کتابداران فردا

حدیث تکراری ما چگونه ایم؟

چندی پیش، هنگام غروب سوار اتوبوس خط...بودیم و رهسپار منزل. راننده اتوبوس با رئیس خط سر چند دقیقه دیر رسیدن بحثش شده بود و بعد با عصبانیت، اتوبوس را که فقط سه تا چهار مسافر داشت به حرکت درآورد. در طول راه مرتب با خود غرولند میکرد که: از پنج صبح بیدار میشم برای چندرغاز؟! آخرش هم اینجور زیرآب آدم رو می زنن! خلاصه به زمین و زمان و عابر و راننده هر چه از دهانش میرسید میگفت که آدمیزاد از شنیدنش آب میشد میرفت توی زمین! مدتی را هم در یکی از ایستگاهها معطل کرد تا کاملاً سروصدای مسافرها بلند شد و وقتی اتوبوس تا حلقوم پر از مسافر شد حرکت کرد. به هر مسافری هم یک طعنه ای میزد. کمی که گذشت، نمیدانیم چه اتفاقی روی داد که صدایش کمرنگ و کمرنگ تر شد و تا اینکه ساکت شد و بعد صدایش لحن دیگری پیدا کرد. صدایش شنگول شد و بعد هم برای خود به وسیله تلفن همراهش، ترانه هم گذشت و کم کم با مسافران هم شوخی میکرد و میخندید. به همین راحتی بعد از یک بحران و عصبانیت شدید، آرام شد و کارش را انجام داد. مسافرها هم زیاد به اخلاقش کاری نداشتند. مسیر خود را میرفتند و بعد کرایه خود را میدادند و دیگر هیچ.

حال بیایید در مقام مقایسه، خود را در جای این راننده اتوبوس بگذاریم ولی در نقش کتابدار. به هر حال آدمیزاد هستیم و همیشه هم قرار نیست خوشحال و سرحال و قبراق باشیم. به هر دلیلی ممکن است از یک رویداد غیر منتظره یا ناراحت کننده، از حالت عادی خارج باشیم و واکنش های نامناسبی داشته باشیم. برخورد نامناسب یک راننده اتوبوس یا افراد مشابه آن، تاثیر زیادی روی ریزش مشتریانش ندارد. چون این راننده، میتواند با صدها مسافر مختلف تعامل داشته باشد و چون مردم هم اتوبوس یا هر وسیله نقلیه عمومی را یک وسیله ضروری میدانند، علیرغم اینکه گاهی هم برخورد نامناسب ببینند باز هم از آن وسیله استفاده می کنند. البته این امر ممکن است شامل هم افراد هم نشود و با اصل مشتری مداری منافاتی ندارد. اما کتابخانه، نهادی است که هر واکنش نامناسب ما به هر دلیلی که باشد می تواند منجر به ایجاد شکاف بین مخاطبان و کاربران ما و کتابخانه باشد و افزون بر این، بر اجتماع نیز اثری سوء می گذارد و تبعات نامناسب و جبران ناپذیری خواهد داشت. گاهی باید از دیدن سوء رفتار دیگر صنفها، به خود بیاییم و بیشتر مراقب برخورد خود با کاربرانمان باشیم. هرچند این مطلب بدیهی و تکراری بود لیکن به نظر رسید بد نیست گاهی به خود تلنگری بزنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم