کتابداران فردا

از روزنامه دیواری تا buzz بازی!

دیشب تا حدود ساعت هشت، در دبیرخانه ادکا بودیم و اکثر ادکایی ها جمع بودند. شور و هیجان فراوانی برای برنامه ریزی همایش چهارم ادکا بود که امسال قرار است در اصفهان برگزار شود. خلاصه هرکسی مشغول مرور وظایفش بود تا همه چیز مرتب انجام شود. یکی از پوسترهای همایش را لوله کردیم و با خود بردیم تا فردا روی تابلو دانشکده نصب کنیم. صبح داخل مترو، پوستر لوله شده را نگاه می کردیم. بی اختیار یاد دوران ابتدایی و راهنمایی افتادیم که چقدر تهیه روزنامه دیواری بین دانش آموزان آن زمان رواج داشت و هر تیمی رقابت می کرد تا تابلوی اعلانات مدرسه را با روزنامه دیواری خودش تصاحب کند و چند روزی بچه ها مشتری روزنامه اش باشند.لذت بخش ترین لحظه آن موقعی بود که عده ای زیادی مقابل روزنامه دیواری تیم کاری شما جمع شده بودند و مشغول خواندن مطالبش بودند. چقدر تهیه مقوا، و تنظیم ستونها سخت بود. یادش بخیر با ترس و لرز نوشتنها که مبادا بد خط شود، مبادا خط خوردگی داشته باشد و مبادا جوهر روی زمین بریزد. سالها بعد جای این روزنامه دیواری را نشریات دانشجویی گرفتند و مدتی بعد، هم وبلاگها و باز و امثالهم. فردا هم معلوم نیست چی پیش آید. همه این موارد برای این است که اساساً بشر دوست دارد اطلاعاتش را حالا هر قالبی که هست، با دیگران قسمت کند و بقیه هم از آن بهره ببرند. وقتی انسان خود را مالک مطلق اطلاعات خود  نمیداند، و سعی میکند آن اطلاعات را با دیگران قسمت کند، بیشتر احساس اجتماعی بودن به او دست می دهد. بیشتر می آموزد و بیشتر تجربه می اندوزد. به این ترتیب، نقش بیشتری در سرمایه گذاری علمی و تولید اطلاعات خواهد داشت. حالا این اشتراک دانش و اطلاعات میتواند در قالب تهیه یک روزنامه دیواری باشد، خواه یک کارگاه آموزشی باشد خواه استفاده از رسانه های اجتماعی باشد. مهم این است که ارتباط برقرار شده و اطلاعات به اشتراک گذاشته شده است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم