کتابداران فردا

یک بعدازظهر در کانون پرورشی کودکان و نوجوانان

دیروز بعد ازظهر،مهمان کانونی ها بودیم. همراه با دوست عزیز، آقای دکتر اکبری تبار. بحث راجع به کاربرد رسانه ها در ترویج کتابخوانی برای کودکان و نوجوانان بود. حدود ساعت دو از دانشگاه راه افتادم و نزدیک به دو و نیم رسیدم. لوگوی معروف کانون، روی دیوارهای سیمانی خودنمایی می کرد. وارد کتابخانه شدم. در کتابخانه، گپ و گفتی با خانم دکتر ذاکر و آقای دکتر طوفانی داشتیم. کتابداران هم در محل نشست جمع بودند و دیگر مشغول صحبت شدیم. قرار شد درباره رسانه ها بحث کلی داشته باشم و بعد دکتر اکبری تبار درباره رسانه های اجتماعی، بحثهایی را شروع کند. نشست قابل تاملی شد و سوالات مختلفی هم پرسیده شد. باز هم بعد از نشست، درباره وضعیت کتابخانه ها، اینکه فقط خواندن کافی نیست و اثرش باید مشخص شود با دوستان گفتگویی داشتیم. حدود ساعت 18 کتابخانه کانون را ترک کردیم درحالیکه پیش خود کتابدارانی که عاشقانه در کانون تلاش میکنند تحسین می کردم آهسته آهسته به سمت میدان ونک پیاده راه افتادم. در هوای بسیار خنک و مطبوع بهاری، دلم نمی آمد که سوار اتوبوسهای شلوغ شوم. قرار شد با دکتر اکبری تبار دوشنبه آینده جلسه ای داشته باشم درباره یک کار تحقیقاتی مشترک. ساعت 20 رسیدم دانشگاه و تا رسیدم منزل ساعت دیگر 22 شده بود. در پارکینگ، مشغول قفل کردن ماشین بودم که آقای همسایه با لب تابش آمد و چند سوال فنی پرسید. بیست دقیقه ای سرپا کار لب تاب را انجام دادم و بعد از شام هم دیگر چیزی نفهمیدم که صدای خروسی از دوردستها که نمیدانم در کجا بود بیدارم کرد. صبح شده و یک روز دیگر آغاز.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٠٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم