کتابداران فردا

یک سند، یک هویت

دیروز در کلاس مدیریت اسناد، بحث درباره انواع آرشیوها بود. بحث به آرشیوهای شخصی و نیز خانوادگی رسید. به نظر می رسد خیلی از ما در زندگی خود، سندهایمان را جدی نمیگیریم. غیر از سندهایی مثل عکس و فیلمها، اوراق بهادار و غیره شاید بقیه سندها را در یک خانه تکانی عید به دست سطلهای بازیافت بسپاریم. غافل از اینکه هر کدام از این سندها می تواند برای نسلهای آینده نشانگر وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و به طور کلی وضعیت جامعه یا حتی فعالیت فرد در آن مقطع زمانی باشد. شاید همین امر باعث شده که در امحای اوراق، عکسها، و حتی کاغذهای یادداشت خود، دلهره و وسواس داشته باشم و انباری منزل را سرشار از این سندها کنم ولی چند سال بعد، شاید همین سندها برای یک مطالعه و بررسی کارامد شود. چیزی که مهم است مدیریت و سازماندهی این سندهاست که نباید پخش و پراکنده باشد. به همین خاطر تصمیم گرفتم که این سندهای شخصی را اسکن کرده و در فولدرهایی قرار دهم که بعداً قابل استفاده باشد برخی از آنها هم که قابل اکران است رونمایی خواهم کرد! مثلاً همین تصویری که میبینید که البته با دوربین موبایل از آن عکس گرفته ام خیلی کیفیتش خوب نشده ولی نوشته هایش به زحمت قابل خواندن بود چون از اعماق یک کشو آنها را خارج کردم.

کارت شناسایی فوقمربوط است به سال 1371 و زمانی که کلاس زبان میرفتم. موسسه زبان اندیشه سرا در خیابان رودکی در شیراز. نزدیک اداره مخابرات بود. روزهایی که کلاس داشتم به پدرم به اداره شان می رفتم تا از آنجا کلاس بروم. نمیدانم این موسسه هنوز هم در شیراز هست یا نه. ولی محیط آموزشی بسیار خوب و مناسبی داشت. کانون زبان را تجربه نکردم ولی این موسسه را چرا و شاید سطح آموزش درآن اگر از کانون زبان بالاتر نمیرفت پایین تر هم نبود. به هرحال، روزهایی بود به یاد ماندنی و سرشار از آموخته ها.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم