کتابداران فردا

غذا با طعم کتاب

 عصر پنجشنبه، در حال کتاب شنوی داستان کباب غاز، روزنامه خوانی و  بعد نیز مطالعه یک مجله آشپزی بودم. به سرم زده بود که شام امشب را خودم درست کنم و دنبال یک غذای راحت پخت، و راحت الحلقوم می گشتم. شیشلیک، دنده کباب، استیک، فیله... چقدر سخت است! کی حوصله دارد اینها را درست کند؟! ولش کن. همان در هم برگر ویژه خود را درست میکنم. عجب، این دیگر چیست؟! بعد از آخرین صفحه مربوط به دسرها، چشمم به تبلیغ کتاب و همینطور طرح کتاب من افتاد! یک تیتر بزرگ، عکس چند کتاب و بعد توضیحی کوتاه راجع به طرح کتاب من. ایده جالبی بود که لابلای یک مجله آشپزی، ناگهان خواننده مجله، نام کتابخانه و بحث مطالعه آنهم در چارچوب یک آگهی ساده اثر گذار مواجه شود. برای چند ثانیه جذب اگهی شدم ، سری تکان دادم و رفتم به صفحات بعدی. همین چند ثانیه برای یک خواننده کافیست تا از حال و هوای آشپزی بیرون بیاید و ذهنش به سمت کتابخانه و کتاب برود و بعد دوباره به حالت اول برگردد. به نظر، اثرگذار بود و جالب. فکر می­کردم که شاید این کار هم نوعی کتابداری اجتماعی باشد. به جای اینکه صبر کنیم مراجعه کننده­ای وارد کتابخانه­مان شود، خودمان به استقبالش برویم. در همه جا. حتی لابلای مجله ها.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم