کتابداران فردا

یک کیهان برای بچه ها

هر سه شنبه که می شد باید کیهان بچه ها می خریدیم و اگر یک روز به تاخیر می افتاد حالمان بد میشد! اینکه پنج تا تک تومانی بدهیم به مجید آقا دکه ای و او هم روزنامه های ما را که برایمان نگه داشته بود بدهد. دو تومان برای کیهان، پنج تومان برای کیهان بچه ها و نزدیک به هفت تومان برای کیهان ورزشی. بعد که می رسیدیم منزل هر کسی دنبال مجله خودش میرفت. پدر ومادر با کیهان و برادر بزرگ با کیهان ورزشی و خواهرم هم برایم کیهان بچه ها میخواند. داستان غوره..شعرهای خانم شعبان نژاد..پاورقی های کوتاه، دکتر مهربان...تا اینکه کم کم خواندن یاد گرفتم. اولین صفحه روزنامه که خواندم صفحه حوادث بود. بعد هم کیهان بچه ها. دامنه فهم و لغات را بالا می برد داستانهای جذابش. به خصوص داستانهایی که راوی اول شخص بود. از آن ها بیشتر خوشم می آمد. یکی دو بار خواستم نقاشی برایشان بفرستم و هر بار پشیمان شدم که شاید چاپش نکنند! شاید هم در نقاشی استعداد نداشتم. روزهای تابستان که نه اینترنت بود و نه رایانه، نه حتی یک آتاری، سر خودمان را با مجله ها گرم می کردیم و واقعاً لذت می بردیم از این لحظه ها.چند وقت پیش فهمیدم مجید آقا به رحمت خدا رفته. هنوز هیکل چاق، صورت بی دندان، چهره مهربان، عینک کائوچویی ته استکانی اش در خاطرم هست. سالها گذشت و دیگر کیهان بچه ها نخریدیم. شاید تغییر سن و سال بود، شاید تغییر منزل. نمیدانم.

تا اینکه دیروز بعد از مدتها دوباره یک کیهان بچه ها دیدم. قطع، همان قطع بود. ولی محتوا فرق کرده. جذابیت سالهای کودکی را نداشت. تازه قیمتش هم دویست برابر بود. یعنی 1000 تومان. نمیدانم بچه ها هنوز از خواندن مجلات رنگارنگی که اطرافشان هست لذت می برند؟ از دیدن این همه بازی، سرگرمی، امکانات، حوصله شان سر نمیرود؟ هنوز دوست دارند نقاشی بکشند؟ هنوز توی مدرسه سر خواندن مجله با هم دعوا می کنند؟ یا اینکه همه سر بزیر و متمرکز روی آی پدهایشان هستند و بیشتر از آن را هم میخواهند؟ نمیدانم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم