کتابداران فردا

غرایب و عجایب

گاهی که به اطراف خود خوب نگاه  میکنیم، چیزهای عجیب و غریبی می بینیم که بعضی از آنها خود مایه پژوهش است و بعضی هم منشاء حیرت! یک روزگاری کنار محوطه دادگاهها عریضه نویسها بودند که عرایض شاکیان و متشاکیان را تایپ میکردند و تا مدتها این شغل در اختیار افراد متبحر امور تایپ بود. روزگاری که آموزش ماشین نویسی ما از طریق دستگاههای تایپ قدیمی بود میگفتیم در آینده می رویم کنار دادگاهها کار انجام میدهیم و بیکار نمی مانیم! هرچند با پیدایش رایانه، دیگر کار و کاسبی عریضه نویسها کساد شده و حتی در کافی نت ها می بینید که تحقیق(!) را هم برایتان در طرفه العینی انجام می دهند ولیکن هنوز کنار برخی سفارتخانه ها بساط این افراد را می بینید.

هر روز که از خیابان ارغوان، به سمت اتوبان صدر میروم از مقابل سفارت هلند رد میشوم. یک خودرو پراید هست که روی آن تابلویی نصب است. همه جور کار انجام میدهد. از تکمیل فرم درخواست روادید بگیرید تا بیمه نامه سفر و لابد جور کردن بلیط، اقامت در هتل و لابد پارتی بازی برای دریافت روادید! نمیدانم شاید! ولی امروز یک مورد جالب دیدم که باعث شد چند دقیقه ای حیرت زده به این صحنه خیره شوم. دیدم که یک خانم و اقایی به ترتیب می آیند می ایستند جلوی دیوار و یک نفر ازشان عکس میگیرد. کمی که به این صحنه دقت کردم فهمیدم که آقای همه کاره یک پلاستیک سفید به دیوار نصب کرده و برای کسانی که یادشان رفته یک عکس سه در چهار با خودشان بیاورند عکس می اندازد و خدا میداند چقدر کاسبی میکند! یاد وضعیت خودمان افتادم که گاهی چقدر ساده و بی دردسر برای کاربران خود کتاب و مقاله پیدا میکنیم و از این بابت خوشحال میشوند و غیر کتابدارانی هم هستند که چه کاسبی هایی از فروش این کتاب و مقالات به جیب نمیزنند! به قول معروف دیگران نوشتند و ما خوردیم، ما بنویسیم و دیگران بخورند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم