کتابداران فردا

بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه...

امروز آزمون های پایان نیمسال شروع شدند. اولین آزمون، درس آشنایی با کتابخانه و کتابداری بود. خوشبختانه دو هفته پیش سوالات را تایپ کرده و به مسئول آموزش دانشکده داده بودیم و آنها نیز زحمت تکثیر سوالات را کشیده بودند. ده سوال تشریحی که هرکدام سه چهار بخش داشت. وقتی سر جلسه سوالات را مرور می کردیم یک لحظه تنمان لرزید! طفلکیها! ترم اول با چه کسی سروکارشان افتاده. حالا باید بنشینند و دو ساعت فکر کنند و بنویسند. سوالات سخت نبود و دیدگاههای آنها را می طلبید. خیلی آرام و بی صدا نشستند و به سوالات پاسخ دادند و رفتند. بعد از آزمون، به اتاق رفتیم و مشغول کارهای روزانه شدیم. امروز، دانشکده خلوت تر و ساکت تر از همیشه است. سروصدایی نیست. مراجعه کننده ای نیست. سکوت ملس موج می خورد. برای شکستن سکوت اتاق، سایت رادیو نمایش را باز کردیم. آرام آرام مشغول انجام کارهای فوق العاده عقب افتاده شدیم و در عین حال از نمایش ها لذت بردیم. اول، فارسی شکر است از جمالزاده، دوم زندگی حکیم نظامی و حالا هم زندگی سهراب..گفتیم شاید بد نباشد شما نیز در این احساس خوش، شریک باشید. روی کلمه سهراب کلیک کنید تا نمایشها را بشنوید. یاد روزهای دبیرستان افتادیم که در روزهای جمعه، برای حل کردن تمرینات جبر و مثلثات، همزمان قصه ظهر جمعه را هم گوش می کردیم! بی جهت نبود که هیچوقت نمره دروس ریاضی از چهارده فراتر نمیرفت! بگذریم! برسیم به کارهایمان که دی تمام شد و هنوز کار بزرگ را تمام نکردیم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم