کتابداران فردا

یک روز آرامش بخش بارانی

دیشب پس از جلسه ای که تا هشت شب در ایرانداک درباره ادکا داشتیم، حدود ساعت ده و نیم به منزل رسیدیم و به دنبال آن، بحث درباره انجمن و ادکا ادامه داشت تا ساعت یازده و نیم که بحثها به اختتامیه خود رسید. امروز صبح، مهمان عزیزی داشتم. آقای دکتر حاجی زین العابدینی. در هوای لطیف و مخملی که نم نم باران زیباترش می کرد، گپ و گفتی از این طرف و آن طرف داشتیم. در این هوای پاک، گفتگو با یک دوست، همراه با یک فنجان نسکافه داغ می چسبد. باید قدر این آرامش را دانست. یاد روزهای گرم اهواز افتادم که لحظه ای بی کولر گازی نمیشد زندگی کرد. یاد آن روزی که هوس کردم در گرمای تیرماه از دانشکده تا سازمان مرکزی را پیاده بروم، چون حوصله منتظر بودن برای سرویس را نداشتم و بعد روز بعد، در راهروی دانشکده، ولو شدم و دیگر هیچ! با دکتر زین العابدینی عزیز، یادی از آن روزها کردیم. امروز بعد از ظهر جلسه نخست داوری همایش ادکا برگزار میشود. باید دید قرار است چکار کنیم! چون هنوز چکیده ها را ندیدیم. اگر مشکلی نیاید فردا دانشگاه نمی اییم. یک روز تعطیل و رتق و فتق امور عقب افتاده منزل. چهارشنبه هم انشاله بعد از دانشگاه باید به رادیو برویم و بعد از آن هم جلسه همایشهای فصلی انجمن. پنجشنبه و جمعه هم که دربست برای خانواده! البته همه اینها به شرط حیات!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم