کتابداران فردا

خاطره بازی

امروز که ایمیلهایم را باز کردم، ایمیل آقای دکتر فرج پهلو را دیدم که گزارش برگزاری مراسم زنده یاد دکتر حری را به قلم آقای فرج اله نوروزی به گروه بحث ارسال کرده بودند. وقتی گزارش را که بسیار مفصل هم بود خواندم، چشمم به تصاویر پیوست افتاد. حال و هوای عجیبی پیدا کردم. آن آمفی تئاتر دکتر پاک سرشت که دو بار در آن از رساله ام دفاع کردم. همان آمفی تئاتری که ردیف دوم صندلیهایش را که پشت سر اساتید بود دوست داشتیم و آنجا می نشستیم. همانجایی که وقتی کولرش روشن میشد دلمان میخواست بخوابیم. دفاع دوستان، هفته پژوهش، انجمن کتابداری شاخه خوزستان، سخنرانی های تخصصی، آزمون ام سی اچ ای و....خلاصه تصاویر حس خاطره انگیزی را منتقل کردند.  در سالن،همه چهره ها، گرفته و غمگین بودند. از دانشجویان بگیرید تا دکتر حیدری و دکتر بیگدلی و دکتر کوکبی که شکسته تر از پیش نشان میدادند. گویی به خاطر می آوردند سالها در همین سال زنده یاد دکتر حری برایشان سخنرانی کرده، یا مشاور و داور پایان نامه ها بوده است. ایمیل دکتر فرج پهلو باز مارا برد به آن سالها. سالهای جوانی و نشاط و گرما. گرمای آموختن و پژوهیدن. باورمان نمی شوداین همه سال گذشته و باز هم آیا بگذرد یا نگذرد؟

امروز بعد از کلاس، یکی از دانشجویان با چهره ای گرفته گفت اگر خوبی بدی دیدید حلال کنید. چون تصورم بر روی شیطنتهای کلاسی شان بود خندیدم و گفتم مهم نیست! تا آمدم بقیه حرفم را بزنم ادامه داد هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد که دیگر کسی را نبینم. جا خوردم. مثل اینکه مشکلی وجود داشت. آمدم بپرسم چه شده که یکی دیگر از دانشجوها سر رسید و سوالی پرسید و آن آقا هم رفت. نگرانش شدم. دیگر ندیدمش. امیدوارم مورد نگران کننده ای نباشد....

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم