کتابداران فردا

این حدسهای کمتر فرهیخته

خبرگان حوزه روش تحقیق میدانند که یکی از بدوی ترین گامها برای انجام یک پژوهش رفتن به سوی یک فرضیه است. فرضیه هم، یک حدس فرهیخته است که میتواند محقق را در شناسایی و بعدها حال مساله یاری کند. تا اینجای کار، آکادمیک و علمی است و کمتر مورد استفاده عوام واقع میشود. چون هدف، انجام یک تحقیق یا تولید یک محصول است. اما، در اماکن عمومی نظیر مترو، اتوبوس، دانشگاه، صفهای مختلف،و غیره که به محیطهای اطلاعاتی شهره هستند میتوانیم در نوع عام تر حدسهایی را شاهد باشیم که بعضاً نافرهیخته یا کمتر فرهیخته هستند ولی تأمل در آنها میتواند جالب باشد.

دیروز عصر هنگامی که قصد بازگشت به منزل را داشتم، یک بی آر تی خالی به ایستگاه رسید و جمعیتی  که در عطش صندلی های خالی بودند، صبورانه در صفوف در هم فشرده به فضاهای خالی هجوم بردند. همه منتظر بودند که اتوبوس حرکت کند ولی این اتفاق رخ نداد. فرض اول همه، این بود که راننده منتظر چند مسافر دیگر است که این فرضیه تایید شد! ولی انتظار مسافران برای حرکت اتوبوس بیش از حد شد. شاید نزدیک به ده تا پانزده دقیقه اتوبوس توقف کرد و اتوبوسهای دیگر هم پشت سرش معطل بودند. کم کم داد و فریادها و بعد غرولندها شروع شد که آهای!کجایی؟! برو دیگه! جا نیست! خوابت برده مگه؟!

از اینجا بود که کم کم حدسهای نافرهیخته یا کمتر فرهیخته مسافران شروع شد! یکی میگفت: خوابش برده. دیگری گفت: میخواد اتوبوس تا خرخره پر بشه. بعدی گفت: نه بابا! دزد بوده! اتوبوس رو دزدیده آورده اینجا ول کرده و در رفته! دیگری گفت:...! نفری دیگر: (گلاب به رویتان!) رفته سرویس بهداشتی! حتما ناهار چیز بدی خورده معده اش درد گرفته!

خلاصه این حدسهای گوناگون، ادامه داشت و پایانی برای آنها نمیرسید تا سرانجام راننده اتوبوس که معلوم هم نبود کجاست رسید و با سرعت هرچه تمامتر حرکت کرد و همه فراموش کردند که فرضیه های خود را به محک آزمایش بگذارند و دهها سوال و حدس که در اذهان ماند و فراموش شد! توجه به محیطهای اطلاعاتی اطرافمان میتواند به ما نشان دهد که بخش اعظمی از اطلاعات جالب و حتی مورد نیاز خود را میتوانیم از همین محیطها دریافت کنیم. شاید سوژه یک پایان نامه شد یا یک یادداشت در یک وبلاگ!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم