کتابداران فردا

او برای اینکار تربیت شده بود

صلات ظهر است و حسابی گرسنه اید. تصمیم میگیرید پس از یک پیاده روی مبسوط، به رستورانی بروید و خستگی را در کنید. پس از جستجوی چشمی، بالاخره یک مکان مناسب را می یابید. به محض اینکه در رستوران را باز میکنید یک نفر با خوشرویی به شما خوشامد میگوید و به استقبالتان می آید. اولین موج مثبت به شما اصابت میکند. میگوید که کجا میل دارید بنشینید؟ مکانی را انتخاب کرده می نشینید. با احترام، برایتان منو را می آورد و صبر می کند تا غذای دلخواهتان را انتخاب کنید و سرانجام غذا را می آورد و می پرسد اگر مورد دیگری لازم دارید بفرمایید. شما مشغول تناول و صحبت می شوید. هر چند او مشغول کار دیگری است ولی حواسش به شماست که اگر کاری با او داشته باشید سریع بیاید. سرانجام در آستانه ترکیدن، صورتحساب را طلب میکنید. از رفتار او خوشتان آمده و انعامی هم پرداخت میکنید. او شما را تا آستانه در هدایت و از شما خداحافظی گرمی میکند. در راه از او تعریف میکنید و اینکه حتماً دوستان خود را برای آمدن به این رستوران تشویق کنید.

بیاییم و  این مورد را با حوزه کتابخانه مقایسه کنیم. درست است که در قبال خدمتی که ما کتابداران انجام میدهیم مشتری به ما انعامی نمیدهد و بعضاً طلبکار هم هست و حتی حاضر نیست در مقابل خدمتی که دریافت میکند تشکر کند، ولی اصولی هست که خود ما گاهی اوقات یا فراموشمان میشود به آن عمل کنیم یا اینکه اصلاً بسیاری از ما برای این کار تربیت نشده ایم که مشتری را جلب کنیم. یعنی از ابتدای ورود مشتری به کتابخانه تا زمانی که میخواهد از آن خارج شود همراهش باشیم. واقعاً ارزشش را دارد که کمی بیشتر از وقت و هزینه خود را بگذاریم. هرچند شاید در انتهای روز خسته و نالان باشیم ولی تجربه نشان میدهد که حتماً این رویه ارزشمند خواهد بود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم