کتابداران فردا

قلمه بزن و تکثیر شو

امروز در حال سوار شدن اتوبوسهای بی آر تی به سمت دانشگاه بودیم که احساس کردیم یکی هلمان میدهد اول به روی خودمان نیاوردیم ولی دیدم این هل، بیشتر و باشدت صورت میگیرد. از آنجایی که خیلی بدمان می آید کسی هلمان بدهد، تندی برگشتیم و گفتیم که : آقا! لطفاً هل نده! که دیدیم چهره خندان آقای سیروس داودزاده پشت سرمان است! خلاصه با خنده و احوالپرسی سوار اتوبوس شدیم. پس از صحبتهای معمول، در زمینه ارتباط بین گروههای آموزشی و بدنه حرفه که همانا کتابخانه ها هستند و در رشته ما صنعت محسوب میشود بحث کردیم. اینکه ارتباط بین گروهها و کتابخانه ها باید بیشتر باشد. تربیت دانشجو صرفاً وظیفه تمام و کمال گروههای آموزشی نباید باشد. بلکه باید آنها را به سوی بازار کار که میتواند شامل کتابخانه ها و فعالیتهای تجربی پروژه ای باشد سوق داد. یعنی به قول خانم انصاری که در مراسم بزرگداشت دکتر حری گفته بودند باید خود را قلمه بزنیم تا تکثیر شویم و تکثیر شده های ما، بهتراز ما باشند، هر کس در هر حوزه ای که هست چه آموزش، چه پژوهش و چه کار حرفه ای باید تلاش کند تا اثرگذار باشد.

چه به این لحاظ که یک فرایند نظریه ای یا فکری را تولید و وارد کند، چه به لحاظ اینکه دانشجویان متخصص و با علم، تربیت کند و چه به لحاظ اینکه نیروهای مستعد و علاقه مند و آگاه را جذب کند تا بتوانند به لحاظ حرفه ای و عملی نیز در رشته حرفهای اساسی برای گفتن داشته باشند. لازمه این کار، ارتباط نزدیک دانشگاهها و کتابخانه هاست. این شکاف نباید اتفاق بیفتند که در آینده به ضرر خودمان تمام میشود. انجمن یکی از عواملی است که میتواند در نزدیکی این دو مکان و تانیس آنها، نقش اساسی داشته باشد. برگزاری همایشها و نشستها مناسب با نیازهای آموزشی و عملی و نیز کارگاههای پربار، از جمله فعالیتهایی است که انجمن به عنوان واسطه میان دو نهاد علمی و حرفه ای میتواند صورت دهد و تلاش خود را در این زمینه ارتقاء دهد. گفتگوی ما با رسیدن به مقصد به خداحافظی منجر شد. ولی این مقال، باز است و هرگز بسته نخواهد شد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم