کتابداران فردا

هفته ای که گذشت...

پرده اول

اول، هرچه فکر کردم یادم نیامد شنبه چه خبر بود؟! ولی به ناگاه خاطرم رسید که اصلاً و اساساً شنبه به مناسبت برگزاری کنکور، دانشگاه تعطیل بود و برای انجام کارهای یومیه به جای دیگری نقل مکان کردم! در مجموع، هفته پر کاری گذشت. یکشنبه، به مناسبت روز رسانه های اجتماعی، به تالار ایوان شمس رفتیم که دومین همایش رسانه های اجتماعی در آنجا برگزار می شد.

ترافیک اتوبان کردستان سبب شد تا حدود یک ساعت دیرتر به همایش برسیم ولی ظاهرا فقط دو سخنرانی تمام شده بود و به سخنرانی دکتر شکرخواه رسیدیم. دکتر شکرخواه را، که ازقضا همشهری زنده یاد دکتری حری هم هستند، به عنوان یکی از برجسته ترین اساتید حوزه ارتباطات، از دوران کارشناسی و سالهای 1379 می شناسم و همیشه وبلاگ دات ایشان را میخواندم و از مطالب جدیدش استفاده میکردم. برایم جالب بود که در آن زمان، یک مدرس دانشگاه چطور با دانشجویانش از طریق وبلاگ در ارتباط است. مطالبی را به آنها می آموزد و از نظرات آنها در وبلاگش به عنوان یک محیط درسی استفاده می کند. جای خرسندی بود که در روز رسانه های اجتماعی، پای صحبتهای ایشان بودم.با خودم فکر کردم ما در حوزه تخصصی خودمان، انگار فقط با رسانه های اجتماعی بازی میکنیم! گاهی بازی به معنی سرگرمی و گاهی مقاله بازی! کارهای دارای ارزش افزوده ما در این حوزه بسیار اندک است. از بقیه سخنرانیها هم استفاده کردیم. چون به هرحال، هرکدام روش تحقیق خاصی را برای تحلیل شبکه های اجتماعی داشتند. آخرین مقاله، ارائه ما بود که تلاش شد به نمایندگی از جامعه کتابداران، تجربیات استفاده از رسانه های اجتماعی را در کتابخانه ها مطرح کنیم و سعی کردیم که کار، یک کار مقاله ای و متنی نباشد. آقای افتاده، که احتمالاً برخی از شما ایشان را بشناسید، در این همایش زحمت زیادی کشیده بودند که جای خداقوت گفتن به ایشان را دارد. روز بعد، گزارش همایش را نوشته و برای کتاب ماه کلیات ارسال کردم. البته امیدوارم از رسانه های دیگر، دوباره نگویند که فلان و بهمان!

پرده دوم

کلاسهای دانش افزایی از یکشنبه عصر شروع شد. موضوع کلاسها اخلاق حرفه ای است. همانطور که قبلاً هم اشاره شد حسن این کلاسها این است که از همه رشته ها در آن شرکت می کنند و میتوان با اساتید سایر رشته ها تعاملات بیشتری را برقرار کرد.در این دوره، غیر از مطالب آموزنده کلاس، از اساتید دیگر مطالب بسیار قابل تامل و توجهی را آموختم.

پرده سوم

این هفته برنامه با کتابداران از رادیویی کتاب، تکراری پخش شد. در راه منزل پشت چراغ قرمز اتوبان شهید محلاتی (آهنگ) رادیو را گوش میکردم که متوجه شدم تکراری است و گویا اشتباهی شده. انشاله هفته دیگر، برنامه دوم پخش می شود. حدود 70 برنامه پیش بینی شده که امیدوارم توان اجرایشان باشد و مورد پذیرش همه عزیزان مخاطب واقع شود.

پرده آخر

مراسم بزرگداشت تاسیس پرشین بلاگ در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. سعید کوچولوی سابق را هم برده بودیم. هر چند اولش کمی ناز و کرشمه داشت ولی وقتی به مراسم آمد جو سالن، او را گرفت و کمی رنگ و رخش باز شد و شنگول تر گردید! مراسم از سال قبل با شکوهتر بود. در این مراسم از امکانات جدید پرشین بلاگ مثل زیگور و نیز لوگوی جدید پرشین بلاگ رونمایی و از برخی وبلاگ نویسان برتر تقدیر شد. یعنی یازده سال از تشکیل یک سرویس وبلاگ نویسی گذشت. یازده سال از استفاده از وبلاگ در کتابخانه ها هم گذشت. با وجود پیدایش این همه رسانه های اجتماعی رقیب دیگر، جالب است که هنوز وبلاگ نمرده و زنده است. خیلی همت میخواهد که عده ای جوان و با تجربه بخواهند این همه سال، فعالیت کنند و بسیاری از آنها افتخاری و داوطلبانه کار میکردند. مثل انجمن خودمان. دیروز دوست عزیزم دکتر حاجی زین العابدینی هم در مراسم حضور داشتند و بعد از مراسم، در پارک اندیشه، با صحبت درباره مسائل مختلف، از جمله رادیو کتاب و رادیو فرهنگ، اوقاتی را با هم سپری کردیم. خلاصه که هفته پرکاری بود و هنوز هم هست. در مجموع، زندگی وقتی رضایت بخش است که از همه لحظاتش استفاده کنیم. چه برای حرفه و کار، چه برای خانواده و حفظ تعادل برای این دو مقوله.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم