کتابداران فردا

بمب خبری سیزده به در!

روز گذشته، پس از پایان مراسم خاک سپاری یکی از اقوام در بهشت زهرا، که انشاله روحش قرین رحمت الهی باشد، هنگامی که بعدازظهر به منزل بازگشتیم، در حال بررسی همزمان چندین سایت خبری بودیم که ناگهان در تیتر خبری فلان سایت که تا حالا هیچ خبری راجع به کتابداران و کتابخانه ها نگذاشته، دیدیم که نوشته: سرانجام نام کتابداری، تغییر یافت. با عجله خبر را خواندیم. از شدت تعجب، چشمانمان به قدری گرد شد که نزدیک بود به بیرون بپرند! با عجله خانم پاکدامن را صدا کردیم که خبر را بخوانند، نکنند اشتباه دیده باشیم! نخیر! انگار همان بود که خوانده بودیم.

چند دقیقه بعد لیزنا را هم چک کردیم و دیدیم تیتر یک، همان تغییر نام رشته است! به قول سعید کوچولوی سابق که الان اول راهنمایی است و تازه امروز هم حوصله نداشته که برود مدرسه و دیشب تازه از سفر برگشته، جل المعلق! به مخیله مان هم خطور نکرد که باباجان تا آخر خبر را بخوان! در نهایت، هنگام چت با دکتر خسروی فهمیدیم که نخیر. این خبر بمب خبری لیزنا، قلم آقای عمرانی عزیز و  فقط دروغ سیزده است!

از آنجایی که همزمان با یکی از اقوام به صورت صوتی چت میکردیم و این خبر را شنید چنان خنده ای نثارمان نمود که ما هم با ایشان خندیدیم و مثالهای مختلفی در این باره زدیم. مثلاً ناوبر سالار، ناوبر تمام، ناوبر با تور، ناوبر بی تور! خلاصه لیزنا بعد از یک روز پرتنش، سیزده مان را به در کرد! بعد از این ریسه رفتنها، به سراغ جوجه رنگی هایی رفتیم که سرراه از دستفروش کنار پیاده رو گرفته بودیم که خانه را روی سرشان گذاشته بودند و گویی آنها هم با ما می خندیدند شاید هم خوشحال بودند که از شلوغی پارک نجاتشان دادیم! البته خوشحالیشان چندان دوام نیاورد. همین چند دقیقه قبل که وارد خانه شدیم یکی را مرده یافتیم و دیگری را افسرده از مرگ ان یکی و درحال بدرود حیات! جوجه بزرگ کردن اصلاَ به ما نیامده!  خلاصه امروز عجله برخی سایتهای خبری در کپی برداری خبر نزدیک بود کار دستمان بدهد. برخی اساتید در دانشکده با لبخندی سرشار از معنا میگفتند: اسم رشته تان هم که عوض شده انگار! خیلی طول نکشید تا توجیه شدند و از اشتباه خارجشان کردیم. چون با این وجود و مهندس شدن ما، دیگر جایمان در دانشکده علوم تربیتی نبود و باید به دانشکده فنی مهندسی کوچ میکردیم! 

البته جالب است که هنوز بسیاری از کتابداران قضیه را جدی گرفته اند و پس لرزه هایش ادامه دارد. طوریکه خیلی ها ذوق زده شدندو حدس زدند حقوقشان مثل مهندسها زیاد میشود. البته یک ترانه سرای مبتذل جایی گفته: اگر او مهندسه مونوم پی اچ دی میگیروم! خیلی ها هم عزا گرفتند و در سرزنان، برای رشته شان الفاتحه خواندند. شاید این شوکی بود که بدجوری ما را به خواب انداخت یا از خواب پراند! ولی هنوز خیلی از ما خوابیم. بهار هم که حسابی خواب آور!

واقعا حقیقت دارد که وبگردی ادمیزاد را سطحی نگر بار می اورد. یک بار دقیق و شمرده و فارغ از هرگونه احساسات متن مذکور را بخوانیم خواهیم دید قضیه از چه قرار است. به هرحال این هم از بمب بهاری امسال!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم