کتابداران فردا

درس معلم ار بود...

در اتوبوس خط فلان به سمت نمایشگاه کتاب در حال حرکت بودیم و سرمان در کتاب و مشغول خواندن. ناگهان شنیدیم که چند نفرمی گویندسلام استاد! و پشت بندش صدای لرزانی جوابشان را داد. سرمان را چرخاندیم دیدیم که استادشان پیرمردی جا افتاده است. استادشان به آنها خیره شد و گفت چرا سرکلاس نیامدید؟ یکی از دانشجوها گفت ما بودیم خانمها گفتند ول کنیم بریم! استاد مربوط کانه قرقی از کیفش لیستی در آورد و اسم آن چند دانشجوی موجود در اتوبوس را پرسید. گویا برایشان علامت مثبت زده بود. بعد گفت از بقیه یکی سه نمره کم میکنم. دانشجوها عین گنجشک سروصدا می کردند. با تعجب به این صحنه و گفتگو خیره شده بودیم. دیدیم که تقریبا همه مسافران اتوبوس همین حالت را دارند و احتمالاً شعر درس معلم ار بود زمزمه محبتی... به یادشان آمده بود...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم