کتابداران فردا

کتابدارانی از کویر

پنجشنبه هفته قبل، برای شرکت در مراسم دانش آموختگی کتابدارانه دانشجویان دانشگاه سمنان، رهسپار مهدیشهر شدیم. هرچند خیلی دیر حرکت کردیم و بین راه نیز لاستیک خودرو دچار پنچری شد ولی به سی دقیقه انتهایی برنامه رسیدیم. دوستان عزیزمان، آقای معرفت و خانم صابری هم در مراسم حضور داشتند. آقای معرفت مثل همیشه با وقار و خنده رو، گفتند که بچه ها برنامه را کش دادند تا ما برسیم. خیلی دلمان برایشان سوخت که این همه وقت معطل شده اند. بچه ها برنامه هایشان را اجرا کردند و خاطره هایشان را تعریف کردند و اساتید هم صحبتهایشان را انجام دادند و برنامه به خوبی و خوشی تمام شد و وقت کیک خوران آخر مراسم رسید و دانشجویان به رسم دانش آموختگی کلاه های خود رابه هوا پرتاب کردند.

کلیپی از دوران تحصیل خود درست کرده بودند. یاد کلاسهای سازماندهی یک و دو و مرجع شناسی عمومی لاتین افتادم. انگار این گروه از دانشجویان خود بخود انرژی منتقل میکردند. با اینکه چهارشنبه شب به مهدیشهر می رفتیم و پنجشنبه ها از هشت صبح تا پنج عصر یک سره کلاس بودیم و بعد هم با نگرانی که به قطار می رسیم یا نه خسته و کوفته ساعت یک بامداد به منزل می رسیدیم ولی روز بعدش اصلاً خسته نبودیم. دوران طلایی کوتاه ولی سرشار از تجربه و انرژی بود.

در محوطه دانشکده، زیر آسمان نیلی و در هوای پاک، با دوست عزیزم آقای معرفت گپ میزدیم و از دوران اهواز، و وضعیت حال صحبت میکردیم. دوران دوست داشتنی و خاطره  انگیزی بودند. هم روزگاری که با هم در اهواز بودیم و گاهی در کنار کارون قدمی میزدیم و هم دو سالی که همراه دوستان در سمنان بودیم. برای همه این عزیزان آرزوی سلامتی و سعادت داریم. حدود ساعت چهار و سی دقیقه مهدیشهر را به مقصد تهران ترک کردیم و بعد از حدود سه ساعت به تهران رسیدیم ولی هنوز خسته نبودیم. به خاطر این دوست داشتنی های کویر...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٥٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم