کتابداران فردا

یک همایش و خاطره بازی ها

شب گذشته به همراه 12 تن از دوستان ادکایی عازم شیراز شدیم تا به همایش مطالعات میان رشته­ای کتابداری و اطلاع رسانی: وضعیت موجود،چشم انداز مطلوب برسیم. تقریباً نیمی از صندلی های اتوبوس به ما اختصاص داشت. شب خوبی بود و لحظات خوبی را با دوستان سپری کردیم. صبح با یک ساعت تاخیر به شیراز رسیدیم و به محض رسیدن عازم تالار فجر برای رتق و فتق امور مربوط به همایش شدیم. تالار فجر..بسیار خاطره انگیز... روزی که برای اولین بار در این تالار در مورد روز جهانی کتاب کودک صحبت کردیم. روزی که در این تالار، مدتی کلاس سولفژ می رفتیم. حتی آن پیانویی که ده سال قبل پشت پرده روی سن بود، هنوز سرجایش قرار داشت! اساتید و حضار آمدند. یک لحظه یک نفر را دیدیم و خنده هایش و نگاهش ما را به لرزه انداخت. به یاد زنده یاد فرزین افتادیم. یک لحظه گفتیم خودش است. خود فرزانه فرزین است. ولی نه.. اشتباه می کردیم. خواهرانش بودند تا در مراسم یادبودش شرکت کنند. دیدار با آقای احمدی لاری هم ما را برد به گذشته های شیرین دوران کارشناسی. خلاصه حسابی خاطره بازی کردیم با هم.

مراسم تجلیل از خانم فرزین آغاز شد. کلیپی از عکسها و فیلمهایش گذاشتند. سالن به گریه افتاد. همه به یادش گریستند و یادش کردند. فرزین، کسی بود که دنبال اسمش در نمایه های استنادی نبود. به عشق و دوست داشتن استناد می کرد. یادش بخیر. سال 79 بود که با زنده یاد فرزین، کلاس گزارش نویسی داشتیم. قبل از شروع کلاس، مرحومه فرزین، شعری را از مولانا روی تخته سیاه (آن موقع هنوز وایت برد نبود به آن شکل!) نوشتند به این مضمون:

(( از محقق تا مقلد فرق­هاست  کاین چو داوود است و آن دیگر صداست

  منبع گفتار آن سوزی بود وان مقلد کهنه آموزی بود))

قرار بود در این کلاس با شیوه­های مقاله نویسی و نوشتن پروپوزال و گزارش به طور خیلی مختصر آشنا شویم و از ما خواسته شد یک مقاله کتبی و یک ارائه شفاهی داشته باشیم. فکرش را بکنید. تازه در بیست سالگی، یاد بگیریم که تحقیق چیست و چگونه باید علمی تحقیق کرد! یعنی دوازده سال درس خواندن هیچ نشانی از آشنایی با شیوه های تحقیق نداشت. آن موقع در مدرسه، اگر کسی سر کلاس برای اطلاعات بیشتر سوالی می کرد هم از سوی دیگر دانش آموزان و هم از سوی معلم، تحقیر می شد و خطاب می آمد که ساکت! وقت کلاس را نگیر! حالا بعد از چند سال قرار بود به ما شیوه تحقیق کردن و گزارش نوشتن را یاد بدهند. حالا تا چه حد این تحقیقات که بعضاً هم چسب و قیچی بود خوب از آب در می آمد خدا عالم است.

بعد از برگزاری مراسم یادبود و پذیرایی، سخنرانی های علمی و نیز ارائه مقالات آغاز شد که در روز اول بازخورد خوبی داشت و بحثهای قابل تاملی در حوزه مطالعات میان رشته ای مطرح شد. تمرکز بر روی این مساله بود که وقتی از میان رشته ای بودن یک حوزه بحث می کنیم، از ارزش رشته کاسته نمی شود. در حوزه های علمی مرزبندی نداریم. دوره این حرف که فلان دانش مال من است و به کسی اجازه استفاده نمی دهم، تمام شده است. همایش ساعت 17 تمام شد و شرکت کنندگان در همایش رفتند تا در تور شیرازگردی که شامل باغ ارم، حافظیه و سعدیه بود شرکت کنند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم