کتابداران فردا

دانشگاه هیولاها و کتابدار

دیروز دو سری برنامه دیگر با کتابداران را با حضور خانم دکتر اسدی ضبط کردیم. روز عجیبی بود. جا برای پارک ماشین گیرنمی آمد. وقتی هم خواستم برای آفیش وارد سازمان شوم با جمعیتی از بچه ها مواجه شدم که میخواستند بروند برنامه خاله شادونه! خلاصه به هر ترتیب موفق شدم یک و ده دقیقه برگه ورودی را تحویل بگیرم. ولی دیگر نمیشد سوار سرویس شوم. تمام مسیر را تا ساختمان شهدای رادیو دویدم. نفس زنان وارد استودیو شدم و راس یک و بیست دقیقه برنامه را شروع کردیم. دو برنامه ضبط کردیم تا ساعت 14. یکی درباره فعالیتهای انجمن و دیگری درباره رفتار اطلاع یابی بر اساس سبکهای شناختی. خانم دکتر اسدی هم متواضعانه دربرنامه شرکت و صحبتهای مفیدی را انجام دادند.

عصر، کلاس مدیریت اسناد داشتم. ارائه خانم بشیری بود. یکی از موضوعاتی که بحث کردند باعث شد ایده شروع یک پروژه جدید شکل بگیرد که قرار شد برای درس آرشیو روی آن کار کنیم.شب دو نفر مسافر عزیزتر از جان به مقصد نایین داشتیم که آنها را به ترمینال رسانده و برگشتیم منزل. فعلاً تا جمعه تنهاییم! منزل خیلی سوت و کور شده! به قول پدرخانم گرامی، انگار در ماشینی نشستیم که موتور ندارد!

امروز حین کارهایم نمیدانم چرا هوس کردم کارتون دانشگاه هیولاها را که در واقع به نحوی ادامه کارخانه هیولاها ولی به سبک دیگری هست ببینم. چون حوصله همه کارتون را نداشتم تند تند جلو میزدم که ببینم آخرش چه میشود! یک قسمتش توجهم را جلب کرد! گروهی از هیولاها در کتابخانه با کتابدار در افتاده بودند! کتابدار، یک هشت پای سی متری بود که کاربرانی را که به زعم خودش مزاحم بودند از کتابخانه پرتاب میکرد به رودخانه وسط دانشگاه! و این گروه هیولاها آنقدر سربه سر کتابدار مزبور گذاشتند که از نفس افتاد! ((هورا! شما از پس یک کتابدار سی متری براومدید!)) این بخشی از دیالوگ شخصیت اول این کارتون بود! تا حالا خودمان را به صورت یک هشت پا تصور نکرده بودیم! سوژه بانمکی بود. چند تا مقاله عقب افتاده و ناقص هم هست که باید رویشان کار کنم. اگر هم مشکلی پیش نیاید کتاب یک دهه وبلاگ نویسی کتابداران ایران که با همکاری خانم پاکدامن، آقای زره ساز و دکتر زین العابدینی تدوین شده این هفته منتشر می شود. کار گروهی بود که به نظر می رسد در بین آثار تدوین شده در حوزه وبلاگ نویسی کتابداران جایش خالی می نمود. انشاله که اثرگذار هم باشد. برای امروز کافیست بهتر است به سراغ کارهای دیگر خود بروم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم