کتابداران فردا

سه گانه ها تا وسط هفته

گانه اول: یاد عباس، یاد حری

عصر پنجشنبه هفته گذشته، را در دانشگاه تهران سپری کردیم. عصری به یاد ماندنی با حضور دکتر هادی حری، دکتر بنی اقبال، استاد نوش آفرین انصاری عزیز، دکتر نقشینه، دکتر بنی اقبال و سایر دانشجویان و دوستان. به یاد زنده یاد دکتر حری نهالی در مقابل دانشکده کتابداری کاشته شد که شرح این ماجرا در سرو عباس رفته است.خانم دکتر بنی اقبال هم میگفتند که دکتر حری همکلاسی و مغز متفکر کلاسشان بود. هر تصمیمی میخواستند بگیرند نظر نهایی او، یعنی عباس آقا می داد. دکتر بنی اقبال میگفتند به دکتر حری میگفتیم عباس آقا! احساس کردم دکتر بنی اقبال از اینکه در یک جمع جوان است خیلی احساس شادمانی میکند و روحیه مضاعفی گرفته است. ادکایی هم بعد از مراسم دور هم جمع شدند و از تجربه هایشان و بیمها و امیدهایشان گفتند. از ادکای یک تا هفت! فکر نمیکردیم ادکای کوچک، هفت ساله شود! نسل جدیدی که هدفش خدمت به کتابداری ایران زمین است.

گانه دوم: شنبه ارزیابی

شنبه بعد از مدتها به کتابخانه ملی رفتیم. همراه با آقای دکتر عرفان منش. مراسم تقدیر از گروههای آموزشی بود که در فرایند ارزیابی گروهها از سوی انجمن شرکت کرده بودند. خیلی وقت بود که انجمن کتابداری ایران میخواست این برنامه را تدارک ببیند. الحق، زحمت زیادی هم طی این سه سال کشیده شده بود تا شاخص ها مشخص شود. حدود 9 سخنرانی انجام شد از جمله آقایان عمرانی، دکتر رضایی شریف آبادی، دکتر فرج پهلو، دکتر علیپور حافظی، مسعودی، و خانمها استاد انصاری، دکتر باب الوائجی و دکتر شکفته. صحبتهای خانم انصاری مثل همیشه اثرگذار و جذاب بود. اینکه ارزیابی یک حق اجتماعی هست و اینکه سعی کنید با کلاه انجمن کتابداری خواسته ها را طلب کنید نه با کلاه سمتهای دیگر. سر آخر هم از گروههای شرکت کننده در این ارزیابی تقدیر شد. برگشتن آقایان مسعودی و رجبی را همراه خود تا مسیری رساندیم و در طول مسیر از این فرایند که سال بعد جدی تر و با حضور گروههای بیشتر برگزار شود صحبت کردیم. خوشحال بودیم که گروه جوان و کوچک ما، دعوت انجمن را لبیک گفته و برای ارتقای خود تلاش می کند.

گانه سوم: ردش کن! فوری!

تعجبی ندارد! دیگر به این روند عجیب و غریب عادت کردم. اینکه ایده ای داشته باشی و بخواهی به اشتراکش بگذاری ولی ندانی دلیل ایراد کارت چه بوده؟! سه روز قبل مطلبی را برای یکی از نشریات بفرستی، وقتی پرونده مقاله را باز میکنی می بینی که حتی یک روز هم از بررسی مقاله نگذشته و تنها پس از چند ثانیه مهر رد شده رویش خورده! دلیل، برهان، علت، توضیح؟! الله اعلم! شاید دلیلش این باشد که میتوانیم چون میخواهیم! چند باری در آینه خود را دیدم شاید ایراد از چهره است! مهم نیست. این هم یک جور راه و رسم مشتری مداری هست دیگر!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم