کتابداران فردا

پر شاپرک

این هم پنجمی اش. باور کردنی نبود. یکی دو تا سه تا موردش قابل قبول! لابد عیبی دارند. ولی پنج تا دیگر کمی ابهام آمیز بود.نکند قصد سویی در کار باشد؟ نکند مشکلی وجود دارد که از آن بی خبرم؟ نکند؟!..سوالات و ابهامات رهایم نمی کند. دیگر قابل تحمل نبود. بعد از شش ماه زحمت، اینطور باید شود؟ نشستم و فکر کردم. دست به کار شدم. محترمانه، ابهام را نوشتم. محترمانه هم پاسخم را گرفتم. ولی قانع نشدم. پاسخ مبهم بود. خیلی مبهم. فقط خستگی شش ماه تلاش در تنم ماند. در مترو که داشتم به این موضوع فکر میکردم با خودم عهد می بستم که اگر روزی در چنین موضعی قرار گرفتم، سلیقه محور نباشم و این شعر به ذهنم رسید و بالاخره کمی خودم را قانع کردم:

دوست دارد یار این آشفتگی   کوشش بیهوده به از خفتگی

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم