کتابداران فردا

اطلاعات گمراه کننده!

اگر متروسوار حرفه ای هستید، حتماً دیگر موقع سوار شدن به قطار، همه چیز را میگذارید کنار و قاطی جمعیت پرتاب میشوید داخل! اگر مواقعی که ایستگاه خیلی شلوغ میشود! یا اینکه سعی میکنید در ساعتهایی که ازدحام کمتر است از مترو استفاده کنید و به سرکار یا هرجای دیگر بروید. اما نکته ای که میخواهم عرض کنم به مترو ربط دارد ولی جور دیگر. قرار نیست همیشه اطلاعاتی که دریافت میکنیم به صورت مکتوب یا مضبوط باشد. گاهی بوی سوخته غذا، به ما این اطلاعات را میدهد که غذایی در آشپزخانه ما یا در منازل همجوار دچار نابودی شده است. یا اینکه صدای بوق یک تاکسی نشان از این اطلاعات دارد که مسیر من مستقیم است. آیا سوار می شوی؟ و اگر سوار میشوی لطفاً پول خرد هم همراهت باشد و لطفاً در را هم آهسته ببند. یا نصفه نیمه کار کردن یک لامپ نشان میدهد که این وسیله دیگر عمر خود را کرده است. ما این اطلاعات را کسب میکنیم بدون اینکه مقاله یا کتابی بخوانیم. اما این قضیه ها چه ربطی به مترو داشت؟! عرض میکنیم.

بسیاری از اوقات پیش آمده است که مسافران، با شنیدن صدای پله های برقی فریب می خورند. به خصوص مسافرانی که عجله دارند زودتر سوار شوند تا زودتر به سرکار خود برسند. این مسافران از آنجا که نسبت به صدای قطار، شرطی شده اند، به محض اینکه کارت خود را می زنند و از دروازه عبور میکنند، با شنیدن صدای پله های برقی، تصور میکنند که قطار آمده و مسافت تقریبا سیصد متری را چنان خیز بر میدارند و میدوند که آدمیزاد تصور میکند برای مسابقات المپیک 2016 خود را آماده میکنند.این رفتار، بسیار جالب است. یعنی میتوان ذهن به قدری درگیر این است که فرد خود را با عجله به مقصد برساند که توجهی نمیکند این اطلاعات صوتی که به او می رسد، بدون نیت قبلی، گمراه کننده است. یعنی اینکه همیشه اطلاعات گمراه کننده دریافتی ما با نیت قبلی و هدف، ارسال نمیشود. پدیده های اطراف ما موجب میشوند تا در اطلاع یابی، سرگردان شویم. این موردی هست که بد نیست در اطلاع یابی های خود به آن توجه کنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم