کتابداران فردا

این نمره های عذاب آور

  باز هم آخر ترم شد. باز هم زمان امتحانات و سخت ترین کار که دادن نمره به دانشجویان است. همیشه سعی مان بر این بوده که ملاک نمره نهایی دانشجویان فقط برگه امتحانی آنها نباشد. ارائه های کلاسی، حضور فعال در کلاس و مشارکت در بحثها و نیز انجام کارهای مربوط به انجمن های علمی، مجموع نمرات پایان ترم دانشجویان را مشخص میکردند. ولی..با این وجود هنگام ثبت نمره دست آدم می لرزد که نکند این نمره که داده میشود بیشتر یا کمتر از حقش باشد؟ تازه بعد از نمره دادن هاست که ترکشها شروع میشود و موج اعتراضات به نمره ها که جاریست و توقعهایی که عجیب و غریب اند گاهی! از دانشجویانی که در کلاسها سکوت را پیشه خود کرده اند تا فعال ترینشان توقع نمره بالاتری دارند و گاهی خیلی سخت است بگویی همینی که هست! حقت همینه! اصرار بیشتر نکنید! و  البته گاهی هم ساده. گاهی فکرمیکنیم که کاش برگه ها اسم نداشتند تا ندانید برگه ای را که صحیح میکنید از آن کیست. مثل داوری مقالات. شاید سوگیری کمتری در برداشت. 

البته یکی دوسال است که وضعیت بهتر شده! دقت بیشتری در ارائه نمرات نهایی میکنیم. قبلاً ضریب اشتباهات خیلی بالا میرفت. طوری که یکبار به دانشجویی که نمره اش یازده شده بود اشتباهی 19 دادیم و او چقدر شادان و مسرور که که چه نمره ای از درس سه واحدی گرفته! تعجبمان در این است که چرا وقتی این حالت پیش می آید کسی به نمره اش اعتراض نمی کند؟! 

خاطره: در دوران راهنمایی، از درسی نمره عالی گرفته بودیم. نفر بغل دستی نیمکت، از روی هرچه که اسمش را بگذارید داشت برگه ام را نگاه می کرد و بعد نمرات را جمع زد. بعد بلند گفت اااا! اینجا نمره نمره اضافه داده بهت! بدو برو بهش بگو! کاملاً ساده لوحانه نزد معلم رفته و ماوقع را شرح دادیم. از پشت عینکش نگاهی معنادار کرد و گفت: برو مهم نیست! 

توصیه به هم نسلان: به طور مطلق به خود در هنگام نمره دادن اعتماد نکنید. گاهی شاید لازم باشد همه جوانب را بررسی کنید که نکند فلان ارائه یا فعالیت اضافی دانشجویان را فراموش کردید. اگر دانشجویان چند بار ایمیل زدند که دوباره برگه شان و فعالیتهایشان را بررسی کنید حتما این کار را بکنید! شاید یادتان رفته باشد برگه های دیگرشان را بخوانید! شاید فراموش کردید سه تا ارائه داشته. شاید نمره 5 آنها شد پانزده! این نمره ها! نمره های همیشه عذاب آور که از دبستان تا به حال ما را رها نمیکنند!

بی ربط: نمی دانیم این پسرک سه ساله همسایه چه میخواهد که همه خواسته هایش را با فریاد نشان می دهد! ای کاش یک واحد آپارتمانها را به کتابخانه اختصاص میدادندتا دیگر پسر بچه های سه ساله همسایه، خواسته هایشان را به فریاد به والدینشان حالی نکنند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم