کتابداران فردا

وقتی کتابدار برقکاری میکند!

چند وقتی بود که به نظرم میرسید بالکن منزل فضای مناسبی برای مطالعه است. به خصوص اینکه بسیار دنج است و جای یک صندلی هم دارد و مخصوصا شبها که آرامش در فضای کوچه و محله حاکم است بهتر می توان مطالعه کرد. ولی یک مشکل اینجاست که سه سال است لامپ بالکن سوخته و فرصتی نکرده بودیم تا این لامپ را عوض کنیم. خلاصه امروز جمعه فراغتی برای این امر دست داد. مدتی با حباب سقفی کلنجار رفتیم ولی کلاَ با میخ و پیچش از سقف کنده شد و تنها به واسطه سیم برقش آویزان ماند. حباب خیلی سفت بود و نمیشد کاری ش کرد.

 دیدم از داخل کوچه صدای چند نفر می آید. یکی دو نفر از همسایه ها در آن ساعت از روز مشغول گپ زدن با هم در سایه دیوار بودند. یکی از آنها فریاد زد حبابش چرخیه باید بچرخونی. یکی دیگر میگفت دستت رو می بری ها مواظب باش. یکی دیگه هم گفت باید قاب را نگهداری و حباب لامپ را بکشی تا حباب در بیاید. خلاصه ماندم معطل که بالاخره چه کنم! یک دستکش ظرفشویی دستم کردم که یکوقت اگر حباب شکست داخل دستم نرود و حالا مکافات بخیه زدن دست را داشته باشیم. در همین حین شنیدم که بر تعداد نفرات نظر دهنده راجع به حباب لامپ بالکن منزل ما افزوده شده و بعد باهم راجع به شیوه تعویض حباب بحث و تبادل نظر می کنند!

دیدم که عجب سوژه ای امروز درست شد! آخر سر هم مدیر ساختمان آمد منزل ما و با چند چرخش حباب را باز کرد و گذاشت کف دستم و باقیش هم با خودم! یعنی بستن هولدور و گذاشتن لامپ. حالا دیگر با خیال راحت میتوان شبها در بالکن مطالعه کرد و بعضی وقتها هم لب تاب رو برد و چیزی نوشت!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم