زندان خلاص شود! هر بار که یک چک پاس میشد روی اسم فرد بدهکار خطی کشیده می شد! حالا ما هم هر بار از ١١٨ شماره یک مرکز اسناد را پیدا می کنیم و بعد با آرشیویست آن قرار ملاقات می گذاریم و وقتی یک یک مرکز اسناد، کارمان را راه می اندازد، نامش را قلم می کشیم و می گوییم:..خب..همه اش پنج تا دیگه مونده...همه اش پنج تا...خب حالا فقط چهارتا مونده.. تا دفاع چقدر مونده؟...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم