کتابداران فردا

پیام انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران برای ادکا

همانطور که مستحضرید، سومین همایش ادکا که در حوزه مطالعات میان رشته ای بود روزهای پنجم و ششم خرداد ماه سال جاری در دانشگاه شیراز برگزار شد. به پیشنهاد آقای دکتر رضایی شریف آبادی، رئیس  انجمن کتابداری ایران، مقرر شد از این پس در کلیه همایشها و نشستها بیانیه انجمن قرائت شود. از آنجا که همزمان با این همایش، آقای دکتر رضایی شریف آبادی در همایش انجمن کتابداری شاخه کرمانشاه حضور داشتند، آقای دکتر نوراله مرادی، نایب رئیس انجمن، با خط زیبای خود بیانیه انجمن را تقریر نمودند و بنده کمترین، از طرف انجمن، با تپقهای فراوان بیانیه را خواندیم. بیانیه مذکوربه شرح زیر است:

 انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، برگزاری سومین همایش سراسری دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی ادکا را در روزهای 5 و 6 خرداد 1389، در شهر فرهنگ پرور شیراز، تبریک می گوید و به همکاران و دوستانی که در ادکا و انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شیراز، با کوشش و زحمت بسیار، بار برگزاری این همایش را بر دوش کشید، خسته نباشید می گوییم و برای آنها موفقیت و سربلندی بیشتری را خواهانیم.

برگزاری چنین همایشی با عنوان مطالعات میان رشته ای در کتابداری و اطلاع رسانی که موضوعی جدید و چند وجهی است، آنهم به همت دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاههای کشور، خبر از شکوفایی رشته کتابداری و اطلاع رسانی و بر آمدن نسلی تازه می دهد. نسلی که خستگی را نمی شناسد و دل در پی یادگیری موضوعهای تازه نهاده، آنهم همراه تفکر و اندیشیدن.

هیات مدیره انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، ضمن عرض تبریک مجدد برای همکاران موفقیت روزافزون و برای کتابخانه ها و کتابداری ایران زمین، شکوفایی و سربلندی فزاینده ای را آرزو می کند.

پی نوشته خاطره بازانه:

وقتی داشتیم این متن را تایپ می کردیم یاد بهار سال 1381 افتادیم. سالی که انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شیراز، به همت دانشجویان فعال آن زمان همچون آقای علی حمیدی، علیرضا خسروی، رضا بصیریان، خانمها علیخواه، بیدهندی، محمدپور، صابری، زارعی و خیلی های دیگر که نامشان در این مقال نمی گنجد، همایش جامعه اطلاعاتی و نیازهای آن را برگزار کرد. همایش یک روزه ای که البته هرگز مجموعه مقالات آن در قالب یک کتاب منتشر شد و آن زمان هنوز وبلاگی نبود که خبر این همایش را منتشر کند. فوتوبلاگی نبود که تصاویر همایش را منتشر کند. خاطرم هست که آن سال همه ارائه دهندگان مقالات، یک جلد دیوان حافظ به رسم یادگار گرفتند. از آن همایش چیزی در یادم نیست جز دلهره هایی که داشتیم برای اجرا و مدیریت کاری که تجربه اول بود. سخنرانی هایی که بدون اسلایدهای پاور پوینت بود. چون هنوز مثل امروز رسم نشده بود که هر سخنران کل مطالب مقاله اش را در مجموعه های دلفریب پاورپوینت بریزد و قرائت وار به ارائه آن بپردازد. بله. از آن زمان تنها چیزی که برایمان به یادگار مانده، خاطراتش هست و یک پوستر که فراخوان مقاله را تشریح می کرد. خوب یادمان هست که کل دیوارهای راهروهای دانشکده را با این پوستر رنگی کردیم و به خاطر همین کار، توبیخ غیررسمی شدیم! به هرحال خواستیم ادای دینی کنیم به همایشی که انجمن فعال و شاداب و جوان آن روزها برگزار کرد و در بین همایشهای دیگر گمنام ماند...

 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم