کتابداران فردا

سکوت زیرآب

پنجشنبه و جمعه هفته گذشته، فرصتی دست داد تا تعطیلات آخر هفته را در اقامتگاه زیبای دانشگاه در زیرآب بگذرانیم. دو روز دور از سروصدا و هیاهو، دور از دود و حتی اینترنت سپری شد. جنگل نوردی و بهره بردن از هوای پاک خدادادی، روح و جسم را طراوت می بخشد. شبها صدای شغالها و روباهها را که با هم و یکصدا زوزه می کشیدند می آمد. صبح میدیدی که در این ور و آن ور پرهای مرغان ریخته و معلوم میشد به مرغدانی شبیخون زده اند! در این دو روز موقعیتی شد تا پایان نامه یکی از دانشجویان را که داورش بودم مطالعه کنم. کار سنگین و حجیمی کرده بود. البته در کنار نقایصی که داشت تمیز بود.یکشنبه به دانشگاه شاهد رفتم و این دفاع هم برگزار شد. البته چون با ماشین نرفتم سه چهار ساعتی طول کشید برگردم دانشگاه. همکاران دانشگاه شاهد را هم دیدم بعد ازمدتها. همگی خوب بودند و سلامت.

دوشنبه که به دانشگاه رفتم دیدم کم کم همه اتاقها و حتی آبدارخانه دانشکده کار جابجایی شان به ساختمان جدید به اتمام رسیده و فقط گروه ما مانده و کتابخانه. کار بسته بندی کتابها رو به اتمام است. فقط مانده جابجایی. به قول معروف، نیروهای واکنش سریع کتابدار، آخر هفته به کتابخانه می آیند و در عرض چند ساعت همه چیز را می برند به ساختمان جدید و کار چیدمان شروع می شود. عصر دوشنبه جلسه کمیته تخصصی مرکز اطلاعات و مدارک علمی جهاد کشاورزی بود. دوستان و همکاران را دیدم. آقایان  دکتر علیپور که به تازگی پدر شده، دکتر گیلوری، دکتر زین العابدینی، دکتر رضایی شریف آبادی و آقای حافظیان. خانمها دکتر حریری و شهمیرزادی. درباره طرحهای سازمان بحث شد و تصمیم گیریهایی صورت گرفت. در همان جلسه باخبر شدیم خانم پازوکی در مقطع دکترا در دانشگاه الزهرا پذیرفته شده است. مبارک باشد انشاله.

امروز دانشگاه نرفتم. به شدت خسته بودم و سرم سنگین بود. هر چند از شش صبح بیدار شدم تا نزدیکیهای ظهر روی مقاله هایم کار میکردم ولی بعد از ظهر آرامی بود و کمی استراحت کردم.فردا صبح باید امورات کتابخانه رتق و فتق شود و بعد ازظهر هم ضبط برنامه با خانم دکتر شکفته داریم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم