کتابداران فردا

طراوت روی آجرهاست روی استخوان رود

بهار که میشود همواره این شعر محمدعلی بهمنی به خاطرم می آید که از پشت شیشه های کدر مات مانده ام کاین باغ رنگ، خواب خزان است یا بهار. یا صدای زنده یاد خسرو شکیبایی که: صدای آب می آید مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟ لباس لحظه ها پاک است... به هرحال، بهار دیگری هم آمد و سالی دیگری تحویل شد. چند روزیست که در منزل پدری به سر می بریم و طلوع خورشید را از شیراز نظاره گرهستیم. هوایی بسیار پاکیزه و مهم تر از همه دیدار پدرومادر بعد از ماهها دوری. هنوز ریه هایمان به هوای تمیز عادت نکرده و سرفه و عطسه امان نمیدهد!

هوای خواب آور، می طلبد آدمیزاد ساعتها استراحت کند. دیروز عصر موقعیتی رخ داد که تا به اتفاق همسر گرامی، و آقایان دکتر حمیدی، دکتر عرفان منش و بصیریان دیداری از دو استاد بزرگوارمان آقایان احمدی لاری و دکتر حیاتی داشته باشیم . آخرین بار استاد احمدی لاری را سال 1388 دیده بودیم. در همایش سوم ادکا در شیراز. ولی دکتر حیاتی را دیگر از دوران کارشناسی در سال 1382 ندیده بودم. ساعتهای بسیار شیرینی را در کنار این دو عزیز گذراندیم. آقای احمدی بسیار شاد و با روحیه بود و به یاد دوران گذشته، خاطرات را زیر و رو کردیم.خاطرات کلاس سازماندهی، سخت گیریهای استاد و اینکه اگر این سخت گیریها نبود از درس سازماندهی هیچ چیزی نمی آموختیم. خاطرات سفرهایی که با هم داشتیم و یاد دوستان و اساتید دیگر. فکر میکنم حدود یک ساعت و نیم منزل استاد بودیم واگر قرار نبود به منزل دکتر حیاتی برویم بیشتر آنجا می ماندیم. چون استاد و همسرشان در غیاب فرزندان که خارج از کشور هستند تنها بودند و به هرحال، موقعیتی بود که بعد از سالها ارادت و شاگردی خود را هرچند اندک و ناچیز ابراز کنیم.دیدار با دکتر حیاتی نیز غنیمتی بود. مثل همیشه متین، آرام، خونسرد و سرشار از انرژی مثبت. همراه با دو نوه شیرین و دوست داشتنی شان. به هرحال، موقعیتی دست داد تا به اتفاق دوستان عزیز، یادی از اساتید خود داشته باشیم و دیداری تازه کنیم. افسوس که زنده یاد فرزین دیگر بینمان نیست تا به یاد سالهای گذشته به دیدار ایشان برویم. راستی اصلاً دیروز فراموش کردیم از اساتید عیدی بگیریم!

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت

مشغول مطالعه وب سایتها بودم که با خبر شدم استاد باستانی پاریزی به رحمت خدا رفته است. زندگی این فرهیخته، همیشه برایم جالب بود که با چه همت و کوششی، تلاش میکرد و با چه زحمتی برای ادب و فرهنگ این مرز و بوم می کوشید. یادش گرامی باد. این مطلب کوتاه هم از خبرگزاری ایرنا خواندم که با شما قسمتش میکنم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم