کتابداران فردا

هنرنمایی کتابدارانه برای مدیر ساختمان

سال گذشته مدیر ساختمان وقتی می خواست هزینه های شارژ ماهانه را اعلام کند، با خطی خرچنگ لک لکی روی کاغذ می نوشت و میچسباند روی تابلوی ساختمان. مدتی گذشت و دیدیم که خیلی زشت است دو نفر کتابدار تاچ تایپیست باشند و این آقا اینطوری به قول امروزیها بی کلاس بازی در بیاورد. خلاصه به طور داوطلبانه- ازبس به این کارهای داوطلبانه و انجمنی علاقه داریم!- آمار و ارقام مربوط به هر واحد به صورت شکیل و مرتب تایپ شده-البته توسط همسر گرامی- و در تابلو قرار داده شد. از ان به بعد مدیر ساختمان همیشه قبل از درج اطلاعیه ها در تابلو، در منزل را به صدا در می اورد و تقاضای تایپ آنها را می نماید. ما هم با کمال پررویی، همه اخبار و اطلاعیه های همایشهای انجمن و مسابقات کتاب را در تابلو می زدیم و کسی چیزی نمی گفت. تا اینکه یک روز...

مدیر ساختمان امد و با کمی توپ پر طوری که بقیه واحدها صدایش بشوند گفت اقا با همان خط خوش، بنویس هیچکس حق نداره توی راهرو هیچی بگذاره. حتی کارتون. وسائل اضافی رو هم از پارکینگ خالی کنند. روی ایرانیتهای حیاط خلوت هم کسی اشغال نریزه. البته خداییش این آخری را راست می گفت از دستمال کاغذی بگیرید تا قوطی نوشمک، شلوار کهنه و غیره روی ایرانیتها جا خوش کرده بود! القصه یک متن بسیار مودبانه نوشتیم و از ساکنان ساختمان خواستیم که لطفاً یک سری کارها را انجام و یک سری کارها را انجام ندهند! مدیر ساختمان بعد که نوشته را دید گفت که نه این خوب نیست. باید یک جوری بنویسی که حالیشون بشه توی راهرو جای جعبه گذاشتن نیست. هرچی توی پارکینگ اضافی دارند بریزن بیرون. لطفا یعنی چی؟! هاج و واج نگاهش کردیم. واقعا چطور میشود در یک نوشته، داد کشید؟! در هر صورت، با کمی اصلاحات در متن، سعی کردیم ادب کتابدارانه نیز رعایت شود. اما..یک هفته از درج این اطلاعیه گذشته، شما از این دیوار بغل دستی خقیر حرکتی دیدید، از اجرایی شدن فرامین مدیر ساختمان همینطور!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم