کتابداران فردا

نصف مال من، نصف مال تو!

چند روز پیش، باز به طور اتفاقی تلویزیون را روشن کردم، فیلم سینمایی بود که از نیمه راه با آن همراه شدم. البته این هم از مزایای سه ماه خانه نشینی است! بعد از چند دقیقه دریافتم که بخشی از زندگی انیشتین را منعکس می کند. اینکه او به واسطه دوستی و آشنایی با ماکس پلانک، گرانت انجام تحقیقات روی نظریه های خود را در دانشگاه برلین دریافت کرد، یک کرسی در دانشگاه به اون داده شد و درجه استادی را نیز دریافت نمود. او به طور جدی روی نظریه هایش، به خصوص سرعت نور، کار می کرد و حتی با دانشمند انگلیسی، ادینگتون مکاتباتی داشت. چون هر دو قوانین نیوتن را نیز مورد بررسی مجدد قرار داده بودند. شاید بتوان این قضیه را یک مورد عینی از همکاری و مشارکت علمی در نظر گرفت. البته جنگ جهانی باعث شد که ارتباطات بین این دو دانشمند، کمرنگ شود و حتی عدم حمایت انشتین از نازی ها منجر شد که او از دانشگاه کنار گذاشته شود و اجازه دریافت و ارسال نامه هم نداشت. اما در نهایت به هدف خود رسید و فرضیه خود را تایید و به نظریه تبدیل کرد. در این میان، حمایت ادینگتون از او بی تاثیر نبود. در این فیلم از زبان ادینگتون جمله ای گفته شد که خیلی تامل برانگیز بود و شاید به حوزه کاری ما خیلی نزدیک باشد. او گفت: علم مال همه است. کسی نمیتواند ادعا کند علم مال من است نه تو! یعنی تصور نکنیم اگر در حوزه ای متخصص هستیم، دیگران حق تجربه و ورود به آن حوزه را ندارند، که صد البته این امر، شرایط خاص خودش را داراست. یا اینکه اگر کتابدار هستیم و کاربران از ما منابعی درخواست کنند تصور نکنیم ما مالک ابدی منابع اطلاعاتی هستیم و نباید دیگران از اطلاعات ما و کتابخانه ما بهره مند شوند. به قول دوست عزیزم، آقای دکتر حاجی زین العابدینی، اطلاعات به اشتراک گذاشته شده، اکنون قدرت محسوب می شود. اگر دانش، اطلاعات و معرفت خود را با دیگران قسمت کردیم، قدرتمند هستیم و در تولید علم در سطح ملی و جهانی و نیز افزایش آگاهی جامعه نقش خواهیم داشت. پس، نصف مال من، نصف مال تو! البته توضیحات راجع به فیلم در ویکی پیدیا آمده است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم