کتابداران فردا

همایش 5

اولین بار که به همایش ادکا رفتم پاییز 1386 بود. مقاله ای با خانم پاکدامن و خانم دکتر مرادی در خصوص پادکستها داشتیم. از اهواز با قطار خودم را به تهران رساندم تا در همایش باشم. البته با چند تا دانشجویان اهوازی بودیم. متاسفانه اسمشان خاطرم نیست ولی چهره شان مقابلم هست. جالب اینجا بود که تاکسی دربست ما را اشتباهی برد خیابان سی تیر و فکر کرده بود کتابخانه ملی هنوز همانجاست. خیلی دیر رسیدیم! درست زمان ناهار. ادکاییان چه جنب و جوشی داشتند. از آقای اکبری بگیرید تا خانم مهدیان و خانم پاکدامن و خانم اکثری و نیکومنظری و بقیه. دو روز همایش باشکوهی برگزار شد و واقعاً لذت بردیم.

به همین ترتیب، همایش دوم در سازمان اسناد، همایش سوم در شیراز و همایش چهارم اصفهان برگزار شد که این آخری، خاطره تلخی برایمان به جا گذاشت که همان شکستن پای خانم چیت ساز بود و شیرینی شرکت در همایش را برای همه تلخ کرد. خلاصه طی این چهارسال، اثرگذاری مثبتی را ادکایی ها داشتند و امسال به پله پنجم خود رسیده اند. امروز که در این هوای بارانی کارگاه کارآفرینی درحال برگزاری است و فردا هم که همایششان برگزار میشود. خیلی دوست داشتم در  این همایش حضور داشتم ولی..ظاهرا نمیشود. کارها و گرفتاریهای جدید که البته در عین سنگین بودن، لذت بخش هستند اجازه حضور در همایش را نمیدهد. شاید به آخرهای همایش برسم. به هرحال، برای این جوانها پرشور، آرزوی توفیق و سلامتی دارم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم