کتابداران فردا

نزدیک به سرانجام

سه روز گذشت. سه روز گرمای طاقت فرسای اهواز. دویدنهای پیاپی از دانشکده به سمت سرویس سازمان مرکزی و غیره تا نامه های مربوط به دفاع امضا شود. واویلا اگر یک جا را فراموش کرده باشی. باید برگردی از اول...بلانسبت مثل گربه پاسوخته! در دانشکده که باز میشود گویی وارد تکه ای از بهشت میشوی بعد از آن تابش بیرحمانه خورشید و گرمای رهایی ناپذیرش. یکی از دوستان محبت کرد با ماشین خود تا فرودگاهی همراهی کرد مارا. گذری نوستالژیک به پارک ساحلی، رطوبت کارون، پرتاب یک قلوه سنگ به وسط کارون و لذت شنیدن صدای ((تالاپ)). و حالا فرودگاه... از معدود دفعاتی است که پرواز تأخیر ندارد. این سفر هم گذشت. یک ماه دیگر تا سرانجام یک سرآغاز فرصت باقیست...یک ماه دیگر...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم