کتابداران فردا

آب انبار: سرشار از آموزه ها

چند وقت پیش، کتاب هفته را ورق می زدم. به طور مختصر درباره تازه ترین کتاب هوشنگ مرادی کرمانی، یعنی آب انبار، توضیحاتی نوشته بود. مشتاق شدم که ببینم بعد از کتاب ناز بالش، این اثر چه حرفی برای گفتن دارد. تا اینکه هفته گذشته قبل از شروع جلسه مشترک کمیته های انجمن در ایرانداک، کتاب را خریدم و حریصانه شروع کردم به خواندن.این اثرش با کتابهای قبلی، تفاوت بسیار داشت. لحن و متن شبیه متون و نثرهای قرنهای هفتم و هشتم هجری بود و حال و هوای آن دوران را نشان می داد. قصه آب انبار حول یک مکتبخانه، شاگردان و شیخ مکتبخانه می چرخد و در واقع با این حکایت شروع میشود که شیخ از درون مکتبخانه، صدای پارس سگ می شنود وچون گام در مکتبخانه می گذارد می بیند شاگرد فقیر برای خوردن نان و حلوای شیرین از دست شاگرد تاجر، عو عو میکند و با در آوردن ادای سگ، حلوا طلب میکند. شیخ بسیار ناراحت میشود و قضیه را با پدران هر دو شاگرد در میان می گذارد.

کتاب آب انبار، کتابی است که خواننده با خواندنش، به خود نهیب می زند. در می یابد که باید در پاره ای اوقات، لباس کبر و غرور را به دور افکند. همچنانکه پدر ثروتمند، شیخ این داستان و حاکم با حلوا فروشی و سقا شدن در بازار چنین می کنند. در بخشی از این کتاب از زبان جوجه فرضی درون تخم مرغ گفته شده که: سخن کودک را باید شنید، هرچند خام و ناپخته باشد.

یا در جایی دیگر، وقتی از پسرک فقیر میخواهند حلوایی را به رایگان بگیرد می گوید: پدرم به من آموخته هرگز چیزی به رایگان از کسی نگیرم. یا در جایی دیگر: برای بزرگ کردن خود، دیگران را نباید کوچک کرد.

حکایتهای متوالی این کتاب جدید از هوشو، خواندنی برای همگان و قابل تأمل است تا گاهی به خود بیاییم که برای پر شدن، باید اول خالی شد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم