کتابداران فردا

بازگشت از سنگاپور

ایمیلهایم را که باز کردم خبر ناگواری را مربوط به خواهرزاده دوست عزیزم، آقای دکتر حاجی زین العابدینی خواندم. بسیار متاثر و متاسف شدم. انشاله خداوند به این خانواده های داغدیده شکیبایی و صبر بدهد. خداوند آن کوچولوی دوست داشتنی را جزو ملائک خود قرار دهد. روز آخر همایش ایفلا، در نشستهای دسترسی آزاد و نقش آن در مدیریت دانش، و نیز تحویل مدرک در عصر جدید شرکت کردم. ایده های جدیدی مطرح شد که میتوانیم از آن در کتابخانه های خود استفاده کنیم. البته گفتنی است که بسیاری از مسائلی که در این جلسات مطرح شد، کتابداران ایرانی نیز در کتابخانه های خود به کار برده اند و در این راه، همگام با بسیاری از کتابخانه های جهان نیز هستند. نکته قابل توجه، چالشهای انتهای هر نشست بود. به طوریکه بلافاصله پس از سخنرانی ها دستهای حاضران بالا می رفت و سوالات یا پیشنهادهای خود را مطرح میکردند و صحبتهای قابل توجهی رد و بدل می شد.

در حین استراحت بعد از ظهر در طبقه همکف، با آقای مختاری که از دانشجویان دکتری ایرانداک هستند صحبت میکردیم که آقای نسبتاً میانسال به نزدیک میز آمد و گفت میتوانم اینجا بنشینم؟ بعد از پذیرش ما نشست. خودش را افشاری معرفی کرد و گفت از کتابخانه عمومی مرکز شهر استکهلم هستم و تا حالا 5 بار در ایفلا شرکت کرده ام. 1995 به سوئد رفته و آنجا پس از خواندن درس کتابداری، مسئول یکی از قسمتهای کتابخانه عمومی در استکهلم شده بود. گفت که با حمایت کتابخانه اش به ایفلا می آید. نکات بسیار جالبی مطرح کرد که در یک نوشتار مستقل به آن خواهم پرداخت. به اتفاق هم به مراسم اختتامیه ایفلا رفتیم. اینگرید پارنت، رئیس سابق ایفلا که امروز کرسی ریاست را تحویل می داد سخنرانی کرد. پس از آن پوستر برتر امسال و نیز کسانی جوایز ایفلا را برای سفر رایگان به لیون 2014 و نیز پیراهن ایفلا برده بودند اعلام شدند.

کیپ تاون در افریقای جنوبی، به عنوان میزبان ایفلا در سال 2015 معرفی شد و کتابداران افریقایی حاضر در سالن با تکان دادن پرچم کشور خود، بسیار شادمان شدند. مسئول فرانسوی ایفلا 2014 نیز درباره برگزاری این کنگره در سال آینده در لیون صحبت کرد و تیزری از مکان همایش سال آینده ایفلا پخش شد. بعد از آن خانم سینیکا سیپیلا رئیس دوره بعدی که تا سال 2015 بر این مسند می نشیند صحبت کرد. وی بیان داشت که کتابخانه های نیرومند، جوامع را نیرومند خواهند کرد و در این باره به بحث پرداخت. دست آخر هم تیزر دیگری از تلاش افراد راهنما و داوطلب که یاور شرکت کنندگان در طول برگزاری همایش بودند پخش شد و بعد هم از همه خداحافظی و برای شرکت در لیون 2014 دعوت کردند. تالار 404 را ترک کردیم و بعد رهسپار ام ار تی (مترو) به سمت هتل شدیم.

در هتل، چمدانها را برای حرکت روز بعد بستیم. دقایقی نگذشته بود که صدای آژیر خطر آتش به صدا در آمد. اهمیتی ندادیم! بعد دیدیم انگار بوی دود هم می آید. در اتاق را بازکردم و دیدم که بقیه مسافران هتل، که عمدتاً چشم بادامی بودند، با کوله پشتی به دست در حال فرار به سوی پلکان اضطراری هستند. شگفت زده در حال تماشای این صحنه بودم. از خدمه آنجا که مالزیایی بود پرسیدم چه شده گفت چیز مهمی نیست یک آتش سوزی کوچک در طبقه اول بود که برطرف شد! به هرحال به خیر گذشت!

روز بعد، ساعت نه صبح سنگاپور را به مقصد مالزی ترک کردیم. حدود ساعت نه و بیست دقیقه به خروجی سنگاپور و نه و پنجاه به ورودی مالزی رسیدیم. بعد از گذشت پنج ساعت وارد کوالالامپور شدیم. زیبا، سرسبز و بزرگ و در مقایسه با سنگاپور، شلوغتربود. ترافیک هم بسیار سنگین بود ولی با پنج دقیقه تاخیر به پایانه رسیدیم. حدود ساعت چهار به هتل خود که اسمش داینا استار بود رسیدیم. طبقه 27! هیچ وقت در چنین ارتفاعی در یک ساختمان نبودم! خواستیم به اینترنت وصل شویم که گفتند باید 5 رینگیت مالزی پرداخت کنید. به هرحال چون باید ایمیل ضروری جهت اعلام وصل خود به مالزی می زدیم به اینترنت وصل شدیم و طی یک ساعت زمانی که داشتیم کار خود را انجام دادیم. شب زمان مناسبی برای قدم زدن در شهر بود. اطرافمان برجهای سر به فلک کشیده، بیمارستان و رستورانهای هندی بود. از آنجایی که غذا بسیار تند هست و نمیتوان از مری آنها را پایین برد و بلعید، ترجیح دادیم شام نخوریم. سرانجام دیروز عصر ساعت 6 بعدازظهر به تهران رسیدیم. در فرودگاه بعد از تحویل گرفتن بار از خانم دکتر صمیعی و خانم تیمورخانی خداحافظی کردیم در حالیکه چمدانهایی از تجربه را به منزل می بردیم...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم