کتابداران فردا

کتابفروشی باغ ملک

دیروز، فراغتی دست داد تا به اتفاق دوست عزیزمان، آقای دکتر حاجی زین العابدینی، به کتابفروشی باغ ملک برویم. قبلاً از آقای محمدی، مدیر نشر چاپار، وصف این کتابفروشی را شنیده بودیم و چون در مرکز خرید ولنجک و تقریباً نزدیک محل کارمان قرار دارد، با هم به این کتابفروشی رفتیم. محیط آرامش بخش و آرام و دنج، مثل همه کتابفروشیها در یک مرکز خرید که قیمت اجناس، چشم آدمیزاد را گرد میکند!

آقای ملک، صاحب کتابفروشی، بسیار خوش مشرب و با صفا، از علاقه و عشقش به کتابفروشی می گفت. اینکه در این کار، سود مادی نیست و فقط، باید عشق به کار داشت و واقعاً هم حق داشت. چرخی در کتابفروشی زدیم و دیدیم چندان نظمی در کتابها نیست. دلیلش را جویا شدیم. آقای ملک ابراز داشت که در کار فروش کتاب، اگر نظم خاصی رو کتابها حاکم نباشد، مشتری میتواند سایر منابعی که شاید در موضوعی دیگر به دردش میخورند به طور اتفاقی پیدا کند که با اصل سرندیپیتی در یافتن اطلاعات، همخوانی دارد. شاید در مورد یک کتابفروشی کوچک صدق کند. مدتی نشستیم و گپ زدیم و از خاطراتش گفت که از بچگی آرزو داشته در کار کتاب و کتابفروشی باشد و حالا در میانسالی به آرزویش رسیده. خلاصه دیروز روز خوبی را در کتابفروشی سپری کردیم و قرار شد بعداً بیشتر به آنجا سربزنیم. تصاویر این کتابفروشی هم در فوتوبلاگ کتابداران ایران قابل مشاهده است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم