کتابداران فردا

سه شنبه سنگاپوری

امروز هم ابتدا به محل نصب پوسترها رفتیم و چند نفری را که در زمینه پوسترمان سوال داشتند دیدیم و با هم صحبت کردیم. با یک کتابدار هندی آشنا شدیم که در ایالت خودشان یک کتابخانه روستایی راه اندازی کرده بود که افراد به طور داوطلبانه با آن همکاری میکردند. دیدم که ویژگیهایش خیلی شبیه کتابخانه فاطمه های خودمان است. در این مورد برایش توضیح دادم و لینک کتابخانه فاطمه ها هم سایت و هم وبلاگ را برایش ارسال کردم. تعجب کرده بود که چقدر نحوه راه اندازی و اداره این دو کتابخانه به هم شبیه است. سپس گفت که ما از نقاط مختلف جهان سکه هایشان را به عنوان یادگاری جمع میکنیم. یک سکه 50 تومانی همراهم بود که به عنوان یادگاری از ایران به او دادم.

ساعت یک ربع به دو رفتم سالن شماره دو که سخنرانی خانم دکتر تیمورخانی بود. عکس و فیلم گرفتم تا شب در وبلاگ قرار دهیم. ناهار را در همان سالن کنفرانس صرف کردیم. یک هوکامه با آب پرتقال! کمی هم بیسکوییت. نمیشود گوشت خورد به خصوص همبرگر یا سوسیس و کالباس! آدمیزاد نمیداند از چیست؟! خرچنگ-ماهی؟! اینجا اگر کسی جانش را دوست نداشته باشد باید از چراغ قرمز بگذرد. ولی اگر چراغ عابر پیاده سبز باشد حتی موتوری ها هم برایتان توقف میکنند. داخل مترو نوشیدن و خوردن ممنوع است و حدود500 دلار جریمه دارد. جویدن آدامس هم در کل شهر 500 دلار جریمه دارد. بگذریم. فردا روز آخر ارائه پوسترهاست و باید پوسترمان را برداریم. چند تا از غرفه ها هم در فرم نظرسنجی شان شرکت کردیم شاید یک آی پد برنده شدیم!چند دقیقه ای می شود که برگشتیم هتل. به دلیل سرماخوردگی در یکی از رستورانهای مجاور هتل یک سوپ گرم خوردیم که داغی اش گلو را باز کرد ولی بلانسبت بقیه غذا مزه عجیبی می داد که ترجیح دادیم نخوریم! قربان همان آبگوشت و چلوکباب خودمان!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم