کتابداران فردا

پیپ پسر شجاع و نقش آن بر یک کتابدار آینده

در اینکه برنامه های تلویزیونی در آموزش کودکان و نوجوانان، اثرات قابل توجهی دارند هیچ شکی نیست. یکی از این محملها کارتونهای جور و واجور است که می تواند بر کودکان اثرات آموزشی مثبت یا حتی مخرب داشته باشد. قرار است طی یکی دو جلسه آینده برای کلاس درس مقدمات تکنولوژی آموزشی، دو نفر از دانشجویان درباره نقش کارتون در آموزش صحبت کنند که به نظر موضوع جالبی می رسد. کتابخانه ها هم می توانند غیر از تهیه منابع چاپی مختلف، با گردآوری کارتونهای مناسب کودکان، کتابخانه را به محلی برای جمع شدن کودکان و کسب اطلاعات از طریق کارتون، تبدیل کنند. بی مناسبت نیست یکی از اثرات کارتون را در دوران کودکی نگارنده  این سطور مطرح کنم!

خوب خاطرم هست که حدود چهار یا پنج ساله بودم که کارتون پسر شجاع را عصرها میدیدم. برایم خیلی جالب بود که پدر پسر شجاع، چرا پیپ به دهانش هست و پدر خودم، پیپ ندارد؟! یک بار از پدرم پرسیدم چرا پیپ نداری بابایی؟! باید بابای من هم پیپ بکشه! و از آنجایی که یک ته تغاری بسیار لجوج بودم، پا را در یک کفش کردم که باید بابای من پیپ بکشه! تا اینکه برای اینکه ساکتم کنند روزی رفتیم به پاساژ بحرینی ها که در حوالی چهار راه زند شیراز بود. یکی از دوستان پدر، آنجا مغازه ای داشت. پدر گفتند که از پشت ویترین پیپها را انتخاب کن! با خوشحالی یکی را انتخاب کردم. نمیدانم چه اشاره هایی بین پدر و دوستش رد و بدل شد. پدر کمی پیپ را به دهانش گذاشت و من گفتم همین خوبه! همین را بخریم! خلاصه اینکه به هر بهانه ای بود پدر پیپ را پس دادند و از مغازه خارج شدیم. تمام راه تا خانه را گریه میکردم که چرا پدر، پیپ برای خودش نخریده تا مثل پدر پسر شجاع بشود! خلاصه، به خانه که رسیدیم و ناهار را خوردیم، برایم یکی از داستانهای ((غوره)) در کیهان بچه ها را خواندند تا خوابم برد!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم