کتابداران فردا

درسهایی از یک جلسه دفاع از پایان نامه

امروز در دانشگاه الزهرا بودم. دانشگاهی که قرابت فامیلی هم با آن داریم! جلسه دفاعیه یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد بود و نخستین تجربه داوری پایان نامه در این دانشگاه. تقریباً از سه هفته پیش که دانشجوی مذکور، پایان نامه را ارائه داد سعی کردم با دقت همه قسمتهایش را بخوانم و تصمیم گرفتم که در جلسه دفاع، اصلاً اسمی از نکات ویرایشی نیاورم و فقط در متن رساله اش، علامت بگذارم.

ده دقیقه ای زودتر رسیدم. پدر و مادر مدافع رساله، نگران و مضطرب در سالن نشسته بودند. آقای دکتر غائبی، استاد راهنما، آمدند. مثل همیشه سرشار از انرژی مثبت و نیکی. کمی صحبت کردیم. به خصوص در مورد اینکه، تجربه و سابقه کاری در کتابخانه عامل مهمی در ادامه تحصیل دانشجویان کتابداری در مقاطع بالاتر  است و باید به  این نکته توجه شود. از ایشان کمی خجالت می کشیدم. همین دو سال پیش بود که برای پرسش در خصوص راهنمایی خواستن در زمینه روش آماری پایان نامه ام به ایشان مراجعه کردم و دکتر غائبی با روی گشاده، وقت گذاشت و پاسخم را داد. حالا باید پایان نامه ای را داوری می کردم که استادم، سمت استاد راهنمای آن را داشته!

کم کم آقای دکتر رضایی شریف آبادی و خانم دکتر برادر هم آمدند و جلسه شروع شد...

خانم دانشجو، پایان نامه اش را ارائه کرد و نوبت به داوری کارش رسید. از اساتید اجازه گرفتم و شروع کردم. ده دقیقه بعد بحثها تمام شد و نوبت به آقای دکتر رضایی شریف آبادی رسید. هر چه بیشتر می گذشت، بیشتر سعی می کردم که یاد بگیرم. قبلاً وقتی به عنوان یک دانشجوی رسمی در جلسات دفاع بودم، سعی میکردم نقاط ضعف ارائه را شناسایی کنم تا خودم هنگام ارائه مشکلی نداشته باشم ولی حالا قضیه فرق میکرد. این جلسه برایم حکم یک کلاس آموزشی را داشت. مواردی که آقایان دکتر رضایی شریف آبادی مطرح کردند، تحلیلی که روی نکات داشتند و عمق نگاه به پایان نامه، همگی تجربه ایشان را نشان میداد. همینطور صحبتهای دکتر غائبی و دکتر برادر، طعم خضوع علمی و نیز حمایت از دانشجویی را می داد که بیش از شش سال از دوران کارشناسی با او بودند. شاید نخستین بار بود که از این دید به یک جلسه دفاع نگاه میکردم و حس عجیبی داشتم. حسی برای آموختن...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم